|
|
|
از المپيك تا جام جهانى
|
|
|
|
چگونه زردها از نو زنده شدند؟
|
|
|
|
|
|
|
از المپيك تا جام جهانى
حضور صرف براى مسعود مرادى كافى نيست
وحيد رسولى اولين نتيجه گيرى و برداشتى كه از انتخاب مسعود مرادى براى قضاوت در مسابقات فوتبال المپيك پكن مى توان و بايد صورت داد، اين است كه او در مسير حضور در جام جهانى ۲۰۱۰ نيز قرار دارد و شايد به آنجا ( آفريقاى جنوبى هم گسيل شود و در آن صورت وى به آرزوى بزرگش كه هميشه قضاوت در جام هاى جهانى بوده است، دست خواهد يافت و برخلاف جام جهانى ۲۰۰۶ كامياب خواهد شد. علاوه بر مرادى حسن كامرانى فر نيز به عنوان كمك اول مرادى انتخاب شده و سپس به نام هاى دو بحرينى، دو عربستانى يك سورى، يك اماراتى و يك عراقى در ليست آسيايى هاى منتخب برخورد مى كنيم و هر چند جرح و تعديل هايى در فهرست اعلام شده بر اثر برخى وقايع احتمالى امكان پذير است، اما ساختار و اصل ليست همانى است كه گفتيم و نمى توان تغييراتى عمده را در آن تصور و پيش بينى كرد و مرادى از حالا بايد مهياى تست هاى بزرگ در پكن شود. اين رويداد مثبت يا منفى است؟ دادن پاسخى قطعى و صد درصد به اين موضوع سخت مى نمايد. از يك سو، قضاوت در پكن مرادى را بيشتر در بورس و كورس قرار مى دهد و او را فزون تر در چرخه هاى كارى فوتبال جهان قرار مى دهد و به تبع آن وى براى جام جهانى نيز مدنظر قرار خواهد گرفت و از يك داور تاييد و تحسين شده در آسيا به داورى در سطح اول جهان تغيير وضعيت خواهد داد. اما ماجرا يك قسمت و وجه دوم نيز دارد كه مرادى بايد مراقبت آن باشد و آن لزوم ارايه نمايشى قوى در پكن است. درست است كه فوتبال المپيك ها برخلاف جام جهانى كم حاشيه و بيشتر مبتى بر متن و اصل است و درگيرى ها و برخوردها نيز در آن به حد چشمگيرى نمى رسد، اما به هر حال در اندازه و حدى است كه اگر يك داور نهايت آمادگى را نداشته باشد، از مسير جا بماند و فقط براى خود ناكامى بخرد. * بيشترين دقت مرادى تجربياتى از اين دست دارد و به خاطر ارتكاب اشتباهاتى در مسابقات فوتبال بازى هاى آسيايى دوحه، مدتى محروم بود و بازگشت او به صحنه زمان قابل توجهى را در برگرفت و حال كه آن واقعه پشت سر گذاشته شده است، جا دارد كه در مرتبه و ميدان جديد ( پكن) بيشترين دقت را در كارش مبذول دارد و از هيچ چيز غافل نماند، زيرا مجالى براى اشتباهات بعدى او نيست و اگر چنين چيزى رخ دهد، پى آمدهاى آن براى وى به جام جهانى بسط خواهد يافت و بهتر بگوييم ممكن است پاى او را از آن ميدان كوتاه كند. به رغم تمام مسايلى كه داورى مسابقات داخلى طى سال هاى اخير آفريده و قضاوت هاى بحث برانگيزى كه صورت گرفته، سهم داوران ايرانى در ميدان هاى بين المللى طى سال هاى اخير هيچگاه به وضوح رو به كاهش نرفته و از اين بابت مساله و مشكلى نداشته ايم. اما اين كه داورى هاى ما در ميدان هاى بين المللى چگونه سپرى شده و به كجا رسيده ايم، جاى بعضى بحث ها و بررسى ها را دارد. اكثر قريب به اتفاق اين قضاوت ها در ميادين آسيايى و قاره اى صورت پذيرفته و از اين حد فراتر نرفته است و اگر بازى فينال جام جهانى ۱۹۹۴ را كه محمد فنايى كمك داور آن بود، ناديده بگيريم، بايد بگوييم ما در كمتر ميدان بزرگ جهانى توانسته ايم حضورى در اين سطح و اندازه داشته باشيم و اين نمى تواند بى دليل باشد و ارتباط دادن موضوع با مسايل جنبى و اتفاقى فقط ما را از حقيقت دور مى كند. * فراتر از حد تحمل همين امروز نيز با مساله گزينش مسعود مرادى براى قضاوت در المپيك چنان پرشور و پر سر و صدا برخورديم و اين موضوع آن قدر بزرگ شده كه به تدريج از ياد مى بريم كار اصلى و سخت وى تازه شروع شده است و بايد در پكن از صافى هاى متعددى عبور كند و چنان قوى و موفق باشد كه راه هاى حضور بيشتر در ميادين بين المللى را به روى ما بگشايد و همان طور كه پيشتر گفتيم فقط حضور صرف او به كار نمى آيد و برعكس به حضور كار ساز و اميدبخش نياز است و حتى اگر اين را در توان و ذات مرادى بدانيم و وى را در اين اندازه ها بيانگاريم، نمى توانيم فراموش كنيم كه سختى هاى ميادين بزرگ گاه براى داوران ما فراتر از حد تحمل بوده و اشتباهات در امر قضاوت در صحنه مسابقات داخلى هم از حد گذشته است و چه بسيار تيم ها كه از اين بابت به شدت متضرر شده اند. مرادى داور منتخب سال (۲۰۰۴) فوتبال آسيا است ولى تا بازنشستگى و رسيدن به حداكثر سقف قانونى ( ۴۵ سال فاصله اندكى دارد و همين مساله بر اهميت حضور او در پكن مى افزايد و اين طيف و شعاع، جام جهانى آفريقاى جنوبى را نيز پوشش مى دهد. جامى كه مرادى در آرزوهايش از حالا در آن حاضر است.
|
|
|
|
|
چگونه زردها از نو زنده شدند؟
بازى سرنوشت ساز سپاهان در سوريه
نتايج هفته چهارم از مرحله گروهى فوتبال جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا كه هفته پيش برگزار شد، شانس هاى سپاهان را براى صعود از گروهش ( دسته اول قاره) تا حدى افزايش داد. اگر مى گوييم تا اندازه اى به اين سبب است كه هنوز دو بازى سخت براى تيم اصفهانى مانده است و كوروفچى ازبكستان همچنان با ۹ امتياز يعنى ۳ امتياز بيشتر از سپاهانى ها پيشتاز است. دو ديدار بعدى سپاهان به ترتيب با الاتحاد سوريه در خاك حريف و با كوروفچى در ايران است. در روز ۱۸ ارديبهشت كه در هفته پنجم از اين مسابقات سپاهان به ميهمانى رقيب سورى مى رود، الاتحاد عربستان به زمين كوروفچى قدم مى گذارد و اين مسابقه به همان اندازه براى نماينده ما نيز مهم است. الاتحاد به رغم ارايه دو بازى بد در برابر سپاهان و قبول شكست در هر دو ديدار هنوز براى خود شانس صعود قايل است و كوروفچى مى داند كه اگر ببرد و ۱۲ امتيازى شود كار رقبا براى رسيدن به او سخت تر خواهد گشت. به همين خاطر است كه سپاهان بايد حتما در زمين الاتحاد سوريه برنده شود تا وقتى در روز اول خرداد در واپسين روز رقابت هاى مرحله گروهى از كوروفچى پذيرايى مى كند، فقط ۳ امتياز كمتر از رقيب داشته باشد. در آن صورت هم كار سپاهان سخت است زيرا به جبران باخت ۰-۲ مسابقه رفت بايد ۰-۳ بر رقيب ازبكستانى چيره شود و اگر به جايى رجوع به نتايج مسابقات رودررو تفاضل گل شرط باشد، باز هم كار نماينده مارو به آسانى نخواهد رفت. اما سپاهان تيمى است كه نشان داده توان كسب نتايج غيرمنتظره را دارد و در ميدان هاى بزرگ معمولا كم نمى آورد. اگر اين خصلت در كار نبود، سپاهان نمى توانست چهارشنبه شب ۴ ارديبهشت در يك بازى حساب شده و موثر در زمين الاتحاد عربستان به برترى ۰-۱ برسد. شايد عنوان شود كه الاتحاد سوريه حريف بعدى سپاهان چندى پيش در شروع پيكارها در اصفهان ۰-۲ بر مران ژوروان ويراى برزيلى غلبه كرد و در نتيجه در خانه اش دست نيافتنى تر خواهد بود، اما از يك سو و ياران بنگر و عزيز زاده براى جبران عقب افتادگى هاى زياد اوليه خود باز هم محكوم به پيروزى اند و از جانب ديگر تيمى كه مى تواند در غياب دو ستاره كليدى خود كريمى و نويدكيا به عربستان برود و بر الاتحاد اين كشور غلبه كند، لابد نبايد در برابر رقيب سورى مشكل حادى داشته باشد و در هر حال فتح دمشق سخت تر از استيلا در جده نخواهد بود. ساير احتمالات حالت ديگرى نيز در بازى هاى مرحله بعدى متصور است. اگر الاتحاد عربستان در جست وجوى مجوز صعود، در زمين كوروفچى دست به كار مهمى بزند و آنجا برنده باشد، در آن صورت مانند رقيب ازبكستانى ۹ امتيازى خواهد شد و اگر سپاهان در سوريه برنده شود، سه تيم ۹ امتيازى خواهيم داشت و بازى هاى هفته آخر (در روز اول خرداد) مشخص خواهد كرد كداميك بالا خواهند رفت، ولى به عنوان قدم بسيار مهم بعدى مردان ويرا بايد حتما برنده بازى ۱۸ ارديبهشت ماه خود با الاتحاد در سوريه باشند و شايد يك تساوى هم براى مامهلك باشد، زيرا در آن صورت پيروزى كوروفچى بر الاتحاد عربستان براى صعود اين تيم و حذف سپاهان و تشريفاتى شدن نبردهاى هفته آخر كفايت خواهد كرد. هر اتفاقى در دو هفته پايانى مسابقات بيفتد، در اين ترديدى نيست كه كار سپاهان در ديدار با الاتحاد در خاك عربستان فوق العاده بود و مهم تر و جاب تر از هر چيزى حسابگرى و آرامش و تسلطى بود كه تيم اصفهانى در كارش از خود بروز داد و براى هر دقيقه اين بازى برنامه داشت. حاصل اين امر، دفع موفق حملات پرشمار اما كم زهر الاتحاد و سپس زدن ضربه نهايى و كارى به رقيب در ۱۰ دقيقه پايانى اين مسابقه با ضربه حرفه اى و دقيق عمادرضا بود. البته الاتحاد نيز در تضاد با گذشته درخشانش تيمى نبود كه انتظارش مى رفت. اين تيم در مسابقه رفت در تهران نيز كم آزار به نظر رسيده بود و با اين كه در ديدار برگشت بسيار بهتر و رو به جلوتر بازى كرد، اما قاطعيت و سرعت لازم را نداشت و گاه مثل يك فيلم دور آهسته مى ماند كه هر چيز آن با كندى و تامل بيش از حد سپرى و انجام مى شود و به همين خاطر مى توان نوع بازى و حركت آن را شناخت و بر آن مهار زد و راهى براى از كار انداختن آن يافت. وقتى ويرا جا افتاد اين چنين بود كه حملات پر تعداد الاتحاد مهار شد و ثمرى به جا نگذاشت و سپاهان مثل يك تيم حرفه اى و دقيق، حريف كند و بيش از حد پر حوصله خود را بازى داد و به هر سو كه خواست، كشاند و سرانجام به چيزى كه مى طلبيد رسيد. اين كار آرامش و برنامه ريزى مى خواست و حوادث مسابقه نشان داد كه ويرا براى آن به درستى برنامه ريزى كرده و حتى حريف را نيز به خوبى مى شناخته است. پس از ثبت دو شكست متوالى براى سپاهان در دو هفته نخست مسابقات كار اين تيم تمام شده به نظر مى رسيد، اما در آن دوران ويرا هنوز بر كار سوار نشده بود و نمى دانست با نيروهاى جديد تحت اختيارش چطور طرف شود، اما وقتى اين شناسايى حاصل آمد، هم سپاهان در ليگ داخلى قوام و موقعيت بهتر و محكمترى در صدر جدول يافت و هم شانس هاى به كلى از بين رفته خود در جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا را تا حد احيا و از نو زنده كرد. با اين كه هنوز هم راه صعود زردهاى اصفهانى براساس شرحى كه آورديم، سخت دشوار است، اما به هر حال اين تيم حالا با اميدى بيشتر به بازى هاى بعدى اش مى نگرد و تا وقتى اميد و خوشبينى و مبارزه جويى نشات گرفته از آن هست، مى توان به ميدان رفت و كوشيد و در انتظار وقايع مساعد نشست.
|
|
|
|
|
رومنيگه:بايرن مديون هيتسفيلد است
شيوا نوروزى فقط يك امتياز بايد به اندوخته هايشان اضافه شود تا براى چندمين بار به قهرمانى بوندس ليگا دست يابند. بايرن مونيخ كه در يك ديدار حساس و سرنوشت ساز امروز به مصاف زنيت سنت پترزبورگ روسيه مى رود تا بلكه در ديدار برگشت بتواند از سد اين حريف دردسرساز روسى خلاص شود و به فينال جام يوفا راه يابد. باواريايى ها كه اشتوتگارت را با نتيجه اى پرگل در هم كوبيدند تنها با كسب ۱ امتياز ديگر قهرمان بى قيد و شرط بوندس ليگا لقب خواهند گرفت. اين درحالى است كه آنها فصل خوب و موفقى را پشت مى گذارند و اولين افتخار آنها در اين فصل قهرمانى جام حذفى آلمان بود. به اين ترتيب ياران هيتسفيلد در تلاش اند كه با كسب قهرمانى بوندس ليگا و جام يوفا بار ديگر ركورد تازه اى را به ثبت برسانند تا اوتمار هيتسفيلد نيز با خاطره اى خوش باواريا را ترك كند. در اين راستا كارل هاينر رومينگه نايب رييس باشگاه بايرن مونيخ طى مصاحبه اى اختصاصى با سايت رسمى بايرن وضعيت فعلى تيم را تشريح كرده است. * آقاى رومنيگه بعد از كسب قهرمانى جام حذفى گفتيد كه بهترين تركيب بايرن مونيخ در چند سال اخير را ديديم. از نظر شما بهترين يعنى چه؟ ** خب قهرمان جام حذفى شديم و چند هفته مانده به پايان بوندس ليگا قهرمانى مان تقريبا مسجل شده است. از طرفى حضور در نيمه نهايى جام يوفا را هم بايد به افتخارات اين فصل افزود كه قطعا پيروزى بر زينت سنت پترزبورگ هم كار سختى نخواهد بود. با اين اوصاف ديگر هدفى نمانده كه به آن نرسيده باشيم و در اين راه بايد از زحمات هيتسفيلد قدردانى كنيم چرا كه بايرن مديون او است. اين بهترين بايرن مونيخى است كه من تا به حال ديده ام. * اما افتخاراتى كه اوتمار هيتسفيلد با بايرن كسب كرده كار را براى كلينزمن سخت تر نمى كند؟ ** نه من اينطور فكر نمى كنم اين دو نفر تفاوت بسيارى با هم دارند. در حال حاضر بايرن با هيتسفيلد در اوج است و اگرچه فصل گذشته بسيارى سعى كردند به ما القا كنند كه اوتمار به درد اين تيم نمى خورد اما ما به اين حرف ها اعتنايى نكرديم و او هم نشان داد كه ما اشتباه نكرده بوديم. اولين كسى بودم كه قهرمانى جام حذفى را به او تبريك گفتم و از طريق اين مصاحبه نيز مى خواهم اولين كسى باشم كه قهرمانى بوندس ليگا را تبريك مى گويم و اميدوارم جام يوفا را نيز به خانه بياوريم. از طرفى خوشحالم كه هيتسفيلد در اوج باواريايى ها را ترك مى گويد. بعد از او هم يورگن كلينزمن جايگزين مى شود كه نبايد او را با ديگران مقايسه كرد. * فكر نمى كنيد موفقيت در جام حذفى كار بايرن را راحت تر كرد؟ ** ببينيد قهرمانى بوندس ليگا از همه چيز باارزش تر است ولى نبايد فراموش كرد كه شانس هم در كسب اين پيروزى ها بى تاثير نبوده به ويژه نبايد فراموش كرد كه چگونه توانستيم از سد ختافه در جام يوفا بگذريم. درست است كه بالاى سر بردن جام روحيه مضاعفى به ما داده است اما در بوندس ليگا تيمى كه برتر از سايرين است در صدر جدول جاى مى گيرد و ديگر زمان آن رسيده كه ادعا كنيم تيمى به جز بايرن شايستگى قهرمانى بوندس ليگا را نداشت. * لوكاتونى ستاره بايرن مونيخ در اين فصل بوده. با توجه به اين كه شما به زبان ايتاليايى مسلط هستيد آيا تونى از بابت ماندن در باواريا احساس رضايت مى كند؟ ** لوكا خيلى زود فهميد كه بايرن تيم بزرگى است كه ستاره شدن در آن آرزوى هر بازيكنى است به علاوه كه او هرگز بازى در تيم هاى مطرح ايتاليايى از جمله يوونتوس، ميلان و اينتر را تجربه نكرده اما او با رضايت كامل اينجا مانده است. در ضمن او بهتر از گذشته آلمانى صحبت مى كند. * لوكاتونى در بازى امروز با زينت سنت پترزبورگ محروم است. **خيلى سخت است كه بدون او بازى كنيم اما قبلا هم تجربه اين اتفاق را داشته ايم. در نيمه نهايى جام حذفى هم او را در اختيار نداشتيم اما دو بر صفر برنده شديم. * زينت سنت پترزبورگ را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ ** اين تيم روسى چندان در اروپا شناخته شده نيست اما در بازى رفت قابليت هاى زيادى از خود نشان داد و هم در حمله و هم در دفاع فوق العاده عمل كردند. با اين حال تكليف ما مشخص است و بايد تمركز زيادى روى اين بازى داشته باشيم به ويژه كه ديدار رفت در مونيخ را با تساوى پشت سر گذاشتيم كه اين خود كار را در روسيه سخت تر مى كند با اين حال باز هم فرقى نمى كند و ما محكوم به پيروزى هستيم. * آيا قهرمانى جام حذفى باعث نمى شود كه بازيكنان انگيزه اى براى تصاحب ساير جام ها نداشته باشند؟ ** من اين را قبول ندارم چرا كه تنها نگرانى ما بابت ساق هاى خسته بازيكنان است كه در ۳ ماه گذشته بازى هاى بسيار فشرده اى را انجام داديم و بعضا در طول هفته ۲ بار به ميدان رفتيم. از طرف ديگر رسيدن به افتخار به اين راحتى ها حاصل نمى شود و شاگردان هيتسفيلد هر ۳ جام را مى خواهند كه تا اينجاى كار يكى از آن را بالاى سر برده اند. اگرچه مشكلى در قهرمانى بوندس ليگا نداريم اما اگر به قهرمانى جام يوفا هم نرسيم چيزى را از دست نداده ايم. * به نظر شما قهرمانى در جام يوفا افتخارات بايرن را تكميل مى كند؟ ** در حقيقت بايرن از سال ۲۰۰۱ تاكنون موفق به كسب هيچ جامى در سطح اروپا نشده است. قطعا كسب اين افتخار بايرن را پس از سال ها به جايگاهش باز مى گرداند. در ضمن بايد اذعان كنم كه بهترين دورانم را در بايرن مى گذرانم. فصل سختى داشتيم و هر روز مجبور بوديم جلسه هاى طولانى مدتى را برگزار كنيم. اگرچه هزينه بسيارى براى اين فصل صرف كرديم اما در نهايت تيمى يك دست و توانا ساختيم. * براساس شنيده ها اين فصل آخرين فصل دوران بازيكنى اوليور كان است. ** اوليور شخصيت بزرگى براى بايرن است و براى ما خيلى دشوار است كه دروازه بانى باتجربه و صاحب نام را از دست دهيم اما به هر حال هر بازيكنى روزى بايد از فوتبال خداحافظى كند و اين فرصت خوبى براى بازيكنان جوان است كه جانشين آنها شوند. * آيا پس از كان، كسانى چون لوكاتونى مى توانند اسطوره بايرن شوند؟ ** به غير از تونى مى توان به فرانك ريبرى هم اشاره كرد هر دوى آنها بازيكنانى موثر هستند. به علاوه مارك ون بومل را هم مى توان به اين فهرست اضافه كرد اما خيلى زود است كه كسى جا پاى اوليور كان بگذارد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
خودت زحمت رو كم كن
طرف هنوز بازيكنه و حالا حالا هم فكر خداحافظى نداره اون وقت يه عده دارن زمينه چينى مى كنن كه اگه احتمالا استقلال فصل بعد تغييرات اساسى تو كادر فنى اش داد اونو تو كادر جديدش جاش بدن. ديگه لو رفت كه منظورم كيه.
عليرضا منصوريان كه با شكل و شمايل خاص خودش از چند صد كيلومترى قابل تشخيصه خودش هيچ حرفى از خداحافظى و احيانا بازنشستگى نزده اما اينقدر خوب بازى نكرده و جاى بقيه رو تنگ كرده كه مى خوان مثل حجازى از تيم دكش كنن. حالا هر طور كه شده يكى وعده مربيگرى مى ده يكى سرپر ستى خلاصه به هر درى مى زنن كه از دستش خلاص شن.
البته بد نيست كه همه به فكر آدم باشن و نذارن بعد از بازنشستگى بيكار باشه ولى خوبه خود آدم قبل از اين كه عذرش رو بخوان زحمت رو كم كنه تا مثل حجارى مجبور نشه مدير فنى يا مشاور بشه.
|
|
|
فسخ قرارداد به خاطر هپاتيت
واسمون درس عبرت نشده حتما بايد يه بلاى ديگه اى سرمون بياد و احتمالا يه محروميت هم دنبالش.
هنوز ۲ سال بيشتر از مرگ بازيكن آفريقايى سرخپوشان دلوارافزار نگذشته كه ايدز داشت. رافائل هم كه با پرسپوليس اول قرارداد بست بعد گندش در اومد كه اونم هپاتيت داشته تازه كارى كه نتونستيم بكنيم هيچ تازه ۶ امتياز رو تقديم كردن.
نمى دونيم اين فدراسيون پزشكى ورزشى چيكار مى كنه كه همين جور بازيكنا و مربياى مريض رو خيلى راحت تو ايران راه مى دن و كسى هم كارى به كارشون نداره و تازه قرار داد.
هم مى بندن و حقوق هم مى گيرن. اين سرى نوبت به ژيمناستيك رسيد كه يكى از مربياى خارجى شون هپاتيتى از آب در بياد. ما شنيديم كه قراردادش رو فسخ كردن ولى تو جريان رافائل هم پرسپوليس يه همچين كارى كرد ولى چوب سهل انگارى شون رو هم خورد.
بايد منتظر موند تا ببينيم چه بلايى سر ژيمناستيك مى ياد.
|
|
|
امان از شاگرداى بى فكر
خسته شدم از بس كه گفتم استقلال باخت ولى خب كاريش نمى شه كرد بازم باخت ديگه و اين دفعه به پيكان. پيكانى كه يك - صفر عقب بود ولى از صدقه سرى بازيكنان سخت كوش استقلال به گل تساوى و البته برترى رسيد.
اخراج كوشكى تو همون دقايق اول بازى تيم رو از اين رو به اون رو كرد البته فرقى هم نمى كرد اگه اونم تو بازى مى موند بقيه بازيكنا حتما يه حاشيه اى چيزى درست مى كرن. اما فيروز كريمى كه حسابى از كوره در رفته بود نتونست جلوى خودش رو بگيره و خيلى واضح بازيكناش رو به بى فكرى متهم كرد. بى راه هم نگفت اصولا بازيكنى دقيقه ۶ اخراج نمى شه.
اگه دقيق بازى رو نگاه كنيم مى بينيم كه به غير كوشكى تقريبا بقيه هم چندان از فكرشون استفاده نمى كنن و يه نمونه اش رو گل دومى كه خوردن ديديم. استقلال كه نهم جدوله و اينجور كه معلومه قراره پايين تر بره فقط شانس آوردن كه قعرنشيناى ديگه اجازه نمى دن به دسته اول سقوط كنن وگرنه.
|
|
|
قهرمانى مقتدرانه تكواندو
هفته رزمى كارا بود و انصافا هر جا رفتن خوب نتيجه گرفتن و نشون دادن كه فقط فوتبال ورزش مهمى نيست و اگه بخوان شايد در آينده اى نه چندان دور طرفداراى بيشترى هم پيدا كنن.
بازم تونستيم كره رو مغلوب كنيم و اين دفعه تومسابقات قهرمانى تكواندو آسيا كه با يه پله سقوط دوم شديم تا با ۴ طلا و يك نقره اول بشيم.
مدال هاى طلا رو نصر آزادانى، عبداللهى، معتمد و رجلى به دست آوردن و نادريان هم نقره گرفت. حالا مهم تر از اينا بانوان تكواندو كار بودن كه يك طلا و يك برنز گرفتن كه طلاى فاطمه نعمتى خيلى باارزش بود.
ديگه به جايى رسيديم كه بدونيم بايد بيشتر از قبل به تكواندو و رشته هاى رزمى بها داده بشه چرا كه وقتى كره و ژاپن جلوى ما كم بيارن مى تونيم كارى بكنيم كه يكى از قدرت هاى اين رشته ها محسوب بشيم.
|
|
|
جودو بر بام آسيا
برو بچه هاى جودو كه رفته بودن كره حسابى از خجالت ژاپن و كره در اومدن و اجازه ندادن اين دو حريف اصلى مون راه به جاى ببرن و با تلاش مضاعفى كه داشتن تونستن قهرمان جودوى آسيا بشن. اول از همه از ميراسماعيلى بگم كه حريف فينالش رو ضربه كرد و بدون هيچ حرف و حديثى طلا گرفت. بعد از اونم نوبت به معلومات رسيد كه حريف قزاق رو شكست بده و دومين طلا رو بگيره.
البته از دو تا ورزشكار ديگه مون هم انتظار طلا داشتيم كه نشد.
حاجى آخوند زاده فينال رو به حريف ژاپنى واگذار كرد و ميران هم از جودوكار كره اى شكست خورد تا كاروان ايران با دو طلا و دو نقره بر بام آسيا قرار بگيره، بايد از كادر فنى تيم هم تشكر كنيم و اميدوار باشيم كه تو پكن هم از اين مدال هاى رنگارنگ به نام ايران ثبت كنن.
|
|
|
|
|
|
|