چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۷ مى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۸۲
كتابخانه
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
مقالات روز
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
زندگى
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
قدرت حافظه
زهرا فيروزى راد
جسم انسان، توان و استعدادهايى براى فزايندگى و رشد دارد، استعدادهاى معنوى انسان هم توان رشد دارند.
استعدادهايى كه در نهاد انسان هستند از دو بخش
۱- مادى و فيزيكى ۲-معنوى و متافيزيكى تشكيل مى شوند كه گاهى مجموع اين استعدادها يك جريان و حركتى را در وجود انسان ايجاد مى كنند و گاهى نيز به صورت مادى صرف، مثل استعداد تندخوانى و تندگويى يا استعدادى كه از طريق چشم انجام مى شود ظهور مى يابد. مثلا انسان گاهى مى تواند همين اطراف را ببيند، و گاهى هم مى تواند از طريق چشم، دور را با دقت نگاه كند. اين كار زمانى به وسيله ابزارى مثل عينك، دوربين، تلسكوپ و... گاهى هم بدون ابزار انجام مى گيرد.
در جهت ضعف هم همين است؛ گاهى افراد دور را مى بينند؛ اما نزديك را نمى بينند. گاهى هم برعكس.
نتيجه اين كه، استعدادهاى انسان به سه قسم تقسيم مى شود:
۱- استعدادهايى كه صرفا بعد مادى دارند.
۲- استعدادهايى كه صرفا معنوى هستند.
۳- استعدادهايى كه تركيبى از ماده و معنا هستند.
بحث ما در قسم سوم است، چون بخشى از ياددارى، يادسپارى، خاطر دارى به امور معنوى و بخشى ديگر به امور مادى مربوط است و معجونى از اين دو بعد است.
حافظه نيز معجونى است از دو بعد «مادى» و «معنوى» كه به خاطر عدم به كارگيرى صحيح آن موجب ضعف حافظه و افت تحصيلى مى شود. حتى گاهى اوقات بعضى افراد هستند كه در يك مقطع زمانى حافظه شان خيلى قوى است، بعد كم كم افت پيدا مى كند كه در اصطلاح روان شناسان به اين حالت «زنگار حافظه» مى گويند.
عوامل زنگار حافظه چيست؟ يكى از عوامل زنگار حافظه، آن است كه از آن استفاده نشود، و عامل ديگر بد استفاده نمودن از حافظه است. زيرا وقتى هم كه بد استفاده شود، مثل آن است كه: كنار درب آهنى اتاق، يك كترى آبجوش مرتب بجوشد و بخار كند. اين درب آهنى بعد از مدتى به طور خوب باز و بسته نمى شود چرا؟ به خاطر اين كه عواملى جلوى راه او گذاشته ايد كه موجب زنگار شده است. پس نقش حافظه از نظر جسمى بسيار مهم است خيلى از زحمات و مسايلى كه جسم تحمل مى كند، به خاطر آن است كه حافظه درست كار نمى كند. يك كارى را چشم بايد ۱۰ بار انجام دهد؛ به خاطر اين كه حافظه روند صحيح خود را طى نمى كند.
حافظه، زمينه ساز استعداد است، ما هم استعداد داريم و هم حافظه، مهم آن است كه چطور از آن استفاده كنيم. استعداد انسان ها ثابت نيست بلكه بر مبناى استفاده از آن متغير است. مانند قطعه زمينى كه ممكن است ۴ بار از آن محصول برداشت شود، گاهى ۳ بار محصول بدهد. اين بازدهى به زمينه ها برمى گردد. فضاى مناسب، كاشت و داشت وبرداشت مناسب، رسيدگى و بررسى هاى فراوان است كه زمين را آماده باردهى مى سازد.
حافظه استعداد فراگير
برخى فكر مى كنند كه حافظه منحصر به انسان است اما اين طور نيست بلكه در موجودات ديگر هم حافظه وجود دارد حتى در كوچكترين ذره از يك موجود كه به آن مولكول يا اتم يا ياخته مى گويند نيز حافظه وجود دارد اما در آن جا حافظه اتلاق نمى شود بلكه به آن استعداد يا نيرو مى گويند. در موجودات لطيف تر مثل فرشتگان نيز اين استعداد موجود است. اما يك حالت جبرى دارند و تفاوت هايى بين همه اين ها و انسان وجود دارد. انسان علاوه بر اين كه مى تواند مطلب را بگيرد، آن را تحويل هم مى دهد؛ مى تواند تجزيه و تحليل هم بكند؛ در ذهن و حافظه اش آن ها را بپروراند و حفظ كند و در موقع مناسب از آن ها استفاده كند. حتى گاهى انسان مى تواند تحليل هايى از خود ا رايه دهد كه ممكن است تا آن زمان در هيچ كتابى نخوانده يا نشنيده باشد اما با اين حال مطلبى را كه مى شنود تكه تكه روى هم مى گذارد واز بين مطلب، مطلب تازه اى ارايه مى دهد. قدرت ارايه و پيوستگى و بهم وابستگى صرفا در حافظه انسان وجود دارد و در حافظه حيوانات و موجودات ديگر چنين قدرتى وجود ندارد. خصوصيتى كه در حافظه انسان است در ساير موجودات نيست كه همان قدرت تشخيص است.
فعال كردن حافظه
از آن جا كه حافظه انسان هميشه در حال گرفتن اطلاعات و اخبار است، براى تمركز و استفاده از حافظه بايد با آن كار كرد.
حافظه دايم در حال كار كردن است. اطلاعات مى دهد و اطلاعات مى گيرد و وقتى كه فكر مى كند مى بيند در حافظه او چيزى نمانده است ولى اگر انسان تمركز فكر داشته و حافظه اش را مورد استفاده دقيق قرار دهد همه چيز را در سلول هاى مغز خود جاى مى دهد و به موقع از آن ها بهره بردارى مى نمايد.
براى فعال كردن سلول هاى مغزى يكى ديگر از روش هايى كه به كار مى رود، اين است كه: وقتى به رختخواب مى رويد و خواب به چشمان شما نمى آيد و در رختخواب مى غلتيد يكى از كارهايى كه براى تمركز و فعال كردن سلول هاى مغزيتان بهتر است به كار ببريد، اين است كه همان طور كه دراز مى كشيد كارهايى را كه در طول روز انجام داده ايد، در ذهن خود مرور كنيد اين كار خيلى زمان نمى برد.
شايد در يك دقيقه بتوانيد تمام ۱۰ ساعت روز را در ذهن مرور كنيد اين موجب مى شود كه سلول هاى مغزى با هم ارتباط پيدا كنند و مغز يك قدرت فوق العاده پيدا كند. روش ديگر براى استفاده بهتر از حافظه، سالم سازى بدن است.
اگر بدن بيمار باشد، حافظه هم درست كار نمى كند. گاهى مواقع غلظت خون، فشار خون و چربى خون، موجب كم كارى حافظه مى شود.
بيمارى هاى تنى، مانند: رسوبات مجارى ادرار «پروستات» به خاطر عدم فعاليت بدنى است بنابراين، ورزش خيلى موثر است.
مثل اين است كه كترى را روى چراغ بگذاريم، وقتى كه تبخير شد رسوباتى در ته كترى مى ماند چنانچه مرتب بعد از جوشيدن آن را تكان داده و بشوييم قطر اين رسوبات زياد نمى شود.
انسان هم اگر ورزش كند، جسمش فعال و پويا مى شود اين پويايى قطعا در روح او هم تاثير دارد. در چنين بدن سالمى، حافظه سالمى است كه مى تواند بسيار در يادگيرى و فهم انسان در زمان كم دخيل باشد.
گلبرگ و خدا
گلبرگ گوشه بقالى بابابزرگ نشست و با عروسكش بازى كرد. بابا بزرگ هم روى صندلى چوبى اش نشست و كتاب مى خواند... كه سوسك سياهى از كنار گونى برنج بيرون آمد.
كتاب «گلبرگ و دوست صميمى اش خدا»، نوشته فاطمه بختيارى و با تصويرگرى حميدرضا پورحسين، توسط بوستان كتاب قم منتشر شد.
۲۵ سال عمليات براندازى
كتاب بيست و پنج سال عمليات براندازى نوشته آقاى كامران غضنفرى ، در هشت فصل گرد آمده است كه با همكارى مديريت پرورشى و معاونت فرهنگى نيروى هوايى سپاه پاسداران به چاپ رسيده است . كتاب  حاضر برگزيده اى از كتاب «آمريكا و براندازى جمهورى اسلامى ايران» است.
از مجموع مطالب اين كتاب حاصل مى شود كه از بيست و دوم بهمن ماه ۱۳۵۷ كه انقلاب اسلامى در ايران به پيروزى رسيد، نفس وجود انقلاب اسلامى براى بسيارى از دولت هاى جهان غيرقابل تحمل بود چرا كه انقلاب اسلامى ايران اثرات فوق العاده  زيادى را چه در سطح بين المللى و چه منطقه اى و يا محلى بر جاى گذاشت.
در نتيجه انقلاب اسلامى، سلطه آمريكا در ايران پايان يافت و مجموعه اى روابط نظامى، اطلاعاتى و اقتصادى كه ايران را به آمريكا پيوند مى داد، از هم گسسته شد. آمريكا به عنوان مهم ترين كشور موثر در تحولات ايران زمان شاه، بزرگ ترين بازنده تحولات داخلى ايران بود. خسارات وارده به آمريكا، داراى ابعاد مختلف اقتصادى، سياسى امنيتى و فرهنگى بود.
به عبارتى از دست دادن يك بازار بزرگ براى محصولات اين كشور به هم خوردن توازن و ثبات مورد نظر آمريكا در منطقه و رشد گرايشات اسلام خواهانه و امكان  وقوع تحركاتى مشابه با انقلاب اسلامى ايران در ديگر مناطق، عواملى بودند كه منافع آمريكا را به خطر مى انداختند .
به عقيده «مارك گاز يوروسكى» :اصولا واشنگتن نگران گسترش اسلام گرايى راديكال به ويژه در خاورميانه و مصر بوده، معتقد است كه جمهورى اسلامى ايران تقويت كننده اصلى بنياد گرايى اسلامى در جهان است. آرى، آمريكا از ايجاد يك بلوك نيرومند اسلامى به رهبرى جمهورى اسلامى ايران كه توازن قوا را در منطقه و جهان تغيير خواهد داد، به شدت به هراس افتاده است.
انقلاب اسلامى ايران نه تنها جريان ثروت هاى بادآورده و بازگشت دلارهاى نفتى به جيب شركت هاى آمريكايى را قطع كرد، بلكه سبب شد آمريكا هزينه هنگفتى را صرف مقابله با وقوع انقلاب هاى مشابه در ميان كشورهاى منطقه نمايد.
«ريچارد نيكسون» يكى از روساى جمهور پيشين آمريكا نيز با درك اين نكته گفته بود «بنياد گرايى اسلامى براى ما خطرناك تر از شوروى است.»
همچنين جورج شولتز وزير خارجه اسبق آمريكا نيز اظهار داشته بود كه:انقلاب اسلامى خطرناك ترين دشمن مشترك تمدن غرب در سراسر تاريخ آن است. ملاحظه مى  گردد كه وقوع انقلاب اسلامى در ايران و تداوم حيات نظام جمهورى اسلامى ايران، به عنوان يكى از مهم ترين عوامل كه طى سال هاى پايانى قرن بيستم منافع آمريكا را به خطر انداخته، سبب شد كه ايالات متحده براى حفظ منافع نامشروع خود، طرح هاى گوناگونى را براى مقابله با تحولات انقلابى در ايران و پيامدهاى اجتناب پذير آن در منطقه و جهان به اجرا گذارد.
نكته قابل توجه اينكه مطالبى كه در بخش هاى مختلف اين كتاب ارائه گرديد، همگى حاكى از آن بود كه دولت هاى آمريكا چه جمهوريخواه و چه دموكرات، يا به اصطلاح خود آمريكايى ها چه از جناح «بازها» و چه از جناح «كبوترها» در ضديت و دشمنى با جمهورى اسلامى ايران هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند.
از ابتداى شروع وقايع انقلاب در سال ۱۳۵۶ تاكنون مجموعا چهار دوره رياست جمهورى آمريكا در دست جمهوريخواهان و سه دوره نيز در دست دموكرات ها بوده است. اما هيچ گونه تفاوت اصولى در شيوه برخورد آنها با نظام اسلامى ايران ديده نمى شود.
هر دو جناح به فكر براندازى و سرنگونى جمهورى اسلامى ايران بوده  اند و براى دست يافتن به اين هدف از هيچ گونه اقدامى فروگذار نكرده اند .
آنان انواع توطئه هاى نظامى، اقتصادى، اطلاعاتى، سياسى، فرهنگى و تبليغاتى را به كار گرفته اند تا بلكه بتوانند اين نظام اسلامى را سرنگون كنند.
نگرانى آمريكا از اين است كه اگر به اين انقلاب امكان داده شود تا در آرامش به سر برد و ميدانى براى معرفى يك نظام اسلامى پيدا كند، جاذبه و كشش آن موجب خواهد شد كه نه تنها كشورهاى اسلامى به صورتى غيرقابل مقاومت به طرف آن نظم كشيده شوند، بلكه كشورهاى غيرمسلمان نيز كه از وضع موجود جهان ناخشنود هستند، الگو و شيوه  ديگر را در اختيار خواهند داشت كه نمى توان آنها را از اختيار كردن چنين الگويى بازداشت.
ابدين خاطر است كه سردمداران كاخ سفيد در پى براندازى نظام جمهورى اسلامى ايران بوده قصد دارند تا در صورت تحقق اين نيت پليد، اعلام كنند كه ايجاد چنين كمال مطلوبى با عنوان نظام اسلامى، عملى نيست و ساير ملت هاى مظلوم و ستمديده دنيا نيز بايد در برابر خوى استكبارى آمريكا سر تعظيم و تسليم فرود آورند و هرگز چنين مباد؛ چرا كه خداوند تبارك و تعالى فرموده است: «و ما اراده كرده ايم كه بر مستضعفين زمين منت گذارده و آنان را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم.»
وحدت و گفت وگو
۱) امروزه اكثريت جمعيت كشورمان را جوانان تشكيل مى دهند جداى از ويژگى كميتى، از لحاظ كيفى نيز به تبع انقلاب اسلامى، در دهه هاى اخير راه ورود به تحصيلات عاليه براى كثيرى از جوانان ما باز شده كه از آثار آن، مواجه شدن با نسلى فهيم، پرسشگر و هوشيار است.
خصوصا اين كه اين نسل به قوى ترين روش ها و ابزارهاى ارتباطى (ماهواره، كامپيوتر، اينترنت و...) نيز مجهز است و با جديدترين مسايل عصر مواجهه و با تازه ترين داده هاى زمان آشنا است.
اين مخاطبين تشنه، آگاه و مسلح، مباحث خاص خود را داشته و پاسخ هاى ويژه  خود را مى طلبند.
۲) كار فرهنگى در مقايسه با ساير تلاش ها ممكن است به معناى اقتصادى آن سودآور نباشد و يا حتى اگر مستقلا تعقيب شود، نه تنها مورد تشويق و حمايت قرار نگيرد، بلكه چالش هايى را نيز در پى داشته باشد، با اين حال اگر تلاش در اين بعد، جدى و خلاقانه باشد، قطعا از عوامل موثر بر مسير تاريخ و سرنوشت جوامع بشرى است و اگر اين فعاليت صبغه نشر، چاپ و تاليف كتاب به خود گيرد، يكى از محدود آثار دنيايى پايا و ماندگار آدميان است.
۳) در اين سامان، فرهنگ و تمدن پيشين ما، ايرانشهرى و فرهنگ و تمدن مهمان و مورد اقبال اكثريت غالب ايرانيان، فرهنگ و تمدن اسلامى است و فرهنگ و تمدن مسلط اين عصر كه از مجارى مختلف، ديگران و ما ايرانيان را نيز به رقابت مى خواند، فرهنگ و تمدن غربى است.
كتاب «وحدت از راه گفت وگو» شامل دو مقاله است كه مقاله اول با عنوان «زمينه ايجاد وحدت اسلامى از طريق گفت وگوى بين تمدنى» به راهكارهايى مى انديشد كه به وحدت بين همه مسلمانان در درون تمدن اسلامى و در سطح جهان اسلام منتج مى گردد. رويكرد اين مقاله جغرافيايى و ژئوپلتيكى است و تاكيد بر اصل مهم «گفت وگو» دارد.
مقاله دوم تحت عنوان «اصل گفت وگو و دعوت در روابط بين  الملل از نگاه اسلامى» به فراتر از جهان اسلام نظر داشته و گفت وگو را مبنا و زمينه اى براى دعوت غيرمسلمانان به اسلام به عنوان يك راهكار اساسى پيشنهاد مى كند.
چاپ اول اين كتاب به همت دكتر محمدمنصور نژاد تاليف و توسط انتشارات جوان پويا در دسترس علاقه مندان است.
انديشه سياسى آيت الله خوئى
آيت الله خويى در علم اصول يكى از برجسته ترين نظريه پردازان مكتب اصولى در تاريخ معاصر شناخته مى شود. او با اعتقاد به مبانى و اصول فكرى اين مكتب و كارآيى آن ها در عرصه اجتهاد، انديشه فقهى خود را بر همين مبانى بنيان نهاده است. از ديدگاه ايشان، منابع اصلى احكام و قوانين دينى عبارتند از «كتاب»، «سنت»، «اجماع»، «عقل» و مسايل علم اصول را به استلزامات عقلى، مباحث الفاظ، مباحث حجت ها، اصول عملى شرعى، اصول عملى عقلى تقسيم مى كند. مبانى اصولى ايشان در واقع همان مبانى ساير اصولى هاى طرفدار مكتب اجتهاد است كه اساس آن را قواعد لفظى، عرفى و عقلى براى ارزيابى ضعف و قوت ادله احكام تشكيل مى دهند. اما در اين ميان او نسبت به دو قاعده اصولى ديدگاه خاصى دارد كه اين امر در رهيافت هاى فقهى و اصولى او نيز تاثيرگذار بوده است؛ اول اهتمام به بناى عقلى و عرف خردمندان و دوم، رد «شهرت». ايشان در ارزيابى مفاهيم و قواعد اصولى از قاعده «بناى عقلا» استفاده فراوان برده و چنين به نظر مى رسد كه عرف خردمندان و نخبگان به مثابه يكى از مهم ترين مبانى و قواعد در انديشه اصولى او مطرح بوده است. آيت الله خوئى با توجه به همين مبنا معتقد است كه آموزه هاى شريعت در دايره فهم عرف ارائه شده و ابزار فهم آن، ابزار متعارف در نزد عرف مى باشد، بنابراين همه افراد مى توانند به فهم درست برسند. از ديدگاه وى پيامبر براى افهام دين به مردم شيوه خاصى را ابداع نكرد، بلكه از شيوه هاى موجود در نزد عقلا بهره گرفت.
ايشان بسيارى مسايل و قواعد اصولى را براساس مبنا و سيره عقلا تجزيه و تحليل كرده و به جمع بندى رسيده است. او در تبيين اين مسايل از انتزاعات ذهنى تبعديات شرعى استمداد نجسته، بلكه پايه ارزيابى و شناخت خود را بر خردگرايى عقلا استوار كرده است. اگر ديگر مبانى قابل توجه در انديشه اصولى آيت آلله خوئى، مخالفت او با «شهرت» به عنوان قاعده و دليل در تاييد و تقويت يا رد دلايل نقلى است، او پس از آن كه شهرت را به انواع سه گانه معروف روايى، عملى و فتوايى تقسيم كرده در رد هر كدام به ترتيب گفته است و اما درست است كه شهرت روايى نمى تواند از مرجحات محسوب شود. و درست اين است كه عمل مشهور نمى تواند ضعف روايت ضعيف السند را جبران كند. همچنان كه اعراض مشهور نمى تواند روايتى را كه فى نفسه صحيح يا موثق است، ضعيف و بى اعتبار سازد. در عرصه انديشه فقهى، آيت الله خوئى وابسته به مكتب اول اجتهاد و از بزرگان آن است. او تمامى مبانى و اصول شناخته شده در اين مكتب مانند اجتهاد و تقليد، ضرورت تشكيل نهاد مرجعيت، خطاپذير بودن مجتهد، تكثرگرايى در استنباط فقهى، برائت پس از استنباط، شرط بودن حيات در تقليد از مجتهد، استفاده از قواعد و معيارهاى علم اصول در بررسى و نقد روايات، نقدپذيرى روايات و نصوص و... را پذيرفته است. اما در خصوص فقه سياسى به نظر مى رسد كه سه چيز مبناى اصلى انديشه فقهى او را تشكيل مى دهند نص گرايى شفاف، و اصل عدم نفوذ تصرف فرد در حق فرد ديگر. در يك تفسير عام مى توان گفت كه همه فقها «نص گرا» هستند، اما اين نص گرايى اشكال گوناگونى پيدا مى كنند از اخباريان تندرو گرفته تا اصولى هاى راديكال همه را دربرمى  گيرد، منظور از «نص گرايى شفاف» كه در انديشه آيت الله خوئى مطرح شده است متمركز شدن بر نص از لحاظ انديشه سازى تحت شرايط خاصى است كه اين شرايط ممكن است براى اخبارى ها زياد مهم تلقى نگردد و براى برخى اصولى ها نيز ممكن است محدوده و مفهوم خاص خود را داشته باشد. آيت الله خوئى نصوص و روايات را از دو زاويه سند و دلالت به گونه خاصى مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. او معتقد است كه از منابع چهارگانه احكام، تنها روايت جنبه غالب و فراگير دارد و عقل و اجماع نقش بسيار اندكى در استنباط احكام ايفا مى كنند. از نظر او، همه روايات در سطح برابر قرار نداشته و از جايگاه يكسانى برخوردار نيستند، بلكه تنها روايات «موثق» مى توانند مبناى استنباط در احكام دينى قرار گيرند. او با قوانين علم اصول، دلالت روايات را بر امورى مبتنى دانسته، مى گويد « عمل به اخبار بر سه امر حجيت ظهور، اصل صدور و جهت صدور» توقف دارد. «اصل صدور» به سند روايت و جهت صدور و حجيت ظهور به دلالت آن مربوط مى شود. آنچه در مقام بررسى نص براى ايشان با اهميت تلقى گرديده، شفاف شدن نص از لحاظ صدور از ناحيه معصوم و دلالت گويا و غير ابهام آميز آن نسبت به مساله مى باشد. ايشان با توجه به همين معيار به ارزيابى روايت مربوط به ولايت فقيه و شئون سياسى و اجتماعى فقيه پرداخته و بسيارى از آن ها را قابل نقد و فاقد دلالت شفاف دانسته است. اين شيوه در نص شناسى آيت الله خوئى بر شكل دهى انديشه او درباره عدم ولايت مطلقه فقيه تاثير مهم داشته است.
كتاب «انديشه سياسى آيت الله خوئى» تاليف محمد اكرم عارفى توسط موسسه بوستان كتاب به قيمت ۲۲۰۰ تومان منتشر شده است.
نيش و نوش
زبان به اين دليل كه اصلى ترين وسيله ارتباط انسان ها با يكديگر به شمار مى  آيد، اهميت و ارزش بسيارى دارد. زبان به همين ميزان كه مى تواند در خدمت كمال و سعادت انسان  باشددر صورت كنترل نشدن دين و دنياى او را تباه مى كند .يكى از جلوه هاى زبان زيبا سخن گفتن است. زيبا سخن گفتن در ميان همه زيبايى هاى جهان جايگاهى ويژه دارد.
زيرا هم نظم ظاهرى واژه ها و تركيب آنها مى تواند زيبا باشد و هم ديگر زيبايى ها به وسيله آن بيان
مى شود. قرآن كريم و سخنان معصومان، نمونه والايى از سخن زيبا هستند. سخن زيبا، سخنى است كه افزون بر زيبايى ظاهرى برخاسته از انديشه و همراه با ادب اسلامى باشد. براى اداى حقوق زبان بايد اين نعمت بزرگ را در راهى كه آفريدگار پسنديده است به كار گرفت و البته پاسداشت زبان در گرو حفظ آن از واژگان نامناسب است. از اين رو بيش از هر كس بايد درباره سود و زيان آن انديشيد. زبان اساسى ترين عضو وجود آدمى است. جايگاه والاى زبان در عزت آفرينى و نيز در سقوط انسان ها بر كسى پوشيده نيست. در طول تاريخ زبان ، موثرترين و آسان ترين ابزار براى ارتباط ترجمه و بيان احساس هاى درونى، آموزشى ميراث فكرى بشر و انتقال فرهنگ و تجربه ها از يك نسل به نسل ديگر بوده است.
زبان وسيله اى است و بديهى است كاربرد هر وسيله و كارآيى آن به نوع استفاده از آن بستگى دارد. زبان مى تواند چون شيشه برنده اى عمل كند و سرگوينده اش را بر باد دهد. يا نابينايى را از افتادن در چاه رهايى بخشد. زبان را مى توان سخن گو و نماينده ديگر اعضاى بدن آ دمى دانست كه مى تواند آسايش و راحتى آنها را فراهم كند يا دردسرساز باشد. زبان عضوى سركش است كه اگر صاحبش آن را به خود واگذارد، نه تنها به ديگران زيان مى رساند بلكه خود او را نيز زخمى مى كند. زبان هم گل دارد هم خار هم اصلاح مى كند هم خراب. هم راست مى گويد هم دروغ. دمى خدايى است كه لحظه اى ديگر شيطانى . البته اگر لجام آن را رها سازيم. از سوى ديگر، زبان، ترجمان قلب آدمى است و آنچه در وجود اوست، بر زبانش ظاهر
مى شود،به تعبير ديگر، زبان، آينه تمام نماى وجود آدمى است. اگر جز ناپاكى و ناگفتنى از زبان جارى نمى شود، نشانه سنگدلى و كدورت قلب است. زبان با وجود كوچكى مسووليت سنگينى براى انسان ايجاد مى كند، زيرا وظيفه بزرگى به عهده آن گذاشته شده است و چه وظيفه اى بزرگ تر و سنگين تر از اينكه كفر و ايمان تنها با زبان آشكار مى شود. زبان با گفتن شهادتين، بزرگ ترين جز از اجزاى ايمان را به جا مى آورد و با انكار آن آدمى را در شمار كافران جاى مى دهد .زبان سرچشمه گناهان فراوانى است. اين هشت پاى دهشتناك با پايى، غيبت و با پاى ديگر، سخن چينى مى كند، با يكى تهمت و افترا مى زند و باپاى ديگر تجسس و عيب جويى مى كند. با آن يكى فحش و نا سزا مى دهد وبا پاى ديگرش مشغول توهين و تحقير و تمسخر مى شود. دروغ، دغل بازى، حقه بازى و سرزنش نيز از پاهاى ديگرش پديد مى آيد و اين همه آسيب از آتش خانمان سوز زبان برمى خيزد. هر يك از اعضاى بدن اسباب و امكاناتى مى خواهند تا به انحراف و كجى كشيده شوند ولى تنها زبان است كه به راحتى و بدون مقدمات راه گناه و خطا مى پويد و مرتكب معصيت مى شود گناهانى كه نه تنها براى افراد بلكه براى اجتماع نيز زيان آور است. به همين علت، اسلام با توصيه هاى فراوان از پيروانش خواسته است سخن نابه جا بر زبان جارى نكند. و از هر كلمه و كلامى كه شخصيت ديگران را مى شكند. بپرهيزند كه خود نوعى ستمگرى است. شخصيت آدمى از صفاتى تشكيل مى شود كه خود آن صفات ديدنى نيست ولى اثر آن را در كارهاى انسان مى توان ديد برخى از آنها به آفريننده جهان مربوط است كه آموختنى و در اختيار انسان نيست. مانند اصل عقل، بخش ديگرى در اختيار انسان است كه مى تواند آنها را در بعد مثبت با كوشش به دست آورد مانند دانش و در بعد منفى از خود دور كند  مانند دروغ .بسيارى از صفات خوب و بد با سخن گفتن به وجود مى آيد و سكوت پرده اى است كه روى آنها مى افتد پس با سخن گفتن پرده به يك سو مى رود و عيب و هنر آدمى نمودار مى شود. زبان پلى است كه از يك سو به باطن انسان و از سوى ديگر به ظاهر او بستگى دارد. اسرار درون انسان از آن سوى پل به وسيله زبان به اين سو منتقل مى شود. پس زبان آشكاركننده صفات درونى انسان و ترازوى بسيار دقيقى است كه نشان دهنده سبك يا سنگين وزنى آدمى است. زيبايى در همه ابعاد خود از ديدگاه اسلام مطلوب است. در اين زيبايى ها، سخن زيبا جايگاه ويژه اى داردو شايد يك علتش اين باشد كه هم خود مى تواند به دليل ويژگى هاى لفظى و ادبى و تركيب واژگان مناسب آنها در جمله زيبا باشد و هم ديگر زيبايى هاى جهان با سخن بيان مى شود. پس سخنى كه مى خواهد بيانگر زيبايى ها باشد، اگر خودش نيز زيبا ادا شود، اهميت و ارزش بيشترى مى يابد. خداوند در قرآن كريم براى سخن زيبا و نيكو ارزش فراوانى قائل شده و با بيانى سرشار از عطوفت و صميميت از بندگان خود خواسته است سخنانشان را به بهترين صورت به زبان آورند. سخن زيبا آثار و بركات فراوانى دارد كسى كه زبان خود را به زيباگويى عادت دهد، از اين بركات بهره مند مى شود. سخن زيبا بايد از انديشه نيكو سرچشمه گيرد. انديشه ورزى، يكى از گرانبهاترين نعمت هاى الهى است. شايسته است انسان پيش از هر كار، درباره پيامدهاى آن به خوبى بيانديشد و جنبه هاى خوب و بدش را درست ارزيابى كند. روشن است كه سخن گفتن نيز از اين قاعده بيرون نيست. نسنجيده سخن گفتن، افزون بر زشتى هاى ظاهرى، چه بسا موجب بى آبرويى و رسوايى گوينده شود و نشانه نادانى او به شمار آيد و خطر و زيانى را متوجه او سازد.
همچنين كلام زيبا بايد با ادب اسلامى همراه باشد. عمل يعنى انجام دادن عمل مشروع اختيارى، همراه با ظرافت و زيبايى. شايسته است انسان هنگام سخن گفتن ادب اسلامى را رعايت كند.
يعنى به گونه اى حرف بزند كه در سخن او به شخصيت ديگران اهانت نشود و مقصود خود را در نهايت احترام و فروتنى بيان كند. ملاك سخن، تنها زيبايى لفظ و ظاهر آن نيست، بلكه لازم است كردار انسان نيز گفته اش را تصديق كند و اين زمانى است كه گوينده از راه سخن، ادعايى را مطرح مى كند البته سخن يابد از روى راستى باشد. زشتى و دروغ، زيبايى ظاهرى خبر دروغ را هر چند فصيح بيان شود، تحت تاثير قرار مى دهد. كتاب «نيش و نوش» نقش زبان در نيكبختى و بدبختى انسان، تاليف شكيبا سادات جوهرى، توسط موسسه بوستان كتاب به قيمت ۲۰۰۰ تومان منتشر شده است.
برگ گل
مامان براى زرى‎/ خريده يك روسرى‎/ گل  هاى رنگى روشه‎/ زرى اونو مى پوشه‎/ مامان مى گه دخترم‎/ خيلى تو رو دوست دارم...
كتاب «روبرگ گل نوشته...» كه حكايت هاى منظوم تربيتى همراه با آيه و حديث مى باشد، سروده مرتضى دانشمند و با تصويرگرى حميدرضا پور حسين به همت بوستان كتاب قم منتشر شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |