چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۷ مى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۸۲
جوان قرآنى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
مقالات روز
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
زندگى
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
با اعلام نفرات برتر سى امين دوره مسابقات قرآن اوقاف و امور خيريه در رشته هاى حفظ كل و قرائت تحقيق در دو بخش بانوان و آقايان، هاجر اسوار و صالح اطهرى فرد در قرائت و عيسى خورشيدى و الهام منگلى در حفظ كل، به عنوان نفرات اول اين دوره از مسابقات معرفى شدند.
زيبايى شناسى قرآن
امير ميرابى
زيباشناسى دينى آن ابتهاج و احساس لطيفى است كه در مواجهه با هستى به اهل ايمان دست مى دهد و به لحاظ فيزيولوژيك كل ارگانيزم آن ها را متاثر مى سازد. نيروها و عواطف آن ها را برمى انگيزد و غوغاها و هيجان هاى بزرگى در اندرونشان برپا مى كند. مومن نيز به نوبه خود و از يك نظر، نگاهى هنرمندانه به جهان دارد و در آن سيمايى هنرى و معنوى مى يابد و احساس خرمى و حق شناسى پيدا مى كند: حس زيباشناسى دينى در او نوعى خاطرخواهى و هم دلى پديد مى آورد و آتش بر خرمن خودخواهى هاى پست محدودش مى زند.
«به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشق ام بر همه عالم كه همه عالم از اوست»
در عرصه عشق و مستى هرچه از دوست مى رسد نيكوست و هر كه از او پيغامى مى آورد گرامى است. پيام وحى و الهامات رسولان جاذبه جذبات رحمانى و نسيم نفحات انس الهى است. چنان صبا كه شميم مشك ختن به همراه دارد. به همين روى قرآن عزيز است (و انه لكتاب عزيز) (فصلت ‎/۴۱) صداى پرهيبت حق است (حشر‎/۲۱) و آواى مهر ايزدى است (الرحمن، علم القرآن) (الرحمن‎/۱ و ۲) از مبدا كرامت و كريم است (انه القرآن كريم )(واقعه ‎/۷۷) كلام پروردگار جميل است. جلوه خداى ذوالجلال است. (لقد تجلى ا... خلقه فى كلامه ...) و چون از تلألو احسن الاسماء برتابيده پس احسن الحديث است (زمر‎/۲۳) و مظهر زيبايى و شكوه و شورانگيز و دل آويز است.
ظاهرش زيبا و باطنش ژرف و عميق است «ظاهره انيق و باطنه عميق» (اصول كافى، ج،۴ ص ۳۹۹۹)
زيبايى هاى زبان قرآن تنها سطحى از سطوح زيبايى آن را منعكس مى سازد. هر زبان افزون بر القاى معانى، مى تواند زيبايى نيز بيافريند و زبان قرآن چنين است و علاوه بر معانى بلند در چشم و دل مومنان يك ماهيت زيباشناختى هم دارد. نه تنها اهل قرآن گاهى ديگران نيزكه ناظران بيرونى قرآن و قرآنيان بوده اند جلوه هايى ديده اند و باز گفته اند: عبارات شيوا و رسا، آهنگ پرجاذبه و دل پذير، اسلوب زيبا و بديع و بلاغت خارق العاده قرآن با مايه هاى سرشار از معانى و معارف بلند و دل انگيز نه تنها گرويدگان نخستين را مجذوب و شيفته خود كرد بلكه دشمنان سخن شناس مثل وليدبن مغيره، احتس بن شريق و بن هشام نيز از آواى دل رباى آن استراق سمع مى كردند. در خود قرآن از اين گونه گوش دادن هاى دزدكى سخن رفته است. (اسراء‎/۴۷)
تا اندازه اى كه دشمنان تاكيد مى نمودند به اين قرآن گوش فرا ندهيد (فصلت‎/۲۶). به پيامبر (ص) نسبت سحر مى دادند و مى گفتند از افسون جادويى سخن او بگريزيد و آن گاه كه از كنارش به هنگام تلاوت آيات عبور مى كردند جامه بر سر كشيده، خم شده و مى گذشتند. (هود‎/۵) و ليد گفت: «سخن او شيرينى خاصى دارد. ريشه آن پرمايه و شاخه اش پرميوه است.)
از اهل كتاب هم كسانى بودند كه با شنيدن آيات قرآنى اشك از چشمانشان سرازير مى شد. (مائده‎/۸۳)
از خاورشناسان رژى بلا شر و پتروشفسكى هر دو از شور و شيفتگى مسلمانان نسبت به زبان قرآن سخن گفته اند. گلدزيهر مى نويسد: هيچ اثر ادبى در جهان (در اعجاب عظيم بى نظيرى كه قرآن برانگيخت) به پاى آن نمى رسد. ترجمه قرآنى كه آربرى با عنوان تعبير قرآن به دست داده به گفته محمد جواد سهلانى (مترجم آن) جزو آثار كلاسيك انتشارات دانشگاه انگلستان شده است. اما منظور ما از زيبايى شناسى زبان قرآن در اين جا آن جلوه ها و زيبايى ها و هنرهايى است كه خود مسلمانان از آغاز در زبان خارق العاده كتاب آسمانى ديده اند.
چشم اندازى در ولايت ايمان
دين دارى با نوعى زيباشناسى آميخته است. در احساس و تجربه دينى هاله قدسى اين عالم را فرا گرفته است و همه چيز جلوه اى از خداست كه جمال محض است و دلدارى اسماى حسناست. (اعراف‎/۱۸۰)، (رحمن ‎/۲۶ و۲۷) خدا كه حقيقت يگانه و زيبايى مطلق بود دكتر محقى بود و دوست داشت تا شناخته شود پس آفرينش آغاز كرد.
«در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد»
مومنان چون كم و بيش به مقام هرسندى و رضا و تسليم مى رسند جهان را از بنياد بر حق و به جا و زيبا مى بينند و چشم به مبدا زيبايى آن مى دوزند و در كتاب طبيعت و شريعت (در هر دو) جلوه حسن و اشارت ها و اكرشمه هايى مى بينند. اگر بخواهيم به زبان هنر سخن بگوييم از زيباشناسى فرق است بين زيباى متعارف و آنچه او مرا والا مى خوانند. قرآن آشكارا از وجهى و رويى در اين عالم خبر مى دهد كه والا و زيبا و داراى جلال و مبدا كرامت است و مومنان را چنين توصيف مى كند كه همه آن روى والا و اعلا را با سعى و اهتمام طلب مى كنند و جز به آن رضا نمى دهند. (ليل‎/۲۰ تا ۲۱)
«مرا به كار لبان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست»
و در طلب آن روى، صبر و پايدارى مى كنند (رعد‎/۲۲) همه ادارات آن ها به همين روى است و خاطر خواهانه مايه مى گذارند و هر سرمايه اى كه دارند در اين راه خرج مى كنند و رستگارى و سعادت را در اين راستا مى دانند (روم‎/۳۸)
«طفيل هستى عشقند آدمى و پرى
ارادتى بنما تا سعادتى ببرى»
«رهر و منزل عشق ايم و ز سر حد عدم
تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم.»
و سرانجام آن رومى حسن را مى بيند (وجوه يومئذ ناضره الى ربها ناظرة) (قيامة‎/۲۲ و۲۳)، «ينظرون الى وجه ا...» (الميزان، ج ،۲۰ ص ۱۱۶» اگر هنر از نگاه افلاطون دوختن ديده به جمال ابدى و در نتيجه آفريدن زيبايى است، ديندارى، الحق كه از زيباترين هنرهاست و در منظر آن خدا كمال مطلق و داراى اسماى حسناست. زيباست و زيبايى را دوست دارد و به تعبير قرآن ما را آفريده تا بيازمايد كه چه اندازه زيباترين و نيكوترين ارزش رفتارى را مى آفرينيم. (ملك‎/۲)
برگزيدگان سى امين دوره مسابقات قرآن سراسر كشور معرفى شدند
با اعلام نفرات برتر سى امين دوره مسابقات قرآن اوقاف و امور خيريه در رشته هاى حفظ كل و قرائت تحقيق در دو بخش بانوان و آقايان، هاجر اسوار و صالح اطهرى فرد در قرائت و عيسى خورشيدى و الهام منگلى در حفظ كل، به عنوان نفرات اول اين دوره از مسابقات معرفى شدند.
به گزارش ايكنا در پايان اين دوره از مسابقات سراسرى قرآن كريم، در رشته قرائت تحقيق قرآن، به ترتيب صالح اطهرى فرد از تهران، رضا محمدپور از اردبيل، محمد مشمول از خراسان رضوى، قاسم مقدمى از خوزستان و هوشنگ يارى از كرمانشاه به عنوان ۵ نفر اول معرفى شدند.
برگزيدگان رشته حفظ كل قرآن كريم نيز به ترتيب عيسى خورشيدى از چهارمحال و بختيارى، مرتضى محمدنژاد از اروميه، شجاع زويدات از خوزستان، سجاد واعظى از تهران و مهدى محمدزاده از خراسان رضوى هستند. ۵ نفر برتر بخش بانوان در رشته قرائت عبارتند از هاجر اسوار از اردبيل، فاطمه رحمدار از فارس، مهتاب عيدى از لرستان، معصومه صهبائى استاد از خراسان رضوى و صغرى خورشيدى از گيلان.
همچنين در رشته حفظ كل، الهام منگلى از تهران، اعظم محمدى از فارس، نسرين جعفرى از اصفهان، نجمه شبانى قهرودى از تهران و فاطمه عبدلى از كرمان موفق به كسب رتبه هاى برتر شدند. نفرات برتر ترتيل و حفظ ۲۰ جزء زهرا كشاورز از بوشهر، طاهره عبداللهى از قزوين، منيره افكارى از خراسان رضوى، ليلا بايست از كرمانشاه و عائده محبى از استان مركزى به عنوان نفرات برتر مسابقات سراسرى قرآن كريم سازمان اوقاف و امور خيريه در رشته ترتيل بخش بانوان معرفى شدند.
همچنين در رشته حفظ ۲۰ جزء قرآن كريم بانوان مريم عبدالله پور از خراسان رضوى، زهراسادات مدنيان از اصفهان، هدى صراف ها از قزوين، زهرا ژرفى يگانه از قم و فاطمه اژدرى از كرمان حائز رتبه هاى برتر اين دوره شدند. در رشته حفظ ۲۰ جزء آقايان نيز رمضان على ايزانلو از خراسان شمالى، حسن سليمانى از زنجان، فرهاد رشوندى از قزوين، حسين معتمدى از قم و حسين درستكار از هرمزگان حايز رتبه هاى ممتاز شدند .همچنين محمدرضا حق شناس از اصفهان، محمدجواد جاورى از تهران، حسين يزدان پناه از قم، بابك ولى زاده از آذربايجان غربى و على عليزاده از قم برگزيده رشته قرائت ترتيل قرآن كريم بخش آقايان شدند.
يادآورى مى شود، اختتاميه سى امين دوره مسابقات سراسرى قرآن اوقاف در سنندج يك شنبه شب ۱۵ ارديبهشت با حضور حجت الاسلام والمسلمين احمديان معاون فرهنگى سازمان اوقاف و امور خيريه در مجتمع فرهنگى قرآنى فجر سنندج برگزار شد.
در اين مراسم حجت الاسلام احمديان، معاون فرهنگى سازمان اوقاف و امور خيريه، در آئين اختتاميه سى امين دوره مسابقات سراسرى سازمان اوقاف و امور خيريه ضمن ارايه گزارشى از اين مسابقات افزود: سالانه بيش از ۲۰ هزار نفر در مراحل گوناگون مسابقات اوقاف شركت مى كنند كه ۲۵۰ نفر راه يافته به مرحله نهايى، نمايندگان اين تعداد هستند. وى تصريح كرد: مسابقات قرآن با مسابقات ديگر متفاوت است، چرا كه شركت كنندگان براساس اعتقاد و عشقى كه به قرآن و رسول اكرم(ص) دارند در آن شركت مى كنند و اگر افرادى تشويق مى شوند نماينده افرادى هستند كه از كل كشور در اين رقابت ها حضور يافته اند. احمديان با بيان اينكه جلسات و مسابقات قرآنى اوقاف با هدف ايجاد فضاى معنوى در سراسر كشور انجام مى شود، تاكيد كرد: همه تلاش ما بر اين است تا مجموعه قرآنى جزو بهترين مجموعه ها باشد. معاون فرهنگى سازمان اوقاف و امور خيريه با اشاره به فعاليت هاى صورت گرفته توسط سازمان اوقاف و امور خيريه گفت: برگزارى ۵۰۰ جلسه تفسير قرآن و برگزارى مستمر مسابقات از جمله فعاليت هاى اين سازمان است.
وى افزود: در حاشيه سى امين دوره مسابقات اوقاف، ۱۴ جلسه انس با قرآن در استان كردستان برگزار شده است. همچنين در اين مراسم نجار استاندار كردستان نيز در سخنانى گفت: يكى از اوصافى كه مقام معظم رهبرى به دولت نهم داده اند دولت احياى ارزش ها بود كه در روند فعاليت هاى دولت شاهد تحولى عظيم در بخش هاى مختلف به ويژه فعاليت هاى قرآنى بوده ايم.
وى افزود: با پيروزى انقلاب، بزرگ ترين منكر كه طاغوت بود از بين رفت و بزرگ ترين معروف كه جمهورى اسلامى است به وجود آمد و فضاى جامعه قرآنى شد و اين فضاى معنوى باعث پيروزى در عرصه دفاع مقدس شد.
در ادامه اين مراسم، حجت الاسلام سيدموسى موسوى، نماينده ولى فقيه در استان كردستان طى سخنانى تاكيد كرد: مسابقات بين المللى و يا كشورى قرآن بايد به عنوان مهمترين رخداد فرهنگى سال مطرح شود چرا كه قرآن، ام الكتاب است و با قرآن مى توان فرهنگ دينى را در ذهن و دل انسان ها به عنوان فرهنگ عمومى جايگزين كرد.
وى افزود: با وجود سادگى و ظاهر بى آلايش برنامه هاى قرآنى، در مجموع اين برنامه ها از پرجاذبه ترين اقدامات فرهنگى در كشور است.
موسوى تاكيد كرد: استان كردستان هر آنچه دارد ناشى از توجه به قرآن است و امروز كردستان مفتخر است كه تعداد شهداى روحانى اين استان در مقايسه با جمعيت استان هاى مختلف، مقام اول را دارد و بيش از ۷۰ شهيد تقديم انقلاب كرده است كه امنيت امروز را مديون همين فداكارى ها است.
در ادامه آئين اختتاميه، غلامرضا شاه ميوه، رئيس هيات داوران اين دوره از مسابقات به بيان ويژگى هاى بارز اين دوره از مسابقات پرداخت و تصريح كرد: با توجه به نامگذارى امسال از سوى مقام معظم رهبرى به سال نوآورى و شكوفايى سازمان اوقاف روندى را در پيش گرفته كه تحولاتى در مسابقات ايجاد كند و يكى از اين تحولات در داورى مسابقات بوده است كه چهره هاى جديد اما با سابقه و متخصص از ۱۰ استان كشور به قضاوت پرداختند. شاه ميوه گفت: چهره هاى قرآنى شركت كننده در اين مسابقات براى اولين بار از افراد صاحب عنوان و بين المللى بوده اند كه در اين مسابقات با يكديگر رقابت كردند، همچنين تركيب هيئت داورى مسابقات به دو بخش بالا و پايين ۱۶ سال تقسيم بندى شد.
وى ويژگى ديگر اين دوره از مسابقات را توجه هيات داوران به نظرات و خواست هاى شركت كنندگان از جمله حذف علائم از قرآنى كه متسابقين با آن به تلاوت پرداختند عنوان و اظهار كرد: بحث رشد استان ها در زمينه قرائت و حفظ از نكات بارز اين دوره از مسابقات است چرا كه در سال هاى قبل تنها نفرات ۳ يا۴ استان به فينال راه مى يافتند اما در اين دوره از ۱۰ استان راه پيدا كردند. در ادامه اين مراسم سيد كريم موسوى از مبتهلين معروف كشور به اجراى ابتهال پرداخت و سپس نفرات برتر را اعلام و جوايز خود را دريافت كردند.
شناخت نيرو واستعداد جوانى
قرآن فصل جوانى را فرصت استثنايى عمر انسان مى داند. اين واقعيت در آيات متعدد، با تعبيرات گوناگون مطرح شده است. گفته هاى قرآن در باب شناخت نيرو و استعداد جوانى به دو بخش گزارش و ارزشگذارى، قابل تقسيم است:
گزارش ها
در بخش گزارش، قرآن از رخدادهاى تاريخى ياد مى كند كه به دست جوان طر احى و اجرا شده است. در اين قسمت، هم اتفاقات تلخ و هشداردهنده كه اشاره به آسيب پذيرى فوق العاده اين قشر دارد، مطرح مى شود و هم از شاهكارهاى مثبت و سرنوشت ساز آنان سخن به ميان مى آيد.
اقدام همراه حضرت موسى عليه السلام به نابودى غلامى (يعنى جوانى كه تازه صورتش موى و سبيل در آورده بود)، به اين دليل كه به نيروى تهديد شده نسبت به پدر و مادرش تبديل شده بود، گواهى است بر آسيب پذيرى جوان. قرآن مى گويد: «فانطلقا حتى اذا لقيا غلاما فقتله» (كهف ‎/۷۴) پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا اين كه به نوجوانى برخوردند پس معلم موسى او را كشت. همراه حضرت موسى عليه السلام راز و رمز اين اقدام به ظاهر ناخوشايند را، اين گونه توضيح داد:
«و اما الغلام فكان ابواه مومنين فخشينا ان ير هقهما طغيانا و كفرا» (كهف‎/۸۰)
اما آن نوجوان (كه كشتم) پدر و مادر با ايمان داشت و ترسيديم كه آن دو را به طغيان و كفر بكشاند.
ماجراى پسر نوح و هلاكت او به دليل مخالفت با پدرش، نمونه ديگرى است براى آسيب پذيرى جوان چه آن كه تعبير ب ن ى به معناى جوان است. چنانكه در آيات: صافات‎/۱۲ به همين معنا مى باشد. و سيره قوم نوح نيز اين بود كه روحيه مخالفت با نوح عليه السلام را در سنين جوانى در فرزندان شان پرورش مى دادند. در روايتى آمده است:
«كان الرجل منهم ياتى بابنه و هو صغير فيقفه على راس نوح فيقول يا بنى ان بقيت بعدى فلا تطيعن هذا المجنون»
سيره هر مردى از قوم نوح اين بود كه پسرش را در خردسالى مى آورد بالاى سر نوح عليه السلام و مى گفت: اگر بعد از من زنده بودى، از اين مرد ديوانه پيروى مكن.
سيره تبليغاتى تربيتى قوم نوح چونان جا افتاده بود كه نوح عليه السلام در مقام مناجات با پروردگارش عرض كرد:
«انك ان تذر هم يضلوا عبادك و لا يلدوا انا فاجرا كفارا»
(نوح‎/۲۷)
همانا اگر آنها را باقى بگذارى بندگانت را گمراه مى كنند و جز نسل فاجر و كافر به دنيا نمى آورند.
موج سيره تبليغاتى مخالفان كنعان پسر نوح را نيز در سنين جوانى به دور از ديد پدرش به كام خود برد، به گونه اى كه ترس از توفان هم نتوانست او را به همراهى با پدر وا دارد.
«و نادى نوح ابنه و كان فى معزل يا بنى اركب معنا و لا تكن مع الكافرين. قال ساوى الى جبل يعصمنى من الماء» (هود‎/ ۴۳-۴۲)
نوح فرزندش را كه در گوشه اى بود، صدا زد: پسرم همراه ما سوار شو و با كافران مباش گفت: به زودى به كوهى پناه مى برم تا مرا از آب حفظ كند.
در بخش گزارش هاى مثبت، قرآن به نقل مواردى مى پردازد كه جوان صرفا به دليل روحيه فضيلت پذيرى ويژه اين مقطع سنى به اقدام تاريخى و آموزنده دست يازيده است:
نمونه يك:
حضرت ابراهيم عليه السلام در جوانى به رشد لازم دست يافت و بر اساس آن به سراغ بت شكنى و پى آمد منفى آن شتافت.
«و لقد اتينا ابراهيم رشده من قبل و كنا به عالمين اذ قال لابيه و قومه ما هذه المتاثيل التى انتم لها عاكفون» (انبياء ‎/۵۱-۵۲) ما رشد ابراهيم را از پيش به او داديم و به او آگاه بوديم آن هنگام كه به پدر و قوم او گفت اين مجسمه هاى بى روح چيست كه همواره آنها را مى پرستيد.
«فجعلهم جدا اذا الا كبيرا لهم لعلهم اليه يرجعون قالوا من فعل هذا بالهتنا انه لمن الظالمين قالوا سمعنا فتى يذكرهم يقال له ابراهيم. (انبياء‎/۵۸-۶۰)
همه بتها را قطعه قطعه كرد مگر بزرگ آنها را، بدين منظور كه شايد به سراغ آن بيايند. گفتند: كه با بتهاى ما چنين كارى را كرده است بى ترديد او از ستمگران است. گفتند: شنيده ايم كه جوان ابراهيم نام درباره بتها سخن مى گفته است.
نمونه دوم:
اسماعيل، در سنين نوجوانى در اوج بردبارى و حلم، قدم نهاد و در پاسخ مشورت خواهى پدرش كه خواب ديده بود وى را سر مى برد، گفت: به ماموريتت عمل كن و خواست خداوند را انجام بده مرا ثابت قدم خواهى يافت:
«فبشر ناه بغلام حليم فلما بلغ معه السعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انى ادبحك فانظر ماذا ترى قال يا ابت افعل ما نومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين فلما اسلما و تله للجبين و ناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرويا كذلك تجزى المحسنين.» (صافات‎/۱۰۱-۱۰۵)
ما به ابراهيم بشارت نوجوان حليم و بردبار را داديم، هنگامى كه آن غلام در عرصه فعاليت، همكار پدرش شد، ابراهيم گفت: پسرم: خواب ديده ام كه تو را ذبح مى كنم، نظرت در اين باره چيست گفت: پدرم: دستورى كه به تو داده شده اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت. وقتى هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين اسماعيل را بر زمين گذاشت، او را ندا داديم كه اى ابراهيم، آن ماموريتى كه در عالم خواب به عهده ات گذاشته شده بود، انجام دادى ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم.
نمونه سوم:
حضرت يوسف عليه السلام در سال هاى جوانى ظرف وجودش مالامال حكمت و علم شد و در پناه خداوند از آزمون به بهاى سالها زندگى در زندان، سربلند بيرون آمد، «ولما بلغ اشده اتيناه حكما و علما و كذلك تجزى المحسنين وراودثه التى هو فى بيتها عن نفسه و غلقت الابوماب و قالت هيت لك قال معاد الله انه ربى احسن مثواى انه لا يفلح الظالمون. و لقد همت به و هم بها لو لا ان راى برهان ربه كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء انه من عبادنا المخلصين.» (يوسف‎/۲۲-۲۴)
وقتى يوسف به كمال جسمى و روحى رسيد، به او حكم و علم داديم و اين گونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم و آن زن كه يوسف در خانه اش بود، از او تمناى كامجويى كرد و درها را بست. گفت بشتاب به سوى آنچه براى تو آماده و مهياست، يوسف گفت: پناه مى برم به خداوند و او پروردگارم است كه مقام مرا گرامى داشته است. همانا ستمگران به رستگارى نمى رسند و آن زن قصد او را كرد و او نيز - اگر برهان پروردگار را نمى ديد - قصد وى را مى كرد. اين گونه كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم، زيرا او از بندگان مخلص ما بود.
نمونه چهارم:
موسى عليه السلام در جوانى رنگ كاخ نشينى كه رفاه زدگى و مسووليت نشناسى است، بر خود نگرفت بلكه بر عكس در پى همكارى با مظلومان و ستيز با ستمگران بر آمد:
«و لما بلغ اشده و استوى اتيناه حكما و علما و كذلك تجزى المحسنين. و ذخل المدينه على حين غفله من اهلها فوجد فيها رجلين يقتتلان هذا من شيعته و هذا من عدوه فاستغاثه الذى من شيعته على الذى من عدوه فوكزه موسى فقضى عليه.» (قصص‎/۱۴-۱۵)
وقتى موسى به كمال جسمى و عقلى رسيد، ما به او حكمت و دانش داديم و اين گونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم. او موقعى كه اهل شهر در غفلت بودند، وارد شهر شده، ناگهان دو مرد را ديد كه با هم مى جنگيدند، يكى از پيروان او بود و ديگرى از دشمنانش، آن كس كه از پيروان او بود، مدد خواست، موسى مشت محكمى بر سينه آن ديگرى زد و به حيات او پايان داد.
نمونه پنجم:
موسى عليه السلام پس از بعثت و رسيدن به مقام رسالت، وقتى به مصر بازگشت و مشغول دعوت به دين و مبارزه با دستگاه خودكامه فرعونى شد، با استقبال صادقانه جوانان مواجه گرديد و تنها مجموعه اى از كم سن و سال ترهاى قوم بنى اسرائيل راه او را پيش گرفتند. در حالى كه ترس شكنجه فرعون و اشراف خودى، بر آنها سايه افكن بود.
«فلما امن لموسى الا دريه من قومه على خوف من فرعون و ملئهم ان يقتنهم» (يونس‎/۸۲)
به موسى ايمان نياوردند جز جوانانى از قوم او، در حالى كه مى ترسيدند از اين كه در معرض شكنجه فرعون و سران خودشان قرار بگيرند.
نمونه ششم:
در ماجراى اصحاب كهف، قابل مطالعه است كه تعدادى از كاخ نشينان جوان، به جنگ و مخالفت با محيط آلوده به شرك، بت پرستى و خود كامگى برخاسته و به قصد حفظ ايمان و باورشان به زندگى در آسايش و رفاه پشت پا زده و راه هجرت و آوارگى را در پيش گرفته و با انتخاب زندگى جديد، خواب و مرگ ويژه خود، معجزه ياد ماندنى را در تاريخ به ثبت رساندند:
«نحن نقص عليك بناهم بالحق انهم فتيه امنوا بربهم وزدناهم هدى و ربطنا على قلوبهم اد قاموا فقالوا ربنا رب السماوات و الارض لن ندعوا من دونه الها لقد فلنا اذا شططا.(كهف‎/۱۴-۱۳)
داستان آنها را به حق، براى تو بازگو مى كنيم، آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايت شان افزوديم. ما دلهاى آنها را محكم ساختيم، در آن هنگام كه قيام كردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان ها و زمين است، هرگز غير او معبودى را نمى پرستيم كه ]اگر چنين گوييم[ سخنى به گزاف گفته ايم.
تمامى داستان هاى بالا بيانگر نوعى رابطه بين سنين جوانى و پاى بندى به ارزش ها، پاكى ها و پرخاش بر ضد گرايش ها و سنت هاى باطل است.
واژه هاى: غلام، بلغ اشده، ذريه و فتيه كه همه به مقطع سنى معين اشاره دارد، قطعى ترين دلالتش اين است كه در اين فصل از زندگى، انسان ها گرايش نيرومندى نسبت به گزاره هاى ياد شده دارند و بايد آن را پاس داشت.
ادامه دارد. . .
منبع: فصلنامه پژوهشهاى قرآنى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |