|
نگاهى به فيلم سينمايى پابرهنه در بهشت
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش خواستگارى آبجى خانم نوشته و كار فهيمه ميرزا حسينى
|
|
|
|
|
|
ايوب آقاخانى اعلام كرد:
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم سينمايى پابرهنه در بهشت
كليشه زدايى از ژانر معناگرا
در فيلم سينمايى پابرهنه در بهشت بهرام توكلى كه بر اكران سينماهاست، انتخاب زاويه نگاه جديد از مرحله طراحى و پرداخت خط داستانى وارد كار شده و اصل بر آشنايى زدايى از مولفه ها، مفاهيم و كاراكترهاى آشناى فيلم هاى معناگرا قرار گرفته است. به گزارش خبرنگار مهر، توكلى در پابرهنه در بهشت تلاش مى كند با انتخاب زاويه ديد جديد مقطع حساس زندگى هاى نزديك به مرگ را واجد نوعى تازگى كند كه اين مهم از طريق اطلاعات دهى تدريجى و نگاهى تازه به كاراكتر كليشه شده روحانى در فيلم هاى ايرانى چند سال اخير هم مى آيد. اهميت فيلم بيشتر از جايى نشات مى گيرد كه انتخاب زاويه نگاه جديد به گونه اى كاربردى از مرحله طراحى و پرداخت خط داستانى وارد قصه شده و به نوعى اصل را بر آشنازدايى از مولفه ها، مفاهيم و كاراكترهاى آشنا قرار داده است. اينگونه است كه اين چيدمان به تصويرى مى انجامد كه از ابتدا تكليف مخاطب با آن روشن نيست و همين روشن نبودن، گزينه هايى مختلف را پيش روى او قرار مى دهد. همانطور كه اشاره شد پابرهنه در بهشت نگاهى جديد به مقطع قبل از مرگ دارد و از معدود آثارى است كه مى تواند ژانر كليشه شده و تازه تاسيس معناگرا را احيا كند. اين مقطع براى قشرى از بيماران مبتلا به بيمارى هاى لاعلاج (ايدز) به تصوير درمى آيد و با اين انتخاب فيلمساز به نوعى باورهاى اخلاقى را در كنار آموزه هاى مذهبى قرار داده و مفاهيم بنيادين هر يك را به چالش مى كشد. اين مهم بخصوص وقتى محقق مى شود كه بخش پنهان شخصيت ها مورد كالبدشكافى قرار گرفته و تضاد ميان اين مفاهيم به گونه اى غريب برجسته مى شود. به عنوان مثال جايى كه پزشك آسايشگاه (امين تارخ) اعتراف مى كند خودش هم به اين بيمارى مبتلاست و راه انداختن اين مركز به نوعى پاسخى به نياز درونى خودش بوده، حرف هايش در مورد نياز به حضور روحانى براى احياء رابطه از هم گسسته بيماران و خداوند بازتابى گسترده تر پيدا مى كند. فيلم از ابتدا نشانى واضح و روشنى از مكانى كه يحيى (هومن سيدى) خودخواسته وارد آن شده ارائه نمى دهد و به گونه اى ابهام و به تبع آن گزينه هاى مختلف را در ذهن مخاطب ايجاد و با اين گزينه ها بازى زيرپوستى مى كند. اين وجه به مدد روايت اول شخص و نريشن يحيى از ابتداى فيلم نيز حاصل شده كه تجربه هاى خاص خود را بسان كابوسى واقعى روايت مى كند و از آنجا كه اين كابوس ذهنى است، او كمتر سعى در توضيح واضحات و روشن كردن ابهامات دارد. در واقع مخاطب نمى داند اين شخصيت به چه مكانى وارد شده و با گزينه هاى ممكن كه در ذهن او شكل مى گيرد، مكان را به يك آسايشگاه روانى نسبت مى دهد. هر چند اين اطلاعات در ادامه با داده هاى تدريجى تصحيح مى شود، اما هيچكدام رد نمى شود. به اين ترتيب ذهن مخاطب تكميل پازل نهايى را با تحليل داده ها انجام مى دهد و در نهايت به تصويرى روشن در ذهن خود و نه به وسعت ذهنيت همه مخاطبان مى انجامد. روحانى بودن يحيى هم يكى از وجوه ديگر است كه از ابتدا به آن اشاره اى واضح نمى شود و كدهاى ارائه شده نيز در جهت آشنايى زدايى از اين كاراكتر آشنا هستند. كاراكترى كه در فيلم هاى ايرانى با توجه به نوع پوشش، حرف زدن، منش و رفتار بدل به تصوير و قالبى از پيش تعيين شده گرديده و هر بار هم بازيگرى جديد تنها زحمت پوشيدن اين لباس تكرارى را به خود مى دهد بدون آنكه بتواند اين قالب آشنا را ارتقا داده يا مال خود كند. نوع حضور كاراكتر روحانى در اين فيلم برخاسته از نگاهى غيركليشه اى به اين شخصيت است. اين وجه از اولين مرحله يعنى انتخاب هومن سيدى وارد كار شده بازيگرى كه در فيزيك هم نشانى از روحانى هاى مرسوم و قابل انتظار ندارد و نكته مهم استفاده بهينه از آرامش، انفعال و سادگى ذاتى اين بازيگر در ترسيم چهره اى متفاوت از روحانى است. اين ويژگى ها در يك تكه نان تصويرگر سربازى بود كه اصرار بر متفاوت شدن از ديگران به تصويرى ساكن و تحميلى از او انجاميد، ولى در پابرهنه در بهشت يك روحانى غيركليشه اى مى سازد. در طول فيلم هيچگاه يحيى را در لباس روحانى نمى بينيم و با گذشت چند سكانس و آشنا شدن با اين شخصيت است كه متوجه روحانى بودن او مى شويم. در كنار اين معرفى تدريجى، يحيى با خصوصياتى شخصيت پردازانه برجسته مى شود. او كمتر حرف مى زند و در واقع با كلام ارتباط خوبى ندارد. در حالى كه روحانى هاى عرصه تصوير همواره به واسطه تسلط به سخن گفتن و وعط و نصيحت از اطرافيان خود متفاوت مى شوند. يحيى در پى موعظه و پند و نصيحت نيست بلكه به زعم خود در حال فراگيرى درس خود از زندگى است. او به ميل خود به چنين آسايشگاهى منتقل شده و به هر كسوتى درمى آيد تا نوعى همه شمولى شخصيت روحانى را با رهايى از كليشه هاى موجود به رخ بكشد. اين شايد همان وجه كاربردى و واقعى باشد كه به زعم فيلمساز به احياء رابطه روحانى با قشر عادى جامعه انجاميده و مى تواند آموزه هاى زيرپوستى آنها را نيز به گونه كاربردى از سطح شعار و موعظه به سطح رفتارهاى روزمره مردم بياورد. فيلم با تعبير بهشت از بخش دائمى كه بيماران از آن بازگشتى ندارند، در كنار مفاهيمى چون پاكى و پاكدامنى كه در خط فرعى دختر بيمارى كه نگهبان آسايشگاه قصد ازدواج با او دارد، به آن پرداخته مى شود نماى نقطه نظر به اين مفاهيم را تا حد زيادى عوض مى كند و زواياى جديدى را پيش روى مخاطب قرار مى دهد. در پابرهنه در بهشت استفاده كاربردى از تصاوير ويدئويى در افشاگرى شخصيت دكتر انجام شده و متفاوت بودن جنس اين تصاوير از آنچه كابوس ذهنى يحيى است، به نوعى در ايجاد تنوع و تضاد تصويرى كمك مى كند. به ويژه وقتى متوجه مى شويم اين كابوس در كابوس به نوعى حاصل اعترافات شخصى يحيى در نوار كاست هم هست و با يك چرخش در پايان همه چيز حاصل تجربه كسب كردن يحيى در گذشته تعبير مى شود. يحيى در آخرين ديالوگ فيلم هنگام گام نهادن به بخش دائمى بيماران مبتلا به ايدز مى گويد (با ورودم به بهشت تازه نقشم به عنوان روحانى روشن شد). تجربه اى كه به نظر مى آيد در خاطره ذهنى او جاى مى گيرد و تصوير چگونگى رسيدن او به اين مرحله از تزكيه پيش روى مخاطب قرار گرفته است. همانطور كه با استفاده از نريشن كليت فيلم به مثابه منولوگ ذهنى شخصيت اصلى تعبير مى شود. توزيع اطلاعات در طول قصه از ويژگى هايى است كه سازنده نقطه قوت فيلم از مرحله نگارش است. اطلاعات در مورد لوكيشن آسايشگاه بيماران لاعلاج، معرفى مكان و شخصيت اصلى حتى شخصيت هاى فرعى به گونه اى تدريجى و مقطعى ارائه مى شود و در نهايت مخاطب را گام به گام با نقاط ديد جديد مواجه مى كند. پابرهنه در بهشت نخستين فيلم بلند سينمايى بهرام توكلى با بازى امين تارخ، هومن سيدى، افشين هاشمى و نگار جواهريان است و داستان يك روحانى جوان را روايت مى كند كه تصميم مى گيرد براى مدتى زندگى در كنار بيماران مبتلا به ايدز را تجربه كند. اين فيلم از چهارشنبه ۲۸ فروردين در گروه سينمايى عصر جديد اكران شده است. اين فيلم موفق شد از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر جايزه ويژه سال پيامبر اعظم (ص) را از بخش بين الملل و سيمرغ بلورين بهترين فيلمبردارى، بازيگر مرد مكمل، صدابردارى و بهترين فيلم اول را براى حميد خضوعى ابيانه، افشين هاشمى، حسن زاهدى و داريوش صادقپور به ارمغان آورد. پابرهنه در بهشت در رشته هاى كارگردانى، تدوين، طراحى صحنه و لباس و گريم هم نامزد بود.
|
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش خواستگارى آبجى خانم نوشته و كار فهيمه ميرزا حسينى
بناى باشكوه بازى سازى
على شمس صحنه پستويى است در پس خانه اى دراندشت كه حتمى در پشت گربه روهاى ميانى حياط اندرونى واقع است كه نورش را از نيم ارسى هاى سه چشمه رو به حياط مى گيرد كه خنكاى خشتى پى هاى نم خورده اش جايى براى رز كردن انگور و بند كردن انجير و خواباندن ترشى و تازه گذاشتن تره بار است. كنج دنج پرخرت و پرتى كه از ديگ و سيخ و سنگ و سه پايه و ديگ بر و چمچمه و كرسى و گالش و چارقد و ارسى همه را در خود مجموع دارد. انبارى كه يك خانه نيمه اعيان كه از قضاى روزگار چهار دختر دارد و براى بزرگ ترين آنها امروز خواستگار مى رسد. آن سه تا را مادر كرده در پستو كه اين كار انگار رسم بوده و زياد مى شده از اين كارها. آن وقت ها. حالا بازار داغ مزقان و ترانه و غيبت و تقليد و حدس و طعنه و تحريك و گمان اين ۳ دختر است راجع خواستگار آبجى بزرگ خود كه كيست؟ و كجايى است؟ تمام ماجرا در پس اين قصه مى گذرد با روابطى زنانه و هجمه پردازى هاى شوخ شنگانه اينها براى ترسيم و بازى اطوار و عادات و منش خواستگاران خيالى. به به كه چه بلوايى، حب و بغض، خاله زنك بازى ها ،تهديدها، شيطنت ها و طنازى ها تمام در زبان نمايش شكل مى پذيرد، هر يك از اين سه خواهر كه به واقع سه خواهرند، در زيرزمين بازى نمونه تمام عيار يك دختر مانده خيره به بخت اند و براى آنان كه مى شناسند بازى مى كنند. تمهيد نويسنده براى پيش بردن اين داستان سهل و سطحى استفاده هوشمندانه از حرف و مشاغل گوناگون است كه در تخيل و جانشينى آن به عنوان خواستگار از راه رسيده شكل مى بندد. سه خواهر هر يك از اين آدم ها را بنا بر رد و سرنخ هايى كه به زعم خود به دست آورده اند، بازى مى كنند و ماتريال آنها هر آن چيزيست كه در آن پستو موجود است. كه گاه اين رويه و اين آميزش با ترانه و سرود هم همراه مى شود. به قطاع از متن تا اجرا راه دور نيست به شكلى كه مى توان به اين حدس رسيد كه فهيمه ميرزاحسينى مجموعه اى از ايده ها در به كارگيرى ابزار و تهديل و قرارداد گردن آنها در جايى غير از خود را فراهم داشته كه به تاسى از حضور و هجمه خلاقه آنها، متنى را ترتيب داده. بازيگران در هر فرصتى براى ساخت فضاى خلاقه از لوازم دم دست خود سود مى برند. صدر خيال در ادبيات جان بخشى ايشان بسيار رنگارنگ است و تمام اينها به خوبى در مسير ميزانسن كردن كارگردان، مستحيل شده است. آدم هايى كه به واسطه اشيا تقليد و بازى مى شوند و خصلت شان به توسط رفتار بازى مشخص مى گردد، هيچ گاه از يه عنصر پا فراتر نمى گذارند. با كمترين داشته ها، كارگردان تابلوهاى جالب و فرح فزايى مى آفريند كه هم بر جريان بازى و تزريق ريتم موثر هست و هم بر وجه و عمق اجرا مى افزايد و نيز حواس تيزبين تماشاگر را از ضعف هاى موجود در متن دور مى نمايد. البته در آخر به توسط صداى مادر دستگيرمان مى شود كه خواستگارها هنوز نيامده اند و اينها تمام اين مدت خاك مى دادند به آسياب و خشت مى گرفتند از آن. شيطنت مستتر در دخترها و گله گذارى و غليان هاى زنانه اى كه دارند ( و بالاخص كه تمام اينها در رابطه با دوره تاريخى اثر و نوع تفكر آن دوره ـ كه قاجار است ـ تشديد مى شود) راهى را هموار مى كند كه اين بازى ها و اين شكل از ارايه مضحكه، به طرف يك به كارگيرى بديع برسد. متن در خود مجموعه اى از غرولند ها و گمانه ها را جمع دارد كه به واسطه توانايى كارگردان از غناى مطلوبى برخوردار مى شود. اصل محكم اجرا بر اين امر استوار است. در خلق هاى پياپى و ساخت تصاوير آشنا. استفاده هايى عروسكى كه در عين سهولت و تروفرزى قابليت انتقال مضمون و منظور گروه اجرايى را داشته باشد. در اين اثنا كارگردان تلويحى از برخى آيين ها و سنن نيز در تشكيل فضاى تيميكال قصه سود مى برد. مثل شبيه خوانى واداشت بحر طويل هاى رجزخوانى. جيجى ويجى و طرز گردانش عروسك ها كه به نوعى همان تكنيك taptable است به هر حال چقدر نيكو عروسك ها كه مجاز خواستگاران هستند،خلق الساعه صورت مى بندند و در عمر كوتاه خود معرفى كردار و با رفتار شخصيت خويش اند و جالب اين كه تمام اينها در چشم شوخ خواهرها به تفريط كشيده مى شوند تا آنجايى كه بازى به سبب عدم تناسب و زشتى كردارشان به هم خورده و از صحنه اسامى خواستگار معهود حذف مى شوند. نمايش هاى زنان و طنازى هاى زبانى و رفتارى ايشان در دوره قاجار دستمايه آثار بسيارى بوده كه بعضا در اين حوزه به توفيق هم رسيده اند كه البته بيشترين آنها مبتنى بر قصه هاى دالان دار و تو به تو بوده است. با اتكا به ديالوگ هاى وافر و پردازش هاى كلامى. اما اين اثر در عين گمنامى آدم هاى خود و معرفى ضمنى طبقاتى آنان در اجرا به سويى گرايش مى يابد كه ميزانسن و استريپ پياپى تصويرها نو به نو تازه به تازه قوام مى پذيرد و به اجرا مى رسد. ابزارها در برآيندى فرماليستى، آشنايى زدايى مى شوند و اين امكان از كلمه، واژه و ادبيات جاى خود را به ابزار مى دهد كه البته نقد موازى اجتماعى هم در بعض اين حالات مى تواند مشهود باشد آنچه مى ماند ذكر اين نكته خواهد بود كه در خواستگارى آبجى خانم، اجرايى در سايه خلاقيت، سلامت و ايجاز است كه بازيگرانش در حد بضاعت از پس آن فائق آمده و اجرايى را نصيب مخاطب مى كنند، در يك كلمه ديدنى و اگر بهتر ببينيم، خوش آمدنى.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
نخستين جشنواره بين المللى فيلم بانيا لوكا كه دومين جشنواره سينمايى بوسنى و هرزگوين پس از جشنواره سارايوو است، از دوم مه (۱۳ ارديبهشت) با فيلم اين را به من قول بده امير كوشتوريتسا آغاز مى شود. به گزارش مهر، اسكرين ديلى اعلام كرد در نخستين جشنواره فيلم بانيا لوكا LIFFB كه تا نهم مه (۲۰ ارديبهشت) ادامه دارد، بيش از ۱۰۰ فيلم در هفت بخش شامل سه بخش مسابقه فيلم هاى بلند، مستند و دانشجويى به نمايش درمى آيد. عناوين ديگر بخش هاى بانيا لوكا عبارتند از صلح و تساهل،فيلم و خنده ،زنان فيلمساز ،فيلم هاى برگزيده جشنواره و يك بخش نمايش ويژه كه در آن فيلم هايى چون من به پادشاه انگلستان خدمت كردم ،ييرى منزل، سال هاى اول ويم وندرس، ام شانتى ام فرح خان و پتى اسميت: روياى زندگى استيون سربيگ نمايش داده مى شوند. در جريان برگزارى جشنواره بانيا لوكا چند كارگاه آموزشى و كلاس پيشرفته با حضور چهره هايى چون برند بودر، اندى سركيس، كرستن وارينگ و رادا سسيچ برپا مى شود. جشنواره بانيا لوكا كمك هايى از آكادمى فيلم پراگ، شوراى بريتانيا، آكادمى هنرهاى دراماتيك صربستان، موسسه فيلم مستند چك و مدرسه ملى فيلم و تلويزيون بريتانيا دريافت كرده است.
|
|
|
|
|
ايوب آقاخانى اعلام كرد:
تبديل پروژه چهارفصل تئاتر ايران به كارگاه مشاوره توليد متون نمايشى
كارگاه مشاوره توليد متون نمايشى (چهارفصل تئاتر ايران) با هدف ارتقاء سطح كيفى درام نويسى كشور برگزار مى شود. به گزارش سايت ايران تئاتر ايوب آقاخانى، مسوول پروژه چهارفصل تئاتر ايران طى نشستى جزئيات اجرايى اين پروژه را تشريح كرد. آقاخانى گفت: پروژه نوپاى چهارفصل تئاتر ايران قرار است به كارگاه مشاوره توليد متون نمايشى تبديل شود كه هدف آن ارتقاء سطح كيفى درام نويسى در سطح كشور است. وى توضيح داد: همواره و به بهانه هاى مختلف به شهرهاى كشور سفر كرده ايم و همواره با اين مشكل مواجه شده ايم كه آموخته هاى هنرمندان تئاتر شهرستان پرنقص است. الگوى اين افراد كسانى هستند كه ارتباطشان با جهان امروز قطع است و يا از يكديگر الگو مى گيرند. اين مساله سبب شده كه هرگز با درامى مطلقا مشعشع برخورد نكنيم. البته وضعيت تئاتر تهران مساله ديگرى است كه به آسيب شناسى ديگرى نياز دارد. مسوول پروژه چهارفصل تئاتر ايران درباره اجراى اين پروژه توضيح داد: قرار است در هر فصل موضوعيتى به كارگاه بدهيم و به فراخور هر فصل در هر سال اين موضوعيت تغيير كند. موضوعات سال ۸۷ مشخص شده اما سال ۸۸ اگر همچنان اين پروژه به واسطه پاسخ شايانى كه گرفته باشد برگزار شود، شكل ديگرى خواهد داشت. آقاخانى موضوعات سال ۸۷ را به شرح زير اعلام كرد: فصل بهار با موضوع انقلاب و دفاع مقدس خواهد بود. دليل انتخاب اين موضوع تقارن سى امين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى و همچنين مناسبت آزادسازى خرمشهر بوده است. فصل تابستان با موضوع تئاتر عروسكى و كودك برگزار مى شود كه برگزارى دو جشنواره عروسكى و كودك در اين فصل را شاهديم. در فصل سوم به موضوعات اجتماعى با رويكرد آزاد مى پردازيم. اين فصل هم زمان با برپايى جشنواره هاى استانى و منطقه اى است كه معمولا موضوع اجتماعى دارند. و فصل پايانى با موضوع آثار دينى با رويكرد عاشورايى برگزار مى شود. اين درام نويس مكانيزم عملكرد پروژه چهارفصل تئاتر ايران را اعلام موضوع به استان ها و پذيرش طرح هايى از ادارات كل و به ميزان ۳ برابر ظرفيت از ۳۰ استان بيان كرد و افزود: از هر استان ۱۲ طرح و در جمع ۱۲۰ طرح پذيرفته مى شود. از بين اين طرح ها تعدادى كه شمايل بهتر و داراى پتانسيل قوى تر براى نگارش اند انتخاب شده و براى نگارش تاييد مى شود. در اين مرحله نويسنده كه اغلب از ميان كارگردانان نيز هستند، براى اسكان كوتاه مدت و به هزينه مركز به تهران دعوت مى شوند تا در كارگاه آموزشى شركت كنند. براى اداره اين ورك شاپ ها از اساتيدى استفاده خواهيم كرد كه دستى نيز در آموزش دارند. نويسندگان پس از بازگشت، طرح شان را كامل كرده و متن را براى ما مى فرستند تا پس از تاييد نهايى با قرارداد مركز در استان خودشان اجرا شود. در مرحله نگارش متن هم با ما تماس خواهند داشت. به اين ترتيب نمايشنامه با نظارت پايتخت نوشته مى شود تا اگر بين آثار تهران و شهرستان فاصله اى وجود دارد به يك تعادل نسبى برسيم. وى تاكيد كرد: تجربه نشان داده است در شهرستان ها توان و درك بالايى وجود دارد كه فقط بايد كشف شده و پرورش يابند. وى احتمال داد: اجراى اين طرح در دو فصل آغازين با اندكى تاخير برگزار شود زيرا هنوز استان ها براى ارسال طرح هايشان فرصت خواسته اند اما به مرور در فصل هاى بعد به نتيجه بهترى خواهيم رسيد. وى در پاسخ به مساله نظارت بر تمامى توليدات تئاترى سراسر كشور گفت: كنترل نظارتى به روش هاى ساده ترى نيز انجام مى شود. براى اين كنترل به ورك شاپ نياز نيست فقط ارتقاء سطح كيفى تئاتر مطرح است. آقاخانى درباره زمان تشكيل ورك شاپ هاى فصل بهار به ايران تئاتر گفت: همچنان مترصد اين هستيم كه ارسال طرح ها به پايان برسد. البته پيشنهاد من به امور شهرستان ها اين بود كه اين فرصت كوتاه شود. از اين پس ضرب العجلى اقدام خواهيم كردو نتيجه را نيز با حداكثر سرعت اعلام مى كنيم. با اين حال يك ماه و نيم را از دست داده ايم. به اين ترتيب خروجى قابل قبول ورك شاپ اوايل تابستان خواهد بود اما حضور هنرمندان و تشكيل ورك شاپ ها در بهار اتفاق مى افتد. مسوول پروژه چهارفصل تئاتر ايران از چاپ محصول فرايند ورك شاپ توسط انتشارات نمايش خبر داده و تاكيد كرد: نمى توانيم موضوعات فصل هاى ديگر را در اين فصل بپذيريم چون آشفتگى كه ايجاد مى كند معقول نيست. وى درباره اعتبار اين طرح افزود: اعتبار طرح از محل سه ميليارد امور استان ها تامين مى شود ولى هنوز رقم آن مشخص نيست بايد منتظر خروجى كارگاه بود. در اين گام هاى اوليه آزاد عمل مى كنيم. وى درباره ظرفيت بندى استان ها براى اجراى عمومى توضيح داد: از هر استان مقدار مشخصى طرح مى پذيريم و حتما ۴ متن برتر اجرا مى شوند. اگر رقابت زياد باشد نهايت عدالت را به كار مى بريم و اگر اين حداقل را هم نداشتيم صراحت لهجه من و تاكيد بر ارايه آثار در شان اين پروژه به يارى مى آيد. آقاخانى درباره هيات انتخاب طرح ها نيز گفت: شخص من به عنوان مسوول در جريان طرح ها هستم و علاوه بر آن در هر موضوع از نيروهاى مجرب و تخصصى آن حيطه نيز بهره مى بريم. خواست من اين است كه از يك يا دو هنرمند به عنوان اعضاى ثابت نيز استفاده شود. وى درباره حضور هنرمندان تهرانى در ورك شاپ ها گفت: به طور موردى با هنرمندان تهرانى هم كار خواهيم كرد به اين شرط كه رضايت دهند آثارى كه در مسير پروژه به دست آمده در شهرستان ها اجرا شوند. اين درام نويس درباره استفاده از تجربيات كانون نمايشنامه نويسان دفاع مقدس در شكل گيرى اين پروژه به ايران تئاتر گفت: در شكل گيرى اين طرح هيچ انجمنى دخيل نبوده اما از همكارى تمام انجمن ها و مجامع هنرى وابسته به تئاتر استقبال مى كنيم و اميدواريم با نيت خيرى كه هست در اين مسير همكارى كنند. وى اجراى طرح مشابهى كه در كانون نمايشنامه نويسان دفاع مقدس تجربه شده را ناقص عنوان كرد و توضيح داد: خودم به آن انجمن طرح ارايه داده ام و گرچه طرح پذيرفته شد اما هيچ كس مسئوليت اش را نپذيرفت. طرح آن انجمن هنوز عملياتى نشده و هيچ اتفاقى را در پى ندارد. از آن گذشته آن انجمن تنها با يك مضمون كار مى كند ولى در چهارفصل، موضوعات تغيير مى كنند. وى كار كارشناسى انجام شده روى پروژه چهارفصل تئاتر ايران را از ابتداى زمستان ۸۶ معرفى و ابراز اميدوارى كرد خلاءهاى موجود در اين برنامه طى اجراى آن رفع شود.
|
|
|
|