پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۱ مى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۷۷
گزارش
Tel: 8807157
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
گزارش
سلام جوان
جامعه
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
معلمى هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعى و تلاش اندوخته است.
معلمى   عشقى است الهى و آسمانى است كه پروردگار مهربان به انسان اعطا كرد تا با همت بلند خويش روشنائى شب هاى تار جهالت و نادانى باشد.
معلمى، مهرى است كه از روز ازل با گل آدمى سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايى، رهنمون شوند.
به راستى كه معلمى شغل نيست، عشق است.
معلمى عشق است و آسمانى
معلمى هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعى و تلاش اندوخته است.
معلمى   عشقى است الهى و آسمانى است كه پروردگار مهربان به انسان اعطا كرد تا با همت بلند خويش روشنائى شب هاى تار جهالت و نادانى باشد.
معلمى، مهرى است كه از روز ازل با گل آدمى سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايى، رهنمون شوند.
به راستى كه معلمى شغل نيست، عشق است.
تعليم و تعلم از شئون الهى است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياى پاك خويش ارزانى كرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد كه تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس معلم ثبت كرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاى پاك حك مى كند و نداى فطرت را به گوش همه مى رساند. همچنين سياهى جهل را از دل ها مى زدايد و زلال دانايى را در روان بشر جارى مى سازد. دغدغه معلم هميشه اين است كه حيات بشر، بر مدار ارزش ها و كرامت انسانى بچرخد و شناخت خدا و مكتب و دين، همت اساسى آدمى باشد و هيچ بيگانه اى را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشى دين و ميهن فراهم نيايد. در اين مسير خطير، بزرگانى گام نهاده اند كه نامشان بر تارك زمان مى درخشد. علامه شهيد استاد مرتضى مطهرى (رحمت الله) از همين طايفه مقدس است كه در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاى رفيعى دست يافت تا آنجا كه معمار انقلاب اسلامى - كه خود معلمى بزرگ است - همه آثارش را مفيد مى داند و بهره بردارى از آنها را سفارش مى كند.
مفهوم علم
امروزه در زبان پارسى و عربى كلمه علم به دو معناى متفاوت بكار برده مى شود. ۱- معناى اصلى و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه« هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» آيا يكسانند آنان كه مى دانند و آنان كه نمى دانند. (زمر۹ /)از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مى شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضيات، فقه، دستور زبان، مذهب، زيست شناسى و نجوم همه علم اند...
ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زمانى اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالى خلقت يعنى عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضى مطهرى يكى از آن معلمان راستين است كه اولا با نگاه تركيبى به همه معارف بشرى نظر مى كند و ثانيا تمامى تلاشهاى علمى و عملى را مقدمه اى براى عبادت مى داند و در اين راه به مرحله سوم ديندارى راه مى يابد و با شهادت، عبادت عملى و علمى خود را كامل مى سازد. به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه (۱۱ ارديبهشت ) را روز معلم ناميدند.
هنر معلمى
معلمى شغل و حرفه نيست، بلكه ذوق و هنر توانمندى است. معلمى در قرآن به عنوان جلوه اى از قدرت لايزال الهى نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارك و تعالى است. در نخستين آيات قرآن كه بر قلب مبارك پيغمبر اكرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است: اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: -۱-۵) بخوان به نام پروردگارت كه جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت ،بخوان ! و پروردگارت كريمترين است همان كه آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را كه نمى دانست. در اين آيات خداوند، خود را معلم مى خواند و جالب اين كه معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهكار خلقت، يعنى انسان آورده است. مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعى انسان را كه هيچ نمى دانست، به وسيله قلم آموزش داد كه اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حكايت دارد:« چو قاف قدرتش د م بر قلم زد ‎/ هزاران نقش بر لوح عدم زد «از اين رو، مى توان گفت كه هنر شگفت معلمى از آن خداوند عالم است. شهيد ثانى رحمت الله درباره هنر معلمى خداوند مى فرمايد: خداوند از آن جهت به وصف (اكرميت) و نامحدود بودن كرامتش، توصيف شد كه علم و دانش را به بشر ارزانى داشته است. اگر هر مزيت ديگرى، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مى رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اكرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار كرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. كرامت الهى در اين آيات با تعبير الاكرام بيان شده است. چنين تعبيرى مى فهماند كه عالى ترين نوع كرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعنى علم و دانش هم تراز است. به همين جهت امام خمينى (ره) مى فرمود: معلم اول خداى تبارك و تعالى است . . . به وسيله وحى، مردم را دعوت مى كند به نورانيت، دعوت مى كند به محبت ،دعوت مى كند به مراتب كمالى كه از براى انسان است.
معلمى برتر از شهادت
حضرت امام جعفر صادق (ع) مى فرمايند: هنگامى كه روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مى كند و چون ترازوى اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مركب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مركب آنان بر خون شهيدان فزونى خواهد داشت. اين ارزش بدان جهت است كه شهيدان در سايه علم و تربيت معلمان و تعليم شايسته آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان
امام سجاد (ع) در زمينه حفظ حقوق معلم مى فرمايد: حق معلم بر تو آن است كه همواره، با ديده تعظيم و تكريم به او بنگرى، مجلس او را گرامى بدارى و به سخنانش با دقت گوش دهى، رو به جانب او بنشينى و صدايت را در حضورش بلند نكنى.
لزوم دلسوزى معلم نسبت به شاگرد
مرحوم شهيد ثانى در مورد لزوم دلسوزى معلم نسبت به شاگرد مى نويسد: معلم بايد درباره شاگردان، خواهان امورى باشد كه نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستى كند. و از هرگونه شر و بدى كه براى خويش نمى پسندد براى شاگردانش نيز نپسندد زيرا اين گونه دلسوزى و برابر انديشى نسبت به شاگردان، حاكى از كمال ايمان معلم و حسن رفتار و برادرى، نمايانگر روح تعاون و همبستگى معلم نسبت به آنان مى باشد.
حقوق معلم در آينه فرمايشات حضرت سجاد (ع)
حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسيارى در حفظ حقوق معلم از سوى شاگردان دارند و مى فرمايد: حق كسى كه عهده دار تعليم توست آن است كه او را بزرگ شمارى و مجلس او را سنگين بدارى و نيكو به وى گوش فرا دهى و روى خود را بر او كنى و با او بلند سخن نگويى و كسى را كه از او چيزى مى پرسد تو پاسخ ندهى و بگذارى كه خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ كس به صحبت ننشينى و در محضر او بدگويى از كسى نكنى و اگر از او در نزد تو بدگويى شد از او دفاع كنى و عيب پوشش باشى و فضايل و مناقب او را آشكار كنى و با دشمنش همنشينى نكنى و با دوستش دشمنى نورزى پس چون چنين كردى، فرشتگان خداى تعالى به سود تو گواهى خواهند داد كه مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براى خدا بوده نه به خاطر مردم.
داستانى زيبا از رابطه شاگرد و معلم
بهترين نوع اين رابطه كه سرشار از ادب و فروتنى است، در داستان حضرت موسى (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم - نمود دارد. موسى (ع) مامور شد تا از بنده اى صالح به نام خضر (ع) كسب علم كند. قرآن آغاز گفت و گوى اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مى كند: قال له موسى هل اتبعك على ان تعلمن مما علمت رشدا * قال انك لن تستطيع معى صبرا * و كيف تصبرعلى ما لم تحط به خبرا * قال ستجدنى ان شاء الله صابرا و لا اعصى لك (امرا * قال فان اتبعتنى فلا تسئلنى عن شى ء حتى احدث لك منه ذكرا. (كهف: ۶۶ - ۷۰ )
موسى به او گفت: آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده كه مايه رشد است به من بياموزى گفت: تو هرگز هم پاى من نمى توانى صبر كنى و چگونه در مورد چيزهايى كه از آن شناخت ندارى، شكيبايى مى كنى: گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى نافرمانى تو نمى كنم. گفت: اگر به دنبال من آمدى، چيزى از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.
معلم در باغ ملكوت
ليلا جبارى - روز روز تجليل است و عشق ماهى كه در نصف النهار ابديت و آواز مى خواند. امروز از آن روزهاى قشنگ است دريا آبى است و آرام و منتظر فرود آمدن ملائكه از آن سوى افق ها. آسمان زيبا توفانيست و فوج فوج فرشتگان از رنگين كمان ها آويزان شده اند و شعر مى خوانند و با هم مى گويند: «ن و القلم و ما يسطرون »معلم همچون ماده آهويى است كه بچه را شير مى دهد و چه خوب است نوشيدن شير پاك و زلال از زبان معلمى دانا و با ايمان و چه نيكوست قطره هاى ايمان و شجاعت و فداكارى و ايثار و انفاق كه از آن مى چكد و حلقوم تشنگان راه حقيقت را سيراب مى كند.
عبوديت مثل نسيمى است كه در بوته ها و گلزارهاى خضوع وخشوع مى وزد و از آن عطر ايمان و تسليم به مشام مى رسد. فضا را پر مى كند و عاشقان را مدهوش مى نمايد. معلم همچون درخت تنومندى شده كه ريشه اش در عشق سوزان ازلى است و با علم و روش پيامبر آبيارى شده و به همين خاطر پا در جاى پاى پيامبر گذاشته است كه ماهيان دريا و مورچه هاى زمين براى هر گامش كه به سوى مكتب عشق مى رود طلب آمرزش مى كنند و ميوه هاى اين درخت تنومند در قلب و روح و جان نوجوانان اين مرز و بوم به بار نشسته است.
مدرسه باغ ملكوت است يعنى گاهواره  فرشتگانى كه بابا آب داد .نيايش را از معلم مى آموزند. معلم قاليبافى نماز مى آموزد. او پرورش گل ها را تدريس مى كند و نوازش دادن نوزادان را به مادران آينده تعليم مى دهد كه چگونه با گريه براى امام حسين آتش دوزج را خاموش نمايند و با غم ائمه معصومين غمگين باشند و با شادى هايشان شاد باشند.
معلم صداى تسبيح مرغكان زيبا را بر روى شاخساران در باغ ملكوت به ديگران مى شناساند و مى آموزد كه چگونه بايد كل وجود ما نيز تسبيح گوى ا... باشد. معلم زيبايى را عفت دوزى مى كند و هيچ كس زيباتر از او خدا را آواز نمى كند و هيچ كس زيباتر از معلم گلدوزى ملكوت را بلد نيست. تمام روزها روز معلم است چرا كه كل هستى بهانه آموختن است و آن نردبانى است براى سير و صعود در ملكوت لااله الاا... عرش خدا همه نور است و خوبى و معلم بذرهاى معنويت و رسيدن به خدا را در دل ها مى افشاند تا همه به معشوق واقعى برسند و جرعه اى از عشق واقعى در كامشان ريخته شود تا قله ايمان و تقوى را فتح كنند و غرق در جمال و جلال و شكوه رب الجليل گردند.
معلم فـقـط مى سوزد!
محمد رضا هاديلو
طى سال هاى اخير از طريق رسانه هاى خبرى گوناگون كم و بيش شاهد اعتراض گروه كثيرى از معلمان و دبيران بوديم كه شايد علت اصلى آن نيز وضعيت نابسامان معيشتى و چند شغله بودن اكثر معلمان به دليل ناتوانى در جهت كسب آسايش و رفاه اقتصادى خانواده هاى آنان بوده است.
محسنى معلم دوره راهنمايى مى گويد: زمانى بود كه در مجلات طنز و فكاهى از كارمندان و كارگران به عنوان ضعيف ترين و محروم ترين قشر جامعه نام برده و در واقع آن ها به عنوان نماد طبقه ضعيف جامعه از نظر اقتصادى به شمار آمده و معرفى مى شدند، اما امروز معلمى به عنوان شغلى كه نه درآمد دارد نه آتيه و نه آينده به شمار مى رود و اگر نبود جنبه اعتقادى و عشقى كه معلمان نسبت به شغل و حرفه مقدس خود دارند، ديگر كسى به سراغ اين كار پرزحمت و كم درآمد نمى رفت. هنوز زمان زيادى از موقعى كه معلمان نزد مردم و جامعه اجر و قرب فراوان داشتند و به عنوان بزرگ محله و شهر روى آن ها حساب مى شد نگذشته است، زيرا اعتقاد جامعه بر اين بود كه براى رسيدن به اجتماعى ايده آل و نرمال كه بر پايه علم و آگاهى بنا شده باشد بايد روى معلمان سرمايه گذارى كرد و با تامين اقتصادى و اجتماعى آن ها زمينه را فراهم آورد كه ايشان بدون هيچ گونه نگرانى نسبت به تربيت كودكان و نوجوانان اقدام و اهتمام ورزند. وى مى افزايد: اما امروز معلمان جامعه ما مى سوزند و ذره ذره آب مى شوند تا علاوه بر اين كه به كار تدريس خود لطمه اى وارد نياورند از پس زندگى خود نيز برآيند. ما هم مثل ساير اقشار جامعه داراى خانواده و زندگى و رفت و آمد و. . . هستيم و كارمان هم به گونه اى است كه بايد با ذهن آزاد و راحت تدريس كنيم، اما وقتى تمام فكر و ذكر ما به آخر برج است تا چندرغاز حقوق ماهيانه را چگونه بين صاحب خانه، بقال سر كوچه، نانوا، قصاب و... تقسيم كنيم چه طور مى توانيم فرزندان كشور ايران را با علوم روز آشنا كرده و مشكلات آن ها را حل كنيم هم اكنون اكثر معلمان داراى يك يا دو شغل در كنار معلمى خود هستند تا جبران كسرى حقوق آن ها را نمايد.
دوستان خود من از مسافركشى گرفته تا كارگرى ساختمان و كار در ميدان ميوه و تره بار را انجام مى دهند و البته مثل ساير هم طبقه اى هاى مان در اجتماع باز هشتمان گرو نهمان است. وى كه خود بعدازظهرها تدريس خصوصى مى كند، مى افزايد: يك معلم به خصوص در مقاطع ابتدايى و راهنمايى بايد علاوه بر كار تدريس شاگردان خود، به عنوان يك مشاور و روانشناس نيز فعاليت داشته باشد و مشكلات شاگردان را در زمينه درس، مدرسه، اجتماع و حتى خانواده آن ها تشخيص داده و در جهت رفع آن نيز برآيد. زيرا در اين سنين كودكان و نوجوانان اعتماد و اطمينان خاصى نسبت به معلمان خود دارند و حرف و عمل آن ها برايشان حجت است.بنابراين معلم به خوبى مى تواند نسبت به حل مشكلات عاطفى و روحى و روانى آن ها اقدام كند، اما وقتى كه خود معلم از چند جهت تحت فشار و در مضيقه و مشكل است ديگر نمى تواند فكر خود را معطوف به كلاس درس نمايد و نه تنها، روانشناسى كه حتى كار تدريس او نيز با ضعف هاى فراوان روبه رو مى شود.
خانم رضوى، دبير شيمى يكى از دبيرستان هاى اطراف تهران نيز مى گويد: اگر فيش هاى حقوقى دبيران را با ساير كارمندان دولت مقايسه كنيد. با توجه به تحصيلات و سابقه كارى آن ها به راحتى مى توانيد به تفاوت آن ها با يكديگر پى ببريد. در حالى كه كار ما يك فعاليت ذهنى است كه در آن بايد افكار معلم منسجم و پيوسته باشد تا بتواند به بهترين نحوه مطالب را به شاگردان بياموزد.
وى با اعتقاد به اين كه مهر معلمى بر مهر والدين ارجحيت دارد
مى گويد: نكته اى كه اكثر مردم و مسوولان به آن توجه نمى كنند اين است كه يك معلم هم يك پدر يا مادر است. انسانى كه بايد يك زندگى را بگرداند و به سراغ شغلى آمده كه حوصله و صبر ابتدايى ترين و مهم ترين ابزار و لازمه آن است و حالا كه اين شغل را برگزيده بايد تمام مشكلات روزمره اش را كه هر روز هم بر آن افزوده مى شود ناديده بگيرد تا با فكرى باز و خاطرى آسوده به شاگردانش رموز علم را بياموزد، اما زمانى كه روح مجروحش به همان حال رها مى شود و زخم هاى التيام نيافته اش نمك مى خورد، چگونه مى تواند حليم و صبور باشد و تا كى مى تواند يك ذهن پر اوهام را خالى كند .
به اعتقاد كارشناسان امور فرهنگى، خطيرترين مسووليت در زمينه فرهنگ سازى در هر جامعه اى بر عهده دبيران، آموزگاران و استادان آن جامعه است و از آنجا كه اين گروه به طور مستقيم با آموخته هاى نسل جوان جامعه در ارتباط هستند مسووليت سنگينى بر دوش آن ها احساس مى شود و بنابراين انتخاب افرادى كه به عنوان آموزگار در جامعه مشغول فعاليت مى شوند بايد با تدبير و دقت و معيارهاى اساسى انجام پذيرد.
خانم نجارزاده، دبير سال سوم راهنمايى با اشاره به تراكم شديد دانش آموزان در مدارس دولتى، عدم استاندارد وسايل آموزشى را نيز مزيد بر علت دانسته و مى گويد: يكى از مشكلات دايمى ما معلمان تعدد دانش آموزان در كلاس هاى گوناگون است كه كاملا با استانداردهاى جهانى آموزشى متفاوت مى باشد. وقتى در يك كلاس مترى حدود دانش آموز در كنار يكديگر به صورت فشرده مى نشينند، حتى هواى كافى براى تنفس آن ها وجود ندارد. از طرفى گرد و خاك ناشى از نوشتن و پاك كردن تخته سياه نيز يكى از دلايل بيمارى ريوى و تنفسى كليه آموزگاران در مقاطع مختلف است. يكى از نكات مهم ديگرى كه مسوولان بايد به آن دقت كنند بودجه اى است كه به مدارس و معلمان اختصاص مى يابد. هم اكنون در اكثر كشورهاى جهان براى رفاه دو گروه از افراد جامعه بيش از سايرين سرمايه گذارى مى شود يكى قضات دادگسترى و دوم معلمان و آموزگاران. زيرا آسايش و رفاه اين دو گروه موجب ترويج عدالت و ارتقاى سطح معلومات و دانش در آن جامعه مى شود.
به عنوان مثال در كشورى مثل ژاپن كه به اين مدارج از موفقيت دست يافته است، با اختصاص بودجه سنگين جهت آموزش و پرورش به تمام زواياى مورد نياز معلمان توجه و دقت كافى مى شود. وى وظيفه آموزگاران را امرى فراتر از آموزش كتب درسى دانسته و مى افزايد: معلم بايد علاوه بر آموزش و تدريس دروس تحصيلى، روش زندگى و اخلاق اجتماعى را نيز به كودكان بياموزد. زيرا دانش آموزان الگوگيرى قوى و سريعى از معلمان خود دارند و به سبب تعاملى كه در طول روز و هفته و سال با يكديگر دارند خيلى زود از آموزگاران خود الگوبردارى مى كنند. بنابراين بايد در گزينش معلمان دقت ويژه اى به خرج دهيم تا افرادى كه به عنوان راهنمايان فرزندان و آينده اين كشور انتخاب مى شوند از هر نظر صلاحيت رسيدن به اين مسووليت خطير را داشته باشند.
معلم نماد عشق و صبر به رغم تمام مشكلات موجود و كمبودها و نقيصه هاى حاكم بر وزارت آموزش و پرورش و با وجود سنگ هاى سنگين پيش پاى معلمان، آنچه كه باعث مى شود تا آن ها با علاقه و اميد و پشتكارى ستودنى همچنان كار علم آموزى به فرزندان اين كشور را ادامه داده و چون كوه در برابر مشكلات ايستادگى كنند، عشق و علاقه و صبرى است كه در وجود تمام معلمان وجود داشته و مثال زدنى است ژورژ واير، يكى از دبيران نمونه كشور سوئد، در اين خصوص در گفت وگو با يكى از نشريات محلى مى گويد: به اعتقاد من كار معلم پراكندن عشق در جامعه است. او با تلاش خود كه چه بسا شبانه روز به فكر شاگردان است، درس اخلاق و زندگى را كه مهم ترين آموختنى در جهان است. به ديگران مى آموزد و هر مانعى را كه بر سر راهش باشد با صبر و پشتكار خويش از ميان برمى دارد و با اين كه در ذهن پر تلاطم خود، در افكار گوناگونى غرق است، اما در كلاس درس فارغ از تمام جهان تنها و تنها به عشق خود (آموزش) فكر مى كند. معلم بهترين ثانيه هاى زندگى خود را در كلاس و در ميان شاگردانش مى گذراند و هر سال آغوشش پذيراى فرزندانى است كه تا عمر دارند، مسلما او را و فداكارى هاى او را و محبت هاى او را از ياد نخواهند برد.
آنچه مسلم است، حديث درد و رنج و مشكلات معلمان هنوز داغ و جانفرسا است. معلمان دلسوز و اسوه هاى صبر و آموزش، در روز معلم بيش از آن كه نيازمند تعريف و تمجيد و تبريك هاى ما باشند در انتظار دستانى هستند كه به ياريشان بيايند و برترين وظيفه وزارت آموزش و پرورش در اين روز ايجاد امكاناتى براى آسايش فكرى و آرامش زندگى و روحى و روانى اين قشر عظيم جامعه است تا به اين وسيله بوسه اى بر دست و پيشانى خسته معلمان زند. و به ياد داشته باشيم كه تحقق اين مهم موجب آرامش كودكان و نوجوانان و علم آموزى صحيح و دانش اندوزى بهتر آنان خواهد شد و راه را براى رسيدن به سوى آينده اى روشن تر ميسر و هموارتر خواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |