|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شفاعت بى قيد و شرط نيست
معصومه قره داغى شفاعت بى قيد و شرط نيست و اصل شفاعت، شفاعت كننده و شفاعت شونده همه به اجازه و اذن خداوند است. علاوه بر آن، شفاعت شونده بايد واجد شرايطى باشد كه برخى از آنها ذكر شد و اگر كسى واجد شرايط نباشد مورد شفاعت قرار نمى گيرد؛ هر چند كه همسر پيامبر باشد. حدود سى آيه در قرآن مربوط به شفاعت است كه به چند دسته تقسيم مى شوند: ۱ - آياتى كه شفاعت را نفى مى كنند، مانند:« يوم لا بيع فيه و لا خله و لا شفاعه» روزى كه معامله و دوستى و شفاعت در آن نيست. (سوره بقره، آيه ۲۵۴). ۲ - آياتى كه تنها به شفاعت خداوند صراحت دارند. مانند: «ما لكم من دونه من ولى و لا شفيع» برايتان غير از او هيچ ياور و شفاعت كننده اى نيست. (سوره سجده، آيه ۴) ۳ - آياتى كه از شفاعت ديگران با اذن خداوند ياد مى كنند. مانند: «من ذالذى يشفع عنده الا باذنه» چه كسى در نزد او ]خداوند[ شفاعت مكند مگر به اذنش. (سوره بقره، آيه ۲۵۵). ۴ - آياتى كه شرايط شفاعت شوندگان را بيان مى كنند. مانند: الف) «و لا يشفعون الا لمن ارتضى» شفاعت نمى كنند مگر براى كسى كه مورد رضايت خدا باشد. ب) «ما للظالمين من حميم و لا شفيع» براى ستمكاران، دوستدار و شفيعى نيست. ج) «و سينغفرون للذين آمنوا» فرشتگان براى كسانى كه ايمان آورده اند دعا و استغفار مى كنند. از آيات گذشته روشن مى شود كه شفاعت بى قيد و شرط نيست و اصل شفاعت، شفاعت كننده و شفاعت شونده همه به اجازه و اذن خداوند است. علاوه بر آن، شفاعت شونده بايد واجد شرايطى باشد كه برخى از آنها ذكر شد و اگر كسى واجد شرايط نباشد مورد شفاعت قرار نمى گيرد؛ هر چند كه همسر پيامبر باشد. چنانكه همسر نوح و لوط(ع) به علت فسق مشمول شفاعت نمى شوند. چنين شفاعتى مردم را تن پرور بار نمى آورد. زيرا شفاعت، تنها شامل تلاشگرانى است كه براى ادامه راه نياز به قدرتى دارند كه در كنار آنان باشد. چنين شفاعتى ايستادن در برابر اراده خداوند نيست. زيرا خداوند هم اراده كرده است مجرم را كيفر دهد و هم خواسته كه گروهى مشمول رحمت و عفو قرار گيرند. پيداست كه شفاعت بدين معنا نيست كه رحم ديگران بيش از خداست. چون اولياء خدا به لطف و رحمت او اجازه شفاعت مى گيرند. پيداست كه شفاعت، اراده خداوند را تغيير نمى دهد بلكه همانند توبه است. آرى، گناه كارى كه اولياء خدا به او لطف كنند حالت ديگرى غير از توبه دارد. ضمنا در دنيا راه بخشش گناه متعدد است. شفاعت از شفع گرفته شده و آن در اصل به معنى جفت گرفته شده است. و در واقع مثل اين است كه شخص شفيع با وسيله ناقص شفاعت شده، ضميمه مى شود و تشكيل يك زوج مى دهد كه با آن جلب منفعت يا دفع ضرر از خود مى كند. البته نه هر نفع و ضررى زيرا در مواردى كه اسباب طبيعى، ايجاب خير و شر مى نمايند مانند گرسنگى و تشنگى، هرگز شفاعت نمى طلبيم بلكه به دنبال اسباب طبيعى مى رويم. ما فقط در مورد سود و زيانها كه از ناحيه اجراى قوانين عمومى يا خصوصى اجتماع به ما متوجه مى شود، شفاعت مى طلبيم با اين توضيح كه ميان مولا و بنده و هر حاكم و محكومى احكامى وجود دارد كه اگر به آن عمل شود مستوجب پاداش خواهد بود. گاهى اين پاداش، مدح و تمجيد است و گاهى منافع مالى يا مقامى و برعكس، اگر مكلف سرپيچى و مخالفت نمايد مستوجب كيفر و مجازات مى شود كه گاهى مذمت و توبيخ است و زمانى هم ضرر مادى يا معنوى خواهد بود. بنابر اين در باب احكام دو نوع قرار داد است: يكى قرارداد اصل حكم و ديگرى قرارداد تبعات و نتيجه حكم كه پاداش موافقت و كيفر مخالفت تعيين مى گردد. اين يك اصل قطعى است كه در جميع انواع حكومتهاى عمومى در ميان ملتها و حكومتها نسبت به زير دستان؛ حكمفرماست. اگر كسى بخواهد بدون تهيه مقدمات به پاداشى برسد و يا از مجازاتى برهد، اينجاست كه مورد شفاعت و تاثير آن است. البته نه در همه جا و براى همه كس. چه اينكه كسى كه اصلا لياقت نيل به كمالى را دارا نيست و يا اساسا رابطه اى ميان او و آن كه شفاعت نزد او مى شود وجود ندارد. زيرا شفاعت يك سير مستقل نيست. بلكه متمم و مكمل سبب است. از طرفى تاثير شفاعت شفيع، يك تاثير گزاف و بى جهت نيست بلكه بايد شفيع متوسل به چيزى شود كه در كسى كه نزد او شفاعت مى كند موثر گردد و طالب شفاعت را به ثواب منظور برساند و يا از عقاب و كيفر نجات بخشد. بنابر اين شفيع از مولاى بنده در خواست نمى كند كه از مقام مولويت خود و عبوديت بنده اش صرف نظر كند. همچنين از وى تقاضا نمى كند كه از حكم و تكليف خود دست بردارد. و نيز از او نمى خواهد كه قانون مجازات خود را در همه جا يا در اين مورد معين ابطال كند. خلاصه اينكه شفاعت كننده نه تاثيرى در مقام مولويت و عبوديت دارد و نه در حكم و نه جزاى حكم، بلكه او با قبول اين جهات سه گانه، متوسل به يكى از جهات زير شده و مقصود خود را به كمك آن عملى مى سازد: الف) صفاتى كه در شخص مولا وجود دارد و مستوجب عفو و اغماض است مانند بزرگى و كرم و بخشش و شرافت او. ب) اوصافى كه در بنده است و مقتضى ترحم بر او است مانند فقر و مذلت و كوچكى و پريشان حالى او. ج) اوصافى كه در خود شفيع است مانند نزديكى او به مولا و داشتن شخصيت و مقام در نزد وى. از اين بيانات روشن مى شود كه كاربرد شفاعت اين است كه يك رشته عوامل موثردر رفع عقاب را بر عوامل ايجاب كننده آن، برترى مى دهد. در حقيقت شفاعت يعنى واسطه شدن در رساندن نفع و يا دفع ضرر از كسى به عنوان حكومت نه به عنوان مبارزه و تضاد. در ضمن، معلوم شد كه شفاعت از انواع سبب است. زيرا آن عبارت است از وساطت سبب نزديك در ميان سبب بعيد و مسبب آن. سببيت خداوند از دو جهت ممكن است مورد توجه قرار گيرد: نخست از جهت تكوين يعنى اينكه تاثير از ناحيه او شروع مى شود و اسباب به او منتهى مى شوند. ديگر از جهت تشريع، يعنى بر ما منت گذارده و دستوراتى را مقرر داشته است و پاداشها و كيفرهايى در عالم ديگر براى پيروى يا مخالفت آنها قرار داده است و پيغمبرانى براى اتمام حجت فرستاده است. بعضى از آيات، بيان كننده شفاعت تكوينى مى باشد. يعنى وساطت علل و اسباب در ميان او و مخلوقاتش در تنظيم وجود و بقاء آنهاست. اما بعضى از آنها در مورد شفاعت تشريعى است كه در مورد خداوند متعال، صادق است مانند آيه ۲۳ از سوره سبا، آيه ۱۰۹ از سوره طه، آيه ۲۶ از سوره نجم، آيه ۲۸ از سوره انبياء و آيه ۸۶ از سوره زخرف. اين آيات مقام شفاعت را براى عده اى از ملائكه و افراد بشر به اذن و رضاى خداوند تثبيت مى كند و در واقع خداوند اين مقام را به آنها بخشيده بنابر اين آنان با توسل به رحمت و عفو و مغفرت و ساير صفات عاليه خداوند مى توانند بنده گناه كارى را كه مستوجب عقوبت گرديده مشمول رحمت و آمرزش حق سازند. بر اساس آيات قرآن كريم خداوند مى تواند بر اثر شفاعت، عملى را به عملى ديگر تبديل كند. همچنان كه ممكن است عمل موجودى را معدوم يا عمل كمى را زياد و يا عمل معدومى را موجود سازد. خلاصه خدا هرچه اراده كند، انجام مى دهد البته همه كارهاى او از روى مصلحتى و علتى است. در اين صورت چه مانعى دارد كه يكى از اين مصالح و علل، شفاعت انبيا و اولياء و بندگان مقربش باشد كه نه گزاف است و نه ظلم. مشمولين شفاعت مشمولين شفاعت همان اصحاب يمينند. يعنى از دين و اعتقاد صحيح برخوردارند. از آيه اول سوره نساء استفاده مى شود، تنها گناهان كبيره است كه تا قيامت باقى مى مانند و الا كسانى كه مرتكب گناهان صغيره شدند به مفاد اين آيه، مورد عفو قرار مى گيرند. «ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه يكفرون عنكم سيئاتكم » منظور از دادن نامه عمل به دست راست پيروى از امام و پيشواى حق و ازدادن به دست چپ پيروى از پيشواى باطل و گمراه كننده است. باز در جاى ديگر خداوند فرموده است. و لا يشفعون الا لمن ارتضى (انبياء ۲۸). بر اساس اين آيه، شفاعت تنها در حق كسانى است كه خدا از آنها خشنود است. در اينجا خشنود بودن را مطلق ذكر كرده و آن را مقيد به عمل و چيز ديگرى نكرده است. لذا معلوم مى شود منظور خشنودى از خود آنها يعنى از دين آنها و نه خشنودى از اعمالشان. بنابراين مفاد اين آيه هم منطبق بر آيات سابق مى شود. از مجموع اين آيه ها نتيجه مى گيريم كه مشمولين شفاعت كسانى هستند كه معتقد به دين حق مى باشند اما گناهان كبيره اى انجام داده اند. ( ۱) شافعين شفاعت بر دو قسم است: شفاعت تكوينى و شفاعت تشريعى شفاعت تكوينى عبارتست از وساطت علل وجودى در ميان خداوند و موجودات ديگر. از اين نظر تمام اسباب و علل وجودى، شفيع محسوب مى شوند. شفاعت تشريعى نيز خود بر دو قسم است: يكى شفاعت كنندگان در دنيا كه سبب مغفرت، آمرزش و قرب الهى مى شوند. موارد زير را مى توان از جمله اين شفاعت كنندگان برشمرد: (۱) توبه، (۲) قرآن (۳) و ايمان (۴) عمل صالح، مساجد، مكانهاى متبرك، روزهاى شريف، انبياء، ملائكه و مومنان. ديگر شفاعت كنندگان در جهان آخرت و قيامت، يعنى ملائكه، انبياء، شهدا. از آيه ۱۴۳ سوره بقره، اين گونه استفاده مى شود كه منظور از شهدا، شاهدان اعمال هستند نه كشته شدگان در راه خدا. پى نوشتها: ۱- ر. ك. تفسير الميزان، ج ،ص. ۲- سوره زمر، آيه ۵۴. ۳- سوره مائده، آيه ۱۶. ۴- سوره حديد، آيه ۲۸. منبع: فصلنامه كوثر
|
|
|
|
|
كار و كوشش زمينه ساز شكوفايى و نوآورى
يكى از مسايل مهم بررسى ارزش كار از نظر قرآن است، تا از اين طريق پايه اعتراض گروهى كه فكر مى كنند مساله كار در اسلام مورد عنايت قرار نگرفته است روشن گردد. آيات قرآن را در اين مورد مى توان به چند گروه تقسيم كرد كه به آن ها اشاره مى كنيم: ۱- آياتى كه يادآور مى شود كه سعادت اخروى انسان در گرو كار و كوشش در اين جهان است مانند: «براى انسان جز سعى و كوششى كه انجام داده است چيزى نمى ماند و به زودى نتيجه كار او ديده مى شود.» (نجم/۳۹) باز مى فرمايد: «روزى كه انسان كوشش هاى خود را به ياد مى آورد.» (نازعات/۳۵) از ديدگاه قرآن هر كار و كوشش نمى تواند براى انسان سعادت آفرين باشد، كار سعادت آفرين كارى است كه محرك انسان براى كار هوى و هوس او نباشد و انگيزه الهى و انديشه خدمت به نوع محرك او باشد و در غير اين صورت مشمول ايده ياد شده زير خواهد بود. «آنان كه كوششان دراين جهان گم و نابود شد و مى انديشند كه كار نيك انجام مى دهند.» (كهف/۱۰۴) ۲-آياتى كه ايمان و كار نيك را به هم عطف كرده و ثمربخش بودن هر كدام را منوط وجود ديگرى مى داند، و از اين طريق به مدعيان ايمان پيراسته از عمل نيك، هشدار مى دهد كه درخت ايمان بى ثمر نخواهد بود و ايمان بى عمل گواه بر خشك شدن شجره ايمان است و در قرآن متجاوز از شصت مورد، ايمان و عمل صالح كنار هم آمده و اين پيوند در آيه ياد شده در زير به روشنى به چشم مى خورد: «آن كس كه به خدا و روز ديگر ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد براى او پاداشى است نزد پروردگار خودش.» (بقره/۶۲) مجموعه اين آيات مى رساند كه ايمان و شناخت، تكليف آفرين و وظيفه خيز است، در حالى كه عمل بدون شناخت و معرفت، كاملا بى نتيجه مى باشد. آياتى كه يادآور مى شود نيل به درجات اخروى و طى مراحل ترقى در سراى ديگر در گرو كار و كوشش است، چنانكه مى فرمايد: «براى هر فردى درجه اى به مقدار كارى است كه انجام داده است.» (انعام/۱۳۲) در برخى از آيات نيل به درجات بالا را، معلول ايمان و معرفت انسان مى داند چنانكه مى فرمايد: «خداوند كسانى را از شما كه ايمان آورده اند و افرادى را كه داراى علم و دانش هستند بالا مى برد و درجاتى به آن مى بخشد.» (مجادله/۱۱) به حكم آيه نخست، ارتفاع درجه در سايه عمل، و به حكم آيه دوم، رفعت منوط بر ايمان و علم است، نتيجه جمع ميان مضمون دو آيه اين است كه انسان در سايه سه عنصرى به نام معرفت و شناخت، ايمان و تسليم و كار و كوشش به درجاتى نايل مى گردد. در حالى كه اين سه عنصر به هم ارتباط و پيوند كامل دارد، ولى در يكديگر نيز موثر مى باشد، رسوخ ايمان و قرونى آن در سايه تداوم كار و كوشش است كه به ايمان دوام و استحكام و قرونى بيشتر مى بخشد و در قرآن به اين قسمت نيز اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد: «آنان كه ايمان آورده اند و عمل نيك انجام داده اند، خداى آنان آن ها را هدايت مى كند.» (يونس/۹) ۴- آياتى كه محبوبيت اجتماعى افراد را منوط به انجام عمل صالح مى داند كه عمل آنان از روى ايمان به خدا سرچشمه مى گيرد چنانچه مى فرمايد: ««آنان كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، خداى رحمان براى آنان محبتى در دل مردم قرار مى دهد.» (مريم/۹۶) گروهى كه مى خواهند، با شعار و سخن پراكنى، علاقه و مهر توده ها را به سوى خود جلب كنند، سخت در اشتباهند اين گروه بايد بدانند كه عامل اصيل محبت ايمان و عمل صالح است. ۵- آياتى كه مى رساند كه كار و كوشش انسان در جهان ديگر، با لباس مناسب آن جهان ظاهر مى گردد و قسمتى از پاداش اخروى جز بازگردانيدن خود عمل به خود انسان چيزى نيست چنانكه مى فرمايد: «روزى كه هر انسانى آنچه را انجام داده است در برابر خود حاضر و آماده مى بيند.» (آل عمران/۳۰) تشويق به كار و نكوهش تنبلى اسلام، دين كار و كوشش است و به رغم تبليغاتى كه گاهى از جانب مخالفان اسلام درباره تشويق روحيه دنياگريزى و ترغيب به آخرت گرايى در اين دين مى شود و گريز از كار و كوشش را از نتايج اين نگرش در ميان مسلمانان مى دانند، منابع دينى ما پر از رواياتى است كه بر اين امر تاكيد فراوان كرده و آن را از بهترين و ارزشمندترين عبادت ها شمرده است. در آيه اى از قرآن مجيد، آفرينش روز و روشنايى آن را براى تامين معاش ذكر كرده است: (وجعلنا النهار معاشا) (نبا/۱۱) «روز را براى كسب روزى معيشت قرار داديم.» در آيه اى ديگر، ضمن بيان پاره اى از نعمت هاى الهى، استفاده از آن ها را در سايه كار دانسته است. «و در آن زمين باغ هايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه ها در آن روان كرديم تا از ميوه آن و كاركرد دست هاى خودشان بخورند. آيا باز هم سپاس نمى گزارند؟» (يس/۳۵و۳۴) اهميت دادن به كيفيت كار در دين اسلام، كيفيت كار، همواره اهميت بيشترى از كميت آن دارد، به طورى كه حتى در عبادات و امور معنوى نيز برخلاف تصور بعضى، به فراوانى عبادت دعوت نشده بلكه بر انجام نيكوى آن ها تاكيد شده است، چنانكه در قرآن كريم مى خوانيم: «آنان كه به خدا ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند، بى شك ما پاداش نيكوكاران را از بين نخواهيم برد.» (كهف/۳۰) در آيه ديگرى، هدف از آفرينش زندگانى و مرگ چنين معرفى شده است كه كدام يك از انسان ها اعمال شايسته ترى انجام مى دهد. (ملك/۲) حضرت امام على (ع) ارزش هر انسانى را متناسب با كارهاى شايسته او مى داند و مى فرمايد: دقت در كارهاى دنيايى و كوشش براى انجام شايسته آن ها نيز در رفتار و گفتار معصومان به چشم مى خورد. پيامبر گرامى اسلام در اين باره فرمود: «كارتان را استوار و محكم انجام دهيد.» (سفينه البحار/ج۲/ص۲۷۸) آسيب شناسى كار و تلاش انسان دين باور وظيفه دارد به عمران و آبادى زمين بپردازد (هود/۶۱) و به اين وسيله بر بسيارى از خواسته هاى خويش نايل آيد. (اعراف/۱۰) يكى از مهم ترين اهرم ها در اين راستا كار و تلاش سازنده است (يس۳۵ و۳۴). كار و تلاش در فرهنگ دين ضرورتى است اجتناب ناپذير (الحياه ۱/۳۲۹) كه همه لحظات زندگى را دربرمى گيرد (الحياه۵/۳۱۸) خداوند از انسان بيكار بيزار و روگردان است. (الحياه۵/۳۳۴) در رهنمودهاى دينى، فردى كه براى تامين نيازهاى خود تلاش نمى كند، مورد لعن قرار گرفته است. (الحياه۵/۳۳۳) چنين فردى با دين فروشى به حيات خود ادامه مى دهد (الحياه۵/۳۳۲) و زيست انگل وار دارد. (الحياه ۵/۳۵۵) سستى، تنبلى و بيكارى جامعه را به شدت آسيب پذير مى سازد (الحياه/۳۷۷) و انواع فسادها در آن رواج مى يابد. (الحياه۴/۷۲) و از علل مهم واپسگرايى است. (الحياه ۴/۳۱۸) عبادتى كه بنيان آن را بيكارگى تشكيل دهد، نوعى كج انديشى دينى تلقى شده است. (الحياه ۵/۳۲۱) دين اجازه نمى دهد انسان در صورت امكان حتى در سخت ترين شرايط از كار و تلاش سازنده دست بكشد و به سوال و تكدى بپردازد. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اگر انسان ريسمانى بگيرد، پشته اى هيزم را بر دوش كشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاى خود را برآورد، بسى بهتر است از اين كه از ديگران درخواست كمك كند و با تكدى شخصيت خويش را خدشه دار سازد.» (الحياه ۵/۳۱۶). كار و تلاش در سلامت جسمى و روانى انسان نقش بسزايى دارد. (الحياه ۵/۲۹۱) راه بهره مندى انسان از يافته هاى علمى است (الحياه ۱/۳۲۳) و خود زمينه ساز آگاهى به ناشناخته هاست. امام على (ع) در اين مورد مى فرمايند: «به كار بستن يافته هاى علمى بهترين وسيله براى شكوفايى علم و كشف ناشناخته هاست.» (الحياه۱/۱۰۳) سرمايه اى بس گرانبهاست كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «كار و تلاش، گنج است.» (الحياه ۱/۲۹۱) كه با آن مى توان به اهداف مورد نظر دست يافت. (الحياه ۱/۲۹۳) منابع: ۱- سيماى اقتصاد اسلامى ۲- سياست هاى اقتصادى در اسلام ۳- پديده شناسى فقر و توسعه (۱)
|
|
|
|
|
آغاز به كارنخستين كتابخانه قرآنى ويژه كودكان و نوجوانان
جوان قرآنى: نخستين كتابخانه قرآنى ويژه كودكان و نوجوانان به كوشش موسسه قرآنى تفسير جوان در تهران تاسيس شد. محمد بيستونى رييس گروه موسسات قرآنى تفسير جوان در گفت وگو باايكنا با اعلام اين خبر گفت: از جهت علم جامعه شناسى و روان شناسى ثابت شده است كه رشد شخصيت و هوش افراد از شروع تولد آغاز شده و به طور طبيعى تا چهارده سالگى ادامه پيدا خواهد كرد. وى افزود: مطالعات و آموزه هاى دوران كودكى، همچون نقش روى سنگ تا پايان زندگى با انسان ها همراه است و والدين و مربيان مى توانند از طريق تشويق كودكان و نوجوانان خود به كتابخوانى، سلامت روانى و دينى فرزندان خود را بيمه كنند. رييس گروه موسسات قرآنى تفسير جوان با اشاره به تاسيس نخستين كتابخانه قرآنى ويژه كودكان و نوجوانان تصريح كرد: موسسه قرآنى تفسير جوان به منظور تشويق كودكان ونوجوانان به مطالعه براى نخستين بار در ايران كتابخانه تخصصى كودك و نوجوان را در كنار كتابخانه تخصصى جوانان در اين موسسه بر پا كرده است و كودكان و نوجوانان به طور رايگان مى توانند از ساعت ۸ صبح تا اذان مغرب از اين كتابخانه در موسسه قرآنى تفسير جوان استفاده كنند. او يادآورى كرد: همچنين اين موسسه با هدف تشويق كودكان و نوجوانان به مطالعه كردن به هر كودك يا نوجوان كه يك كتاب مطالعه به عنوان جايزه اهدا خواهد كرد. بيستونى در پايان ضمن توصيه هايى به رسانه هاى جمعى تاكيد كرد: صدا و سيما و ديگر رسانه هاى جمعى بايد فضاى ويژه اى را براى كتابخوانى كودك و نوجوان فراهم كنند و اوقات فراغت آن ها را با نمايش صحنه هاى خشونت آميز و خيال پردازى منفى بدون داشتن هيچ گونه بار فرهنگى و اخلاقى پر نكنند.
|
|
|
|
|
«متولى عبدالعال» خالق سبكى حزين در تلاوت قرآن
سيد جاسم موسوى جوان قرآنى: وقتى تلاوت سوره نجم اش را مى شنوى توگويى در فضايى آسمانى قدم زنان به خدايت نزديك و نزديك تر مى شوى، حزن صدايش معناى آيات الهى را چنان در ذهنت مجسم مى كند كه تصور مى كنى اين آيات هستند كه با تو سخن مى گويند و ندايت مى دهند كه« ولله ما فى السموات و ما فى الارض ليجزى الذين اسوا بما عملوا و يجزى الذين احسنوا بالحسنى» سوره نجم آيه ۳۱. با ترنم نغمه هاى آسمانى اش از زمين خاكى به افلاك سير مى كنى و همنشين ملائك مى شوى تا بنشينى و با آنان تسبيح خداى گويى: «و ترى الملائكه حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم و قضى بينهم بالحق و قيل الحمد لله رب العالمين» سوره زمر آيه ۷۵. تحريرهاى طرب انگيزش تداعى گر انابه توبه كنندگان است آن گاه كه دست هاى ناتوانشان را به سوى پروردگار متعال بلند كرده و طلب مغفرت مى كنند و پروردگارشان نيز پاسخشان دهد كه: «و اذا سئلك عبادى عنى فانى قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان. . . » سوره بقره آيه ۱۸۶. آرى، ۶۱ سال پيش، ستاره اى ديگر از ستاره هاى پرفروغ فن تلاوت قرآن در آسمان كشور مصر متولد شد كه با نور خود معارف ناب كلام الهى را با صداى زيبايش در دل ميليون ها مسلمان نشاند. استاد سيد متولى عبدالعال در ۲۶ آوريل سال ۱۹۴۷ ميلادى در خانواده اى مذهبى و متعهد و پايبند به مسائل عرفانى و دينى و در روستايى كه اغلب مردم ساكن آن كشاورز بودند متولد شد. پدر متولى هميشه از خداوند متعال پسرى را طلب مى كرد كه در راه گسترش دين اسلام تربيت شده و از عالمان دينى عصر خود شود. مادرش نيز كه دوست دار عرفا و صوفيه بود، از همان آغاز نام سيد را كه به يكى از عرفا و صوفيه بزرگ سيد احمد البدوى متعلق بود، بر فرزندش نهاد تا او نيز جز در اين راه گام برندارد. استاد متولى از همان اوان كودكى براى تحصيل به مكتب رفته و در آن جا با وجود سن اندك سه جزء از قرآن را حفظ كرده و در اين راه پيشرفت شايانى داشت. وى همانند بسيارى از مبتديان اين راه بر حسب كوشش و طاقت صوت خويش به تقليد از استاد عبدالباسط و استاد مصطفى اسماعيل پرداخت. استاد متولى عبدالعال در زمانى كه بيش از ۱۲ سال سن بيش نداشت به عنوان حافظ كل قرآن مطرح شد و در همين ايام نيز شيوه و احكام تجويد و قرائت را آموخته و به تلاوت در محافل و مجالس اهتمام ورزيد. اين استاد مسلم علم قرائت قرآن در ۱۳ سالگى سبكى خاص را در تلاوت براى خود ابداع كرد، وى در اين زمينه مى گويد: خداوند سبحان در صوت هر انسان طنين و آواى خاصى نهاده است و بر اين اساس هيچ گاه نمى توان صوتى را به صوتى تشبيه كرد، آن زمان كه يك قارى پس از ممارست و پشتكار فراوان مى تواند قارى برجسته اى شود، بهتر آن است سبك خاص خود را برگزيند و به اين ترتيب بر اين سبك كه نمايان گر شخصيت حقيقى اوست استوار بماند، زيرا الگو ساختن تلاوت خاصى در اوان كودكى و آغاز كار و تقليد از آن شيوه، طريقت نيكويى است كه قارى مى تواند به اين طريق با پيشرفت خويش سبك خاص خود را انتخاب كند كه تلاوت به سبكى تقليدى از يك استاد در واقع سبب شهرت همان استاد مقلد است نه فرد تقليد كننده و من توصيه مى كنم كه هر قارى براى خود سبكى خاص داشته باشد. صوت زيبا و توام با حزن استاد متولى عبدالعال باعث شد در سن ۲۰ سالگى شهرت وى زبانزد عام و خاص شود، وى در اين زمينه مى گويد: ۲۰ ساله بودم كه از من براى قرائت در استان هاى همجوار و در حضور اساتيد بزرگ قرائت آن زمان دعوت مى شد. مشيت خداوند بر اين بود كه نام متولى عبدالعال در بسيارى از كشورهاى اسلامى به عنوان يكى از قاريان برجسته كشور مصر شناخته شود. وى به بسيارى از كشورهاى عربى و آفريقايى براى تلاوت قرآن در ماه مبارك رمضان سفر كرده است. استاد سيد متولى عبدالعال در سال ۱۳۷۰ هجرى شمسى به همراه استاد مرحوم شحات محمد انور به كشور جمهورى اسلامى ايران مسافرت كرد و در هشتمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كه در دهه فجر همان سال در حسينيه ارشاد جريان داشت عهده دار داورى مسابقات شد. وى با مسافرت هاى متعدد خود به شهرهاى قم، مشهد، كرمان و يزد، شور و شوقى وصف ناپذير در محافل قرآنى به پا كرد و توانست با تلاوت هايى زيبا، خيل بى شمارى را شيفته اين كلام مقدس كند. استاد طى مصاحبه اى كه راديو قرآن با وى داشت، ضمن توصيه هايى درباره قرائت قرآن و اهتمام به اين امر علاقه خود را براى مسافرت مجدد به ايران ابراز كرد، زيرا خاطرات سفر به ايران را از بهترين خاطرات خود مى دانست.
|
|
|
|