|
|
|
نگاهى به نمايش كلبه عموتم
|
|
|
|
|
|
|
فيلم هاى برتر پنج دهه اخير
خانه دوست كجاست در فهرست برترين هاى منتقد معروف بريتانيايى فيليپ فرنچ منتقد نام آشناى روزنامه آبزرور چاپ بريتانيا از فيلم سينمايى خانه دوست كجاست؟ عباس كيارستمى به عنوان يكى از ۱۰ فيلم برتر دهه ۱۹۸۰ نام برد. آبزرور اعلام كرد فرنچ كه ۳۰ سال است در اين نشريه معتبر مطلب مى نويسد، در مطلبى كه روز يكشنبه منتشر شد فهرستى از فيلم هاى برتر پنج دهه اخير به انتخاب خود را ارايه داده كه در آن نام خانه دوست كجاست به عنوان يكى از فيلم هاى مطرح دهه ۱۹۸۰ ذكر شده است. فرنچ ۷۵ ساله درباره فيلم مطرح كيارستمى نوشت: سينماى ايران به شكلى سخت و سازش ناپذير از راه رسيد . خانه دوست كجاست توليد با بازى بابك احدپور و احد احمدپور داستان دانش آموزى است كه سعى دارد دفتر مشق دوستش را به او بازگرداند. فهرست ۵۰ فيلم منتخب منتقد آبزرور به تفكيك دهه به شرح زير است: دهه ۱۹۶۰ روانى (آلفرد هيچكاك، ۱۹۶۰) زندگى شيرين (فدريكو فلينى، ۱۹۶۰) ماجرا (ميكل آنجلو آنتونيونى، ۱۹۶۰) نور زمستانى (اينگمار برگمان، ۱۹۶۲) ژول و ژيم (فرانسوا تروفو۱۹۶۲، ) لورنس عربستان (ديويد لين۱۹۶۲، ) پيشخدمت (جوزف لوزى، ۱۹۶۳) بانى و كلايد (آرتور پن، ۱۹۶۷) :۲۰۰۱ يك اديسه فضايى (استنلى كوبريك، ۱۹۶۸) گروه خشن (سام پكين پا، ۱۹۶۹) دهه ۱۹۷۰ پنج قطعه آسان (باب رافلسن، ۱۹۷۰) اجراى نقش (نيكلاس روگ، دانلد كامل۱۹۷۰، ) سولاريس (آندرى تاركوفسكى۱۹۷۲، ) اوه مرد خوش شانس! (لينزى آندرسن۱۹۷۳، ) وحشت در هنگينگ راك (پيتر وير۱۹۷۵، ) آليس در شهرها (ويم وندرس۱۹۷۴، ) آرواره ها (استيون اسپيلبرگ، ۱۹۷۵) آنى هال (وودى آلن، ۱۹۷۷) اينك آخرالزمان (فرانسيس فورد كوپولا، ۱۹۷۹) طبل حلبى (فولكر شلوندورف، ۱۹۷۹) دهه ۱۹۸۰ گاو خشمگين (مارتين اسكورسيزى، ۱۹۸۰) انجل (نيل جردن، ۱۹۸۲) گاندى (ريچارد آتن بورو، ۱۹۸۲) آشوب (آكى را كوروساوا) لباس شويى زيباى من (استفن فريرز، ۱۹۸۵) مخمل آبى (ديويد لينچ، ۱۹۸۶) ماموريت مذهبى (رولند جافى، ۱۹۸۶) اميد و افتخار (جان بورمن، ۱۹۸۷) خداحافظ بچه ها (لويى مال، ۱۹۸۷) خانه دوست كجاست؟ (عباس كيارستمى، ۱۹۸۷) دهه ۱۹۹۰ بازيگر (رابرت آلتمن، ۱۹۹۲) روز طولانى به پايان مى رسد (ترنس ديويز، ۱۹۹۲) وداع با محبوبم (چن كايگه، ۱۹۹۳) بقاياى روز (جيمز آيورى۱۹۹۳، ) داستان عامه پسند (كوئنتين تارانتينو۱۹۹۴، ) ملكه راهزن (شكار كاپور، ۱۹۹۴ ) سرزمين و آزادى (كن لوچ، ۱۹۹۶) رازها و دروغ ها (مايك لى، ۱۹۹۶) مخمصه (مايكل مان، ۱۹۹۵) همه چيز درباره مادرم (پدرو آلمودوار، ۱۹۹۹) دهه ۲۰۰۰ يادگارى (كريستوفر نولان۲۰۰۰، ) پنهان (ميشائل هانكه۲۰۰۵، ) كوهستان بروكبك (آنگ لى، ۲۰۰۵) زندگى ديگران (فلوريان هنكل فن دونرسمارك، ۲۰۰۶) پرچم هاى پدران ما (كلينت ايستوود، ۲۰۰۶ ) amakoB (عبدالرحمن سيساكو، ۲۰۰۶) پيرمردها كشورى ندارند (جوئل و ايتن كوئن، ۲۰۰۷) خون بپا مى شود (پل تامس اندرسن) راتاتوى (براد برد، جان پينكاوا، ۲۰۰۷)
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش كلبه عموتم
عصر كارگردان ها
رحيم عبدالرحيم زاده سال هاى پايانى قرن ۱۹ و سال هاى آغازين قرن ۲۰ را مى توان سال هاى ظهور نظريه پردازان بزرگ در حوزه كارگردانى تئاتر دانست. در آن دوره و در پى تلاش كسانى چون دوك ماينينگن و آندره آنتوان كارگردانى و مفهوم ميزانسن هويتى مستقل يافت و به دنبال آن كارگردان ها و نظريه پردازانى به وجود آمدند كه تمام جوهره تئاتر و روح حاكم بر آن را در كارگردان و انديشه هاى وى مى جستند و بدين ترتيب پس از عصر نويسندگان (از تئاتر كلاسيك يونان باستان به بعد) و عصر بازيگران (از تئاتر دوره اليزابت به بعد)، سومين عصر بزرگ تئاتر يعنى عصر كارگردان ها آغاز گشت، عصرى كه تا به امروز نيز كمابيش ادامه دارد. چنين جنبش هايى در سرتاسر غرب بر آن بودند تا از اقتدار نمايشنامه و بازيگر بكاهند و بيش از هر چيز بر جنبه هاى ديدارى تئاتر و آنچه ميزانسن ناميده مى شود تاكيد داشتند. جنبشى كه در فرانسه آرتو با تئاتر شقاوت، جدال بر عليه كلام محورى و اقتدار متن داعيه دار آن بود، در سويى ديگر ادوارد گوردون كريگ هم عليه نخوت و خودنمايى بازيگران به پا خاست. چنانچه در روسيه ماير هولد بر عليه توهم واقعيت و صحنه پردازى هاى پرزرق و برق شوريد و بدينسان مفهوم كارگردان به عنوان هنرمند بيش از پيش تجلى يافت. اگرچه بخشى از كار هر كارگردانى حضور او به مثابه يك هنرمند طراح است اما بخش عمده اى از موفقيت وى در به انجام رساندن يك اثر هنرى، وابسته به حضور او به مثابه مديرى توانمند است زيرا تئاتر در عين آن كه هنرى جمعى و ارگانيك است، نياز مبرمى به نظم و سازماندهى دارد و اين بالاخص در پروژه هاى بزرگ و وسيع تئاترى چندين برابر خود را مى نماياند. از ميان نظريه پردازان و جنبش هايى كه ذكر آنان آمد گوردون كريگ بيش از هر نظريه پرداز ديگرى بر حضور كارگردان به عنوان يك مدير قدرتمند تاكيد دارد اگر چه وى در طول دوران كارى اش هرگز موفق به اعمال چنين مديريتى نشد و اغلب پروژه هاى بلندپروازانه اش با شكست مواجه گشت. كريگ اعتقاد دارد كارگردان بر تمام ابزار و عوامل صحنه تا بدان حد تسلط و شناخت داشته باشد كه بتواند در تمام اجزاى آن از نور و موسيقى گرفته تا طراحى صحنه، لباس و حتى بازيگرى تاثيرى مستقيم و حضورى موثر داشته باشد. اين حضور مستقيم و همه جانبه مستلزم داشتن مديريتى مقتدرانه است كه بر تمام عناصر تئاتر، حتى تئاترى عظيم نظارت دارد و از كارگران نور و صحنه گرفته تا راهنمايان سالن هيچ چيز و هيچ كس از ديد وى پنهان نمى ماند. به زعم وى با چنين اقتدارى است كه اثرى به سامان و هماهنگ خلق مى شود. كريگ در پى آن بود تا تالارى نوين، صحنه اى نوين، اجرايى نوين و تماشاگرى نوين خلق كند و در يك كلام او نيز همچون آرتور و مايرهولد در پى تئاتر آينده بود تئاترى كه مديريت همه جانبه يكى از اركان مهم و ضرورى آن به شمار مى آيد. در ايران و به نسبت امكانات موجود در تئاتر ايران بهروز غريب پور را مى توان يكى از مصداق هاى عينى آن نوع از كارگردانى دانست كه كريگ بر آن تاكيد مى ورزيد. غريب پور از آن دسته كارگردان هايى است كه هيچ ابايى از پروژه هاى بزرگ تئاترى و اجراهاى پربازيگر، پردردسر و پرهزينه ندارد و به همين دليل نام او به عنوان كارگردان پرهزينه ترين و پربازيگرترين تئاتر تاريخ ايران يعنى بينوايان ثبت شده است. كلبه عموتم نيز همچون بينوايان يكى از پروژه هاى بزرگ و كم سابقه در تئاتر ايران است. اجرايى كه نقطه بارز آن بيش از هر چيز كارگردانى است. غريب پور در اين اجرا سعى دارد از هر دو سويه مكمل كارگردانى، چه سويه مديريتى و چه سويه هنرى بهره گيرد تا اثر بيادماندنى ديگرى خلق كند. ما در اين جستار با توسل به انديشه هاى كريگ به بررسى اين دوسويه در كارگردانى كلبه عموتم خواهيم پرداخت: ۱- كارگردان به مثابه مدير كلبه عموتم اجرايى است با نزديك به ۵۰ بازيگر روى صحنه كه ۶ بازيگر آن خردسال هستند، دكورى حجيم، ثابت و انبوهى دكورهاى متحرك و متغير و آكسسوارهاى مختلف، اجرايى با ده ها خط نورى مجزا و افكت ها و موسيقى هاى متعدد. بر اين سياهه مى توان استفاده از سيستم صوتى جهت تقويت صداى بازيگران، حجم زيادى از لباس هاى طراحى شده، گريم پركار و سنگين، انواع افكت هاى بصرى از قبيل دود و آتش را نيز افزود. بى شك گردآورى و هماهنگ كردن چنين مجموعه عظيمى از بازيگران و عوامل و عناصر نشان از توان مديريتى بالايى دارد. اين توان مديريتى بيش از هر چيز برگرفته از الگوهايى است كه كريگ پيشنهاد مى دهد. كريگ مى نويسد: بيان لحن و روح و محتواى ظرف اثر بر عهده كارگردان است اوست كه بايد وحدت، انسجام و هماهنگى اثر را حفظ كند. آيا او حق دارد و صلاح است كه اين وظيفه را بين خود و همكارانش تقسيم كند. (۱) و بعد مى افزايد كه اين تنها راه دستيابى به وحدت و يكپارچگى هر اثر هنرى است. بر اساس الگوهاى كريگ، غريب پور در تمام اجراى كلبه عموتم حضورى فعال و موثر دارد و باز بنا به توصيه كريگ او جداى از آن كه كارگردان اثر است در مقام نويسنده، طراح صحنه، طراح لباس و نور نيز ظاهر مى شود و حتى خود در تالار بر كار نورپرداز نظارت مستقيم دارد و اين همه نشانگر وسواس او براى اجراى دقيق و هماهنگ اثرش است. اگر آنچنان كه كريگ مى گويد مفهوم زيبايى در تئاتر حد اعلاى هماهنگى است (۲) پس به اين استناد مى توان كلبه عموتم را اثرى زيبا دانست و آنچه باعث اين زيبايى مى شود حضور كارگردان به مثابه مديرى مقتدر و مسلط است. ۲- كارگردان به مثابه طراح هنرى يك اجراى تئاتر تنها در سايه مديريت و هماهنگى به دست نمى آيد، بلكه حضور كارگردان، ديدگاه وى نسبت به اثر، انديشه هايى كه از طريق اجرا بازتاب مى يابد و نوع طراحى ها در اين زيبايى موثرند. در اين جا و با تاكيد بر دو عنصر طراحى صحنه و نحوه هدايت بازيگران سعى خواهيم كرد جنبه هاى هنرى اثر غريب پور را به عنوان طراح بررسى كنيم. كريگ براى طراحى صحنه نمايش پس از انتخاب طرح و رنگ توصيه مى كند: طراح به انتخاب چيزى اقدام كند كه در حقيقت مركز و هسته اصلى تمام دكور اوست چيزى نظير يك سردر، يك فواره، يك بالكن يا يك تختخواب و ساير اجزاى دكور پيرامون اين هسته مركزى شكل مى گيرد. ( ۳) در طراحى صحنه كلبه عموتم ما شاهد سكويى با پله هايى در اطراف آن هستيم كه چهارچوبى روى آن نصب شده است. اين سكو كه در نقطه طلايى صحنه قرار دارد هسته مركزى دكور اين نمايش را تشكيل مى دهد و بقيه اجزاى دكور در ارتباط با آن تعريف مى شوند. دكورى ثابت كه غريب پور به تبعيت از كريگ با تغييرات نور و حركت سعى در آشنايى زدايى از آن با توجه به فضاى اثرش دارد. سكويى كه گاه به شكنجه گاه و مكانى براى شلاق زدن تبديل مى شود و گاه به عنوان بار يك كافه گاه به عنوان سكوى فروش بردگان، گاه به عنوان تماشاخانه، گاه به عنوان محراب كليسا و گاه به عنوان فضاى داخلى خانه مورد استفاده قرار مى گيرد. اجرا در پى القاى رئاليستى فضاى آمريكا در نيمه اول قرن ۱۹ نيست و بيش از ظاهرسازى بر فضاسازى تكيه دارد. القاى فضايى دال بر محنت و خشونت، به همين دليل به جاى دكور رئاليستى از المان هاى بصرى ساده استفاده مى كند اما در عين حال از باور تماشاگر نسبت به فضاى آمريكا در پيش از جنگ داخلى نيز دور نمى افتد. انتخاب انبار بزرگ پنبه به عنوان پس زمينه خلق رويدادها و حضور برده هاى سياه پوست با ارابه هاى حامل پنبه در دورتادور صحنه و ايجاد سطوح ناهموار در زير ارابه ها بيش از هر چيز بر حضور سياهان در جنوب آمريكا به عنوان نيروى توليد و انبار ذخيره شمال صنعتى تاكيد دارد و نشانگر آن است كه غريب پور به شكلى غيررئاليستى قصد دارد اين فضا را به مخاطب منتقل كند. در عين حال هر كدام از عناصر فوق بر زيبايى ظاهرى صحنه نيز مى افزايند. نورهايى كه از پشت بر انبار پنبه تابيده مى شود جلوه هاى نورى و سايه روشن هاى زيبايى در صحنه پديد مى آورد. حضور بردگان در دورتادور صحنه جداى از آن كه بيانگر رنج ها و آلام سياهان است چشم تماشاگر را در تمام صحنه بزرگ نمايش به گردش درمى آورد و حضور ناهموارى ها بر كف صحنه نوعى حائل و خط مرزى ميان صحنه و تماشاگر ايجاد مى كند. در استفاده از دكورهاى متحرك نيز به لحاظ فنى سعى غريب پور بر آن است تا از نقاط مختلف صحنه بهره گيرد و هر بار توجه و تمركز تماشاگر را به گوشه اى از صحنه بزرگش هدايت كند. از ديگر عواملى كه در خلق فضا و فضاسازى به يارى غريب پور مى آيد بازيگران و به خصوص بازيگرانى هستند كه اصطلاحا سياهى لشكر ناميده مى شوند. گوردون كريگ درباره نحوه استفاده از سياهى لشكر توصيه مى كند: با سياهى لشكر به عنوان يك توده كلى و يكپارچه رفتار كنيد. (۴) غريب پور در نحوه هدايت اين مجموعه از بازيگران اثرش توصيه كريگ را به كار مى گيرد و از آن ها به عنوان توده بردگان و نه شخصيت هاى مستقل استفاده مى كند و آن ها را در راستاى تصويرسازى، بالانس صحنه و خلق فضا به كار مى گيرد. حتى در صحنه پايانى نمايش ـ كه البته صحنه اى به لحاظ بصرى زيبا اما به لحاظ بيانى شعارى است- او تمام بازيگران نمايش را فارغ از شخصيت ها و شخصيت پردازى به صحنه فرا مى خواند تا سرود آزادى سر دهند. البته اين بدان معنا نيست كه او از شخصيت پردازى شخصيت هاى نمايشش غافل مانده است اما ميزانسن و طراحى هاى وى در ارتباط با توده بردگان و حركات جمعى بسيار موفق تر است، به عنوان مثال مى توان به صحنه هايى همچون پياده روى مردم در خيابان و فيگورهاى فيكس شده سياهان و يا صحنه حضور جمعيت در كليسا و يا آتش سوزى پايان نمايش اشاره نمود. بازيگران كلبه عموتم كار دشوارى را به انجام مى رسانند چرا كه جداى از شخصيت پردازى فردى بر روى نقش، در نقش توده هاى مردمى نيز ظاهر مى شوند و در امر تعويض صحنه ها و جابه جايى دكورها نيز شركت مى كنند به عبارت ديگر غريب پور حتى براى يك لحظه آن ها را بيكار، بى هدف و سرگردان بر صحنه رها نمى سازد و بى شك بازى در چنين نمايش هايى تمركزى فراوان از سوى بازيگران مى طلبد. بر اساس اين دو عامل مى توان گفت غريب پور در مقام طراح هنرى نيز اجرايى موفق از كلبه عموتم ارائه مى دهد و سواى پاره اى از ضعف ها همچون شعارزدگى پايان نمايش و يا صحنه سپردن بچه به دست تماشاگران كه يكدستى سبكى و حسى اثر را از بين مى برد در اجراى كلبه عموتم شاهد هماهنگى اثر چه به لحاظ مديريتى و چه به لحاظ هنرى هستيم. پى نوشت ۱ ۱- در باب هنر تئاتر- گوردون كريگ، ترجمه دكتر افضل وثوقى، نشر قطره، چاپ اول ۱۳۸۳ ص ۱۷۲ ۲- همان منبع ص۶۴ ۳- همان، ص ۱۷۳ ۴- همان، ص ۶۱
|
|
|
|
|
اعلام نتايج بازخوانى متون جشنواره نمايش عروسكى
نتايج بازخوانى متون دوازدهمين جشنواره بين المللى نمايش عروسكى تهران-مبارك اعلام شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، آثار پذيرفته شده از تهران در بخش صحنه اى ۳۵ اثر، آثار پذيرفته شده شهرستانى ۲۱ اثر وآثار ميدانى پذيرفته شده در تهران و شهرستان ها جمعا ۱۶ اثر اعلام شده است. بر همين اساس ،آثار پذيرفته شده تهران در بخش صحنه اى عبارتند از: نمايش آرش نوشته فهيمه ميرزاحسينى و كارگردانى فهيمه و سيما ميرزاحسينى، نمايش اتللوى مشرقى نوشته و كارگردانى افشين هاشمى، نمايش اوسنه گمشده نوشته و كارگردانى مريم معينى، نمايش اى، واى، هاى نوشته و كارگردانى ستاره امينيان، نمايش به تنهايى لبخند بزن نوشته و كارگردانى حامد زحمتكش و مهدى فرشيدى سپهر، نمايش پدر عزيز نوشته محمد چرمشير و كارگردانى محمدحسن معجونى، نمايش پرگنت ايرانى نوشته نغمه ثمينى و كارگردانى شيوا مسعودى، نمايش پريزاد و پريمان نوشته امين كفاش زاده و كارگردانى فاطمه پورهاشمى، نمايش تحشيه اى بر ترانه اى از جان لنون نوشته حامد احمدى و كارگردانى آرزو عالى، نمايش حيات النفوس نوشته على شمس و كارگردانى ماندانا انصارى، نمايش چهل گيس نوشته و كارگردانى توسكا واقدى، نمايش داستان لطيف نوشته ايرج طهماسب و كارگردانى پريناز آل آقا و مهدى شايقى فر، نمايش دخترك و كوزه نوشته نسرين اسدى و كارگردانى داود بختيارى و سميه گل باز، نمايش در توازن نوشته نيلوفر كيانى و كارگردانى مهدى شايقى، نمايش رامپلس تيلت اسكين نوشته جين. م. متسون و كارگردانى حسين چراغى و مريم تيمورى، نمايشرنگ، رنگ نقاشى نوشته عباس دوست قرين و كارگردانى مهرداد مصلحى، نمايش روز هفتم نوشته و كارگردانى سرگل اسلاميان، نمايش زمين و چرخ نوشته و كارگردانى زهرا صبرى، نمايش زن غرغرو نوشته و كارگردانى بنفشه بديعى و نگار استخر، نمايش سفر پرخطر نوشته و كارگردانى فاطمه سوزنگر، نمايش سيمرغ نوشته پريسا رضايى و كارگردانى همايون صلاحى، نمايش سودا دخت نوشته و كارگردانى طليعه طريقى، نمايش سه نقطه ناتمام نوشته ا. ديكسون و ب. هالند راجرز و كارگردانى بهناز مهدى خواه، نمايش شاهزاده اندوه نوشته محمد چرمشير و كارگردانى محمد عاقبتى، نمايش شش جوجه كلاغ و روباه نوشته بهروز غريب پور و كارگردانى محسن ايمانخانى، نمايش شير شكارچى نوشته و كارگردانى هديه طاهرى، نمايش صداى يك دست نوشته قطب الدين صادقى و كارگردانى حسن دادشكر، نمايش عجيب ولى واقعى نوشته على اصغرى و ياسر خاسب و كارگردانى ياسر خاسب، نمايشعلى بابا و چهل دزد بغداد نوشته و كارگردانى جواد ذوالفقارى، نمايش قصه بخت نوشته و كارگردانى داود فتحعلى بيگى، نمايش گوهر گمشده نوشته زهرا رضايى و كارگردانى وحيد شاكرى، نمايش ماكاندو نوشته آرش پارساخو و كارگردانى آزاده انصارى، نمايش ماه پيشونى نوشته ايوب آقاخانى و كارگردانى الهام جعفرى، نمايش ماهرخ نوشته شادى پورمهدى و كارگردانى مريم اقبالى، نمايشماهى بزرگ تنها نوشته و كارگردانى فرناز بهزادى، نمايش مبارك و گيسوطلا نوشته و كارگردانى الهام جعفرى، نمايش يار مهربان نوشته محمد برومند و كارگردانى منيژه اميريوسفى، نمايش يوجين پشمالو نوشته و كارگردانى حسين زينالى. * آثار پذيرفته شده در بخش صحنه اى شهرستان ها عبارتند از: نمايش آرزوهاى كوچك نوشته آرمان قنبرى و كارگردانى مرتضى حسين زاده از شهريار، نمايش ايلچى نوشته و كارگردانى محمدعلى عبدالملكى از سنندج، نمايش بازى گرگ و پسر نوشته جواد ذوالفقارى و كارگردانى سعيد باغبانى از همدان، نمايش ترب نوشته بيژن مفيد و كارگردانى ندا اميديان پور از شوش، نمايش خواب در عهد تو نوشته هادى حورى و كارگردانى حسن سرچاهى از شاهرود، نمايش خرمشير نوشته جواد ذوالفقارى و كارگردانى سعيد باغبانى و سعيد پورشعبانيان از همدان، نمايش خاله سوسكه نوشته م. آزاد و كارگردانى مجيد كيميايى پور از اصفهان، نمايش دختر نارنج و ترنج نوشته امين شيرازى و كارگردانى سميرا يزدان پژوه از كرج، نمايش دلم پر از عروسك نوشته اعظم فتح الله زاده و كارگردانى رسول صالحى از زنجان، نمايش ساراى نوشته ابوالفضل جديدى و كارگردانى يعقوب صديق جمالى از تبريز، نمايش سون آجى نوشته و كارگردانى مهدى يوسفى از گنبدكاووس، نمايش گيلگمش نوشته ايوب آقاخانى و كارگردانى شقايق جعفرپور از كرج، نمايش گوگيل نوشته و كارگردانى محمدعلى عبدالملكى از سنندج، نمايش گوئچك نوشته داود فرمانى و كارگردانى فاطمه برمان از اردبيل، نمايش عصاى كارگشا نوشته رضا فياضى و كارگردانى مهدى حسينى از بيرجند، نمايش قلى خان نوشته و كارگردانى رويا شيردل از اراك، نمايش ماه پيشونى نوشته مرضيه محبوب و كارگردانى مسعود مظلومى وند از بوشهر، نمايش ماهى نوشته ويدا قهرمانى و كارگردانى كيوان باقلاچى از اردبيل، نمايش مده آ نوشته اورى پيد و كارگردانى محمدعلى عبدالملكى از سنند(مشروط)، نمايش مكبث نوشته شكسپير و كارگردانى پيام عزيزى از اراك (مشروط)، نمايش نخستين عشيره نوشته و كارگردانى هومن روح تافى از كرمانشاه. * آثار ميدانى پذيرفته شده تهران و شهرستان ها عبارت است از: نمايش به كسى نگيا نوشته و كارگردانى امير سلطان احمدى و هديه هاشمى از تهران، نمايش پرهاى جادويى نوشته آزاده كرمانى و كارگردانى اسماعيل صرامى، نمايش پس گردنى نوشته و كارگردانى سميرا يزدان پژوه از تهران و كرج، نمايش تكم نوشته و كارگردانى مهدى صالح يار از مرند، نمايش دف و دار نوشته و كارگردانى محسن پورقاسمى از همدان، نمايش عروس باران نوشته و كارگردانى رجبعلى فلاح از قائمشهر،نمايشفرار از جهنم، نوشته و كارگردانى امير بهبودنيا از اصفهان، نمايش كلاغ پر نوشته و كارگردانى مژگان بنان خورشيد از تهران، نمايش كوچولوى بدقول نوشته و كارگردانى سعيد باغبانى از همدان، نمايش كى زرافه منو مى خره نوشته و كارگردانى حميدرضا مرادى از تهران، نمايش مامان مبارك كيه نوشته و كارگردانى سعيد باغبانى و سعيد پورشعبانيان از همدان، نمايش مبارك كجاست نوشته و كارگردانى مريم شوقى از تهران، نمايش ماه و ديو زنگى نوشته و كارگردانى محمد مظفرى از بوشهر، نمايش ناقالدى نوشته و كارگردانى محسن پورقاسمى از همدان، نمايش نواى بخشى نوشته و كارگردانى مهدى آبشناسان از گنبدكاووس، نمايش هفت رزم نوشته و كارگردانى رضا برات زاده از بجنورد و نمايش هفت شهر عشق كار گروهى و كارگردانى محبوبه كريمى از اصفهان. * آثار مشروط به ارايه ايده اجرايى كارگردان نيز عبارتند از: نمايش آرش نوشته بهرام بيضايى و كارگردانى ايرج افشارى اصل، نمايش آواى پريان نوشته داود كيانيان و كارگردانى آناهيتا غنى زاده، نمايش افسون شوم شاپرك نوشته فدريكو گارسيا لوركا و كارگردانى مريم ضيايى، نمايش بانو آئويى نوشته يوكيو ميشيما و كارگردانى نازيلا نورى شاد، نمايش تراژدى فاوست اقتباس از گوته و كارگردانى ميلاد حسينى، نمايش داستان خنده ناك ديب ساده لوح هولناك نوشته مرحوم حسن حامد و كارگردانى حامد محمدى، نمايش دكتر فاستوس نوشته كريستوفر مارلو و كارگردانى بيتا بهارلو، نمايش رومئو و ژوليت نوشته شكسپير و كارگردانى هادى حجازى فر، نمايش شب هزارويكم نوشته بهرام بيضايى و كارگردانى هوشيار ميردامادى، نمايش ماه تى تى نوشته اردشير صالح پور و كارگردانى حمدالله كرمى بروجنى، نمايش ماه و پلنگ نوشته بيژن مفيد و كارگردانى شراره طيار، نمايش مزرعه مشدى جون نوشته و كارگردانى عادل بزدوده، نمايش من بايد برم ديرم شده نوشته محمد چرمشير و كارگردانى جليله هيبتان.
|
|
|
|