پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۸ مى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۸۳
كتابخانه
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
انديشه
آرشيو
تماس با ما
معاون نهاد كتابخانه هاى عمومى كشور خبر داد:
حكايت ها و هدايت ها
كتاب «حكايت ها و هدايت ها» كه برگرفته از آثار شهيد مطهرى است، به همت محمد جواد صاحبى تدوين شده و توسط موسسه بوستان كتاب قم منتشر شد.
اين كتاب مجموعه اى است از داستان ها و حكاياتى كه استاد شهيد در ضمن سخنرانى ها و تاليفاتشان بدان ها استناد و استشهاد جسته اند.
افتتاح ۳ كتابخانه روستايى در سيستان و بلوچستان
سه كتابخانه روستايى در بخش هاى فنوج، مسكوتان و پيشين سيستان و بلوچستان به بهره بردارى رسيدند.
محمدحسن زحمتكش، مديركل امور كتابخانه هاى عمومى سيستان و بلوچستان، با اعلام اين خبر به ايبنا، گفت: اين سه كتابخانه جديد با نام هاى آيت الله طالقانى فنوج ، نصر دهستان مسكوتان شهرستان نيك شهر و كتابخانه عمومى نبى اكرم (ص) بخش پيشين راسك هر كدام ۷۷۰ متر مربع زيربنا و شش هزار و ۵۰۰ نسخه كتاب دارند.
وى اعتبار هزينه شده براى اين كتابخانه ها را سه ميليارد ريال از محل اعتبار هاى استانى عنوان كرد و گفت: با آغاز به كار اين كتابخانه ها، تعداد كتابخانه هاى فعال استان به ۵۱ باب رسيد.
معاون نهاد كتابخانه هاى عمومى كشور خبر داد:
تدوين برنامه سير مطالعاتى براى ارتقاى مطالعه مفيد
معاون توسعه كتابخانه ها و كتابخوانى نهاد كتابخانه هاى عمومى كشور گفت: براى ارتقاى مطالعه مفيد كه از اصلى ترين اهداف اين نهاد است، برنامه سير مطالعاتى را تدوين كرده ايم.
حميدرضا چاكرى،در بازديد از غرفه نهاد كتابخانه ها در بيست ويكمين نمايشگاه كتاب تهران به ايبنا گفت: اين برنامه ۳۰ محور موضوعى در مسايل اصلى جامعه امروز ايران و نيازهاى نسل جوان در سه رده نوجوان، جوان و بزرگسال را شامل مى شود.
چاكرى، با بيان اين مطلب كه مخاطبان اصلى اين برنامه اعضاى كتابخانه ها هستند، تصريح كرد: اين محورها، از سوى كارشناسان رشته هاى مختلف علمى، روان شناسى، جامعه شناسى، علوم سياسى و. . . شناسايى منبع مى شوند و كتاب هاى مرتبط با اين موضوع ها به اعضاى كتابخانه ها معرفى خواهند شد.
معاون توسعه كتابخانه ها و كتابخوانى نهاد كتابخانه هاى عمومى كشور، خبر داد: اكنون پنج محور اولويت دار در دستور كار قرار گرفته اند كه از آنها دو محور غرب شناسى و خانواده در اسلام آماده اجرا هستند. سه عنوان بعدى نيز مراحل تحقيق و پژوهش را سپرى مى كنند.
وى ابراز اميدوارى كرد كه با اتمام سال تحصيلى جارى و شروع اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجويان در تابستان كتاب هاى دو محور غرب شناسى و خانواده در اسلام با طراحى جذاب به كتابخانه هاى سراسر كشور ارايه شود.
اين مقام مسوول، اظهار داشت: بر اساس تشخيص كارگروه انتخاب منابع در نهاد كتابخانه هاى عمومى از اين پس بر اساس برنامه سير مطالعاتى به كتابخانه ها كتاب مفيد را ارسال مى كنيم.
چاكرى، هدف از اجراى اين طرح را پاسخ به نياز اصلى نسل جديد و ارتقاى مطالعه مفيد عنوان كرد و توضيح داد: مى خواهيم اقشار مختلف جامعه موضوعى شدن مطالعه را تمرين كنند و ساعت مطالعه مفيد كشور افزايش يابد.
معاون توسعه كتابخانه ها و كتابخوانى نهاد كتابخانه هاى عمومى كشور، همچنين به آزمون استخدام كتابدار اين نهاد اشاره كرد و گفت: در اين آزمون متقاضيانى كه درجه كارشناسى و بالاتر را در رشته هاى كتابدارى و اطلاع رسانى، رايانه، روابط عمومى و معارف اسلامى داشتند شركت كردند.
وى با اذعان بر اين كه سهميه بسيارى از استان ها از نيروى انسانى جديد بر اساس اين آزمون اندك است، خاطرنشان كرد: سهميه تعيين شده از سوى هيات امناى نهاد كتابخانه هاى عمومى تصويب شده و اميدواريم كه ۴۰۰ نفر نيروى انسانى جديد، بخشى از نياز اصلى كتابخانه هاى كشور را رفع كنند.
اين مقام مسوول، همچنين در پاسخ به اين پرسش كه براى سازماندهى كتابخانه هاى روستايى غيرفعال چه برنامه اى داريد توضيح داد: بر اساس چشم انداز ميان مدت نهاد كتابخانه هاى عمومى كه از سوى دبير كل نهاد تدوين شده و بايد تا پايان سال ۱۳۸۸ محقق شود، بايد كتابخانه هاى روستايى ساماندهى شوند. حوزه معاونت نهاد با همكارى سازمان هاى مرتبط چون مساجد، مراكز سوادآموزى و جهاد كشاورزى، آيين نامه اداره كتابخانه هاى روستايى را تدوين مى كند كه پس از تصويب هيات امنا اجرايى مى شود.
وى گفت: سياست كلى نهاد كتابخانه هاى عمومى در اين راستا، استفاده از ظرفيت هاى موجود در روستاهاست. به عبارت ديگر نيروهاى بومى متعهد و فرهنگى به عنوان نيروى انسانى كتابخانه روستايى كار مى كنند و نهاد كتابخانه هاى عمومى متناسب با بودجه در اختيار خود، تجهيزات و منابع كتابخانه روستاى را فراهم مى كند.
فرهنگ قرآن
جلد هجدهم از كتاب فرهنگ قرآن، كليد راهيابى به موضوعات و مفاهيم قرآن كريم كه به واژه هاى «شورا- ضعف» مى پردازد، به همت اكبر هاشمى رفسنجانى و محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن تهيه شده و موسسه بوستان كتاب قم آن را منتشر نموده است.
پيامبر وحدت
عنوان: پيامبر وحدت
نويسنده: سيد حسين حسينى
ناشر: انتشارات اطلاعات
كتاب پيامبر وحدت، با همه تلاش ها و كوشش هايش، ادعاى تحليل تمامى مسايل و ابعاد مربوط به سيره نبوى در موضوع «وحدت امت» را ندارد؛ به ويژه با توجه به موازين و معيارهاى مطرح در بحث راهكارهاى تحليلى (فصل اول) يعنى نه چنان بود كه به مقتضاى وسعت فراگير موضوعات پديد آورنده سيره حضرت رسول (ص)، توانايى طرح و بررسى همه جانبه را داشته باشيم و نه امكان بهره برى تمام و كامل، از كليه اصول و قواعدى كه در مجموعه آيين تحليل سيره نبوى از آن سخن رفته است.
از اين رو، چنين نوشتارى فقط گامى در مسير تحليل پاره اى رخدادهاى همبسته با سيره پيامبر (ص) شناخته مى شود كه از نگاه هاى بايسته و توجه به اقدام هاى ضرورى نيز غافل نبوده است.
در واقع اين كتاب بخشى از يك طرح گسترده است كه به دنبال تحليل و بررسى رويدادها، روشنگر تاريخ زندگى پيامبر اسلام (ص) براساس سبك و سياق ويژه اى مى باشد؛ نهادگاه اصلى پيامبر وحدت، بررسى مساله «وحدت امت اسلامى» است و در واقع به تحليل فشرده اى پيرامون موضوع مهم سيره حضرت رسول (ص) در جهت پى ريزى و پايدارى آن مى پردازد. ساختار شكلى اين نوشتار بر شش محور، بنياد شده است.
- مقدمه: بنيان وحدت
- فصل اول: مبادى و مبانى تحليل
- فصل دوم: ضرورت ها و بايدها
- فصل سوم: مفاهيم و واژه ها
- فصل چهارم: نقش و كاركردها
- سخن پايانى؛ فلسفه وحدت امت
در «مقدمه» بحث پيرامون موضوع «وحدت» را با نظر به بنيان هاى قرآنى آن مى گشاييم. زبان «مقدمه» در چارچوب ادبيات عرفانى با صبغه تفسيرى است و لذا با مقولات و اشعارى توامان شده تا نقش درآمدى بر مباحث اصلى و تحليلى را داشته باشد.
«فصل نخست» از بايسته ها و راهكارهاى تحليل سيره نبوى سخن دارد و در واقع پيش زمينه اى روشن براى محورهاى سه گانه بعدى خواهد بود.
«فصل دوم» به دنبال ترسيم واژگانى است كه از تاثيرگذارى بسزايى در پيكره تحليل هاى بعدى برخوردارند. اين بخش، به صورت مشخص نشان دهنده نحوه برداشت از مفهوم «وحدت امت» خواهد بود تا پياپى به عنوان پيش فرض نگرش هاى پسينى قرار گيرد، و بدين سان از واژه «وحدت امت اسلامى» به سه مقوله همخوان ديگر دست مى يابد يعنى: «جامعه اسلامى»، «امت واحده اسلامى» و نيز «وحدت اسلامى.»
در نهايت «فصل چهارم» نوشته به سيره پيامبر بزرگ اسلام (ص) در مسير ايجاد وحدت امت پرداخته و اين موضوع را در چارچوب تلاش و تاثير آن حضرت در سه مقوله پيش، به تحليل مى گذارد.
«سخن پايانى» كتاب نيز در خاتمه به نتيجه گيرى پيرامون رسالت امت اسلامى مى پردازد.
ميوه زندگانى برگزيدگان الهى، بازدهى و گشايش بالهاى حيات ابدى است؛ هم مى نوشانند و هم پرواز مى دهند. و از اين رو پيامبران، يك نشان با هزاران كهكشان در دست دارند؛ مى نوشانند، چون ريشه در جوهره پايدار درخت پاك و پرورده حيات هميشگى دارند كه «اصلها ثابت.»
پرواز مى دهند، چون سر در آستان آسمان عروج و قرب كشيده اند كه: «فرعها فى السماء» و محمد پيامبر (ص) يكتا كلمه طيبه اى است كه سرآمد تمامى موجودات و مخلوقات و «كلمه الله الاعلى» هم اوست «... پس او خليفه خدا و مجمع مظاهر اسما الهيه و كلمات تامات الهى است همان طور كه فرمود: اوتيت جوامع الكلم»
چنانچه مخلوق خالق كل، همان حكم و اراده تام الهى بوده و از اين رو «كلمه الله» است و نيز: «... كلمه الله هى العليا...» پس نشان و تجلى الوهى در ساحت مهدى (عج) به اوج علو و برترى مى نشيند. و بدين سال، نيازمندى به او در حلقه نيازمندى انسان به اصل حيات و وجود خود، پيوندى هميشگى خواهد داشت.
با نبود او، حيات انسانى انسان از طراوت و شكوه الهى، شادابى و سبزى قرب و وصل بى بهره است، همان قسم كه حيات طبيعى عالم خاك، بى درختان زنده و سبز «... كلمه طيبه شجره طيبه»؛ چه اين كه سرمنشا درخت نبوى، هم اوست. «... درختى كه بارش همه شادى، طعمش همه انس، بويش همه آزادى، درختى كه بيخ آن در زمين وفا، شاخ آن بر هواى رضا، ميوه آن معرفت و صفا، و حاصل آن ديدار و لقا...»
و نيز بى حضور او، «انسان» در گرداگرد گرداب آشفتگى تشتت و اضطراب، گرفتار آمده و محتاج «اصلها ثابت» است كه از بى قرارى و سكون راهى به پا بر جايى و حركت فراروى خود ببيند.
و البته بى حضرتش، تقرب و توسل بى نشان و بى نمايان، چه اين كه «فرعها فى السما..»، آن جناب رابه ذات ربوبى متصل و دامنه تحرك انسان به قله تعالى روح است. پس وجود او بايسته است چرا كه موجوديت انسان، پاكى و طراوت آدمى، ثبات و پايدارى بشر، حركت و تقرب نوع آدميزاد، همه، حتمى و خواستنى است. يعنى هسته او بايسته است چون «انسان» بايستنى است.
با محمد (ص) حركت آغاز مى شود و دستگيرى و سرپرستى او مبدا حركت بشر به سمت و سوى سعادت است. بدون ترديد از مهمترين دستاوردهاى پيامبران الهى، هدايت انسان به سرمنزل مقصود، تكامل، تعبد و تقرب است.
آنان با پيك مژده و پيام هشدار، همگان را به ندايى حيات بخش دعوت مى كنند و محمد خاتم (ص) نيز رسول خداست و خاتم رسولان، پس در اين رسالت با رسولان پيشين شريك بوده و سنگينى بار رسالت او بيشتر نمايان است چه اين كه مى بايست به تكميل دستاوردهاى انبياى سابق پرداخته و پيكره دين توحيدى را از پيرايه هاى آن نيز بزدايد. از اين رو، رنج او بيشتر و هواخواهى او در جهت انجام رسالتش فزونتر و البته جلوه رحمت الهى است.
بنابراين، پيامبر خاتم (ص) نيز در انجام سرپرستى الهى انسان، از آخرين الگوى نمادين، و سرمشق نيكوى حركت و تقرب الهى است كه مى تواند انسانيت را به ذات ابديت تمايل دهد.
اما اين حركت بايستى از ناحيه انسان نيز آغاز گردد و بى شك بدون اراده و همت او، از آن كارآمدى بهينه «اسوه حسنه» بى بهره خواهد ماند. خواست و كوشش انسان ازسويى و توان حتمى آن الگوى زيبا در امكان بالندگى انسان تا افق هاى خجستگى، از سويى ديگر مى تواند آدمى را در گذرگاه دلپذير شكوهمندى تقرب، استوار سازد و از آن جا كه بى هيچ گمان، پيامبر عزيز (ص) به عنوان «اسوه حسنه» براى بشريت بسنده است، پس در پاره نخست، تنها بايد اراده حركت داشت و بس.
حال، آنچه مى تواند ياراى اين اراده و خواست انسان باشد، آگاهى و شناخت آن «اسوه حسنه» در پيكره «سيره نبوى» است. انديشيدن پيرامون حالات، افكار و اعمال انبيا (ع) (در حد توان نگاه بشرى) و پژوهيدن جوانب حيات فردى و اجتماعى آنان راهى فراروى افزونى و كاميابى اراده انسانى است و نيز، بالندگى آن از كژ راهه هاى سستى و كاهلى.
اين بينش (چنانچه براساس موازين راستين بنا شده باشد) مى تواند بهترين دارو واقع نما و نشانه نيك، براى عملكرد اراده انسان قرار بگيرد. بدين ترتيب انديشه، تحليل و بررسى درباره سيره نبوى، امرى ضرورى مى نماياند.
تعليم و تربيت اسلامى
تعليم و تربيت از ديرباز و طى اعصار و قرون همواره مورد توجه عالمان، انديشمندان و فيلسوفان بوده و بدين سان توانسته است افكار و انديشه هاى بزرگى را به سوى خويش فرا خواند. تعليم و تربيت، در قالب رشته يا معرفتى از معارف فراوان بشرى، از يك پشتوانه نيرومند عقلى- فكرى برخوردار است و اين را مى توان يك امتياز استثنايى و منحصر به فرد تلقى نمود. بحث فوق داير بر توانايى تعليم و تربيت در فراخوانى انديشه ها به سوى خويش، گاه آنچنان كانون توجه و مركز ثقل افكار و انديشه هاى اهل نظر بوده است كه برخى از آنان حتى دانش و معرفت مهمى همچون فلسفه و تفكر فلسفى را «چيزى جز بحث از تئورى عام تعليم و تربيت» ندانسته اند. از سوى ديگر نبايد فراموش كرد كه آموزش و تربيت تنها مورد توجه عالمان و فرزانگان جهان در طول قرون و اعصار نبوده بلكه حاكمان و صاحبان قدرت نيزاز نقش موثر آن در تامين اهداف و مقاصد زورمدارانه خود غافل نبوده اند. توجه و سرمايه گذارى گسترده بر روى تعليم و تربيت از جانب شاهان و امپراتوران ايران و روم در ادوار باستان، خلفاى بنى اميه و بنى عباس، در سده هاى ميانه و حاكمان يا فرمانروايانى چون هيتلر و موسولينى، لنين و جز آن ها در قرن حاضر به وضوح نشان از آن دارد. تعليم و تربيت در اسلام با نزول اولين آيات وحى بر پيامبر گرامى (ص) آغاز و با خطاب ميمون: «اقرا و ربك الاكرم الذى علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم» منشا الهى و قدسى به خود گرفت. اين حالت قدسى توام با معنويت همواره و تقريبا در طول قرون و اعصار برآموزش و تربيت حاكم بود تا آن كه در قرون اخير مورد تهاجم قرار گرفت. كوشش سردمداران نهضت نوزايى، يا عصر رنسانس اروپا، در لاييك قرون يا تهى ساختن آن از ارزش هاى معنوى و آسمانى در واقع نقطه اوج اين تهاجم غم انگيز بوده است. بر طبق اين آيه اوليه بر دو عنصر بنيادين تعليم و تربيت، يعنى كسب علم و دانش (علم بالقلم) از يك سو و تعالى روح و كمال انسانى و علم الانسان مالم يعلم از سوى ديگر، تاكيدمى شود. از دريچه همين تاكيد است كه مى توان اولا بر اين ادعا كه قرآن يك كتاب تربيتى است استدلال كرد و ثانيا آن كه بر اهداف و آرمان هاى عالم و كلى نظام تربيت اسلامى وقوف يافت. كار تربيت و آموزش در معنا و مفهوم وسيع آن از همين نقطه شروع گرديد و با سرعت هر چه تمام تر در طريق توسعه و گسترش گام برداشت.اما متاسفانه اين آغاز اميدوار كننده در فاصله اندك زمانى حاكمان و خلفاى وقت عنان نظام آموزش و تربيت به دست گرفتند و كوشش كردند تا از آن به عنوان ابزارى كارا و موثر در جهت تحقق مقاصد و اهداف جاه طلبانه و حتى نامشروع خويش بهره بردارى نمايند. تصور نشود كه تنها حاكمان و حكماى اهل سنت به سياست روى آوردند كه حاكمان شيعى مذهب صفوى نيز از آن بركنار نبودند، هر چند در مورد حاكمان سنى شيوع و گستردگى بيشترى داشته است. اين سلطه ناروا تبعات و عوارض اسف انگيزى به دنبال داشت كه از آن مى توان به توقف بحث آزاد، تفكيك تعهد از تخصص، انزواى صالحان و نيكان، و بالاخره از مترادف شدن تعليم و تربيت اسلامى با مطالعات و دانش هاى مذهبى صرف، به عنوان يكى ديگر از تبعات اين هجوم يا تجاوز، مى توان نام برد. بر طبق اولين آيات قرآن كريم بر علوم نوعى وحدت حاكم است و تعليم و تربيت اسلامى اعم از علوم شرعى و غيرشرعى است و به عبارت ديگر، تفكيك يا تقسيم علوم به تعليمات مذهبى و علمى، بدان سان كه رايحه تقابل از آن به مشام برسد، خلاف آموزش هاى قرآنى است و اين حالتى بود كه به دنبال آن تجاوز تاسف انگيز رخ داد و آثار سوء آن هنوز پابرجاست!«كتاب تعليم و تربيت اسلامى (مبانى، منابع و اصول) تاليف دكتر سيد على اكبر حسينى، توسط پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى به قيمت ۲۲۸۰ تومان منتشر شده است.
طلايه ادب
ليلا قنبرى
سپاس و آفرين مرخداى كامران و كامكار و آفريننده زمين و آسمان را آن كش نه همتا و نه انباز و نه دستور و نه زن و نه فرزند، هميشه بود و باشد و بر هستى او نشان آفرينش پيداست و زمين و شب و روز و آنچه بدواندر است. و چون به خرد نگاه كنى، بدانى كه آفرينش او برهستى او گواست و سپاس وى بر بندگان وى پيداست و نعمت هاى او بر بندگان دى گستريدست.
اى عزيز بدان كه، راه خدا نه از آن جهت راست است و نه از جهت چپ، و نه بالا و نه زير و نه دور و نه نزديك، راه خدا در دل است و يك قدم است. مگر از مصطفى عليه السلام نشنيده اى كه او را پرسيدند: «خدا كجاست؟» گفت «در دل بندگان خود» دل طلب كن كه حج، حج دل است.
اى عزيز حج صورت، كار همه كس باشد، اما حج حقيقت نه كار هر كسى باشد. در راه حج، زر و سيم بايد فشاندن، در راه حق جان و دل بايد نشاندن. اين كه را مسلم باشد؟ آن را كه از بند جان برخيزد. جمال كعبه نه ديوارها و سنگ هاست كه حاجيان ببينند، جمال كعبه آن نور است كه به صورت زيبا در قيامت آيد و شفاعت كند زبهر زايران خود.
بيت المقدس را اهل شام و آن طرف، قدس گويند، و اهل آن ولايات كسى كه به حج نتواند رفتن در همان موسم به قدس حاضر شود و به موقف بايستد و قربان عيد كند، چنانكه عادت است و سال باشد كه زيادت از بيست هزار خلق در اوايل ماه ذى الحجه آن حاضر شوند و فرزندان آن جا بروند و سنت كنند.
از ديار روم و ديگر بقاع همه ترسايان و جهودان بسيار آن جا روند و به زيارت كليسا كه آن جاست.
بايد كه هر چه آموختنى باشد از فضل وهنر، فرزند را همه بياموزى تا حق پدرى و شفقت پدرى بجاى آورده باشى، كه از حوادث عالم ايمن نتوان بود و نتوان دانست كه به سر مردگان چه گذرد. هر هنرى و فضلى روزى به كار آيد، پس در فصل و هنر آموختن تقصير نبايد كردن.
گفته اند: اول كسى كه نماز بامداد كرد آدم بود. آن خواجه خاكى، آن بديع قدرت، وضيع فطرت و نسيج ارادت چون از آسمان به زمين آمد، به آخر روز بود، تا روشنايى روز مى ديد، لحنى آرام داشت، چون آفتاب نهان شد، دل آرام معدن اندوهان شد.
آدم، هرگز شب نديده و مقامات تاريكى و اندوه نكشيده بود. ناگاه آن ظلمت ديد كه بر همه عالم برسيد. وجود غريب و رنجور و از جفت خود مهجور، در آن تاريكى، گه آه كردى، گه روى فراماه كردى، گه قصد مناجات در گاه كردى.
صاحب جمال را اگرچه زرينه و سيمينه بسيار باشد، اما به نزديك او، هيچ چيز اعتبار چندان ندارد كه آينه تا اگر در زرينه و سيمينه خللى ظاهر شود، آن صاحب جمال، به خود عمارت آن نكند، اما اگر اندك مايه اى از غبار در آيينه ظاهر شود، در حال به آستين كرم به آزرم تمام، آن غبار از روى وى بردارد و اگر هزار خروار زرينه دارد، در خانه نهد يا در دست و گوش كند، اما روى از همه بگرداند و روى فرا روى آينه كند.
گويند: پيش از آن كه به محمد (ص) وحى آمده، ديوارهاى خانه كعبه از بالاى مردى كمتر بود و سقف نداشت و عرب مى خواستند كه آن عمارت كنند، فاما مى ترسيدند، كه مقدمه آن عمارت، هر آينه، ويران كردن ديوارها خواست بود و در اثناى آن احوال، كشتى، از آن بازرگانى، باد به جده آورد، و كشتى بشكست، و تخته هاى آن را صاحب كشتى به مكيان داد.
شنيدم كه در غزنين، خبازان در دكان ها نبستند، و نان عزيز و نايافت شده و غربا و درويشن در رنج افتادند و به تظلم به درگاه شدند و پيش سلطان ابراهيم از نانوايان بناليدند. فرمود، تا همه را حاضر كردند. گفت: «چرا تنك كرده ايد؟» گفتند: هر بارى كه گندم و آرد در اين شهر مى آرند، نانواى تو مى خرد و در انبار مى كند و مى گويد: فرمان چنين است. و ما را نمى گذارد كه يك من بار بخريم.»
اى عزيز، هرگز در عمر خود يك بار حج روح بزرگ كرده اى؟ مگر كه اين نشنيده اى كه با يزيد بسطامى مى آمد، شخصى را ديد گفت: «كجا مى روى؟» گفت: «به خانه خدا تعالى» با يزيد گفت: «چند درم دارى؟» گفت: «هفت درم دارم.» گفت: «به من ده و هفت بار گرد من بگرد و زيارت كعبه كردى.» چه مى شنوى!!!
در هر فعلى و حركتى در راه حج، سرى و حقيقتى باشد،اما كسى كه بينا نباشد، خود نداند. طواف كعبه و سعى و احرام و... در همه احوال هاست. هنوز قالب ها نبود و كعبه نبود كه روح ها به كعبه زيارت مى كردند.
كتاب «طلايه ادب فارسى» تاليف دكتر احمد ذاكرى، دكتر فاطمه حيدرى و دكتر زهرا درى مى باشد و توسط انتشارات سرافراز منتشر شد. در تنظيم و گردآورى متون اين كتاب اعلم از نظم و نثر حتى الامكان سعى شده است كه مبناى طبقه بندى رعايت سبك هاى مختلف ادوار گذشته ادب فارسى باشد تا هم سير تاريخى در نظر آمده باشد و هم سير دگرگونى نظم و نثر.
اين مجموعه در دو بخش «متون ادبى» و «سبك ها و مكاتب ادبى» تنظيم شده است كه بخش اول آن شامل متون نظم و نثر، سبك عراقى، سبك خراسانى، سبك هندى و گزيده اى از متون بزرگان ادب فارسى را در خود جاى داده است و بخش دوم شامل سبك و سبك شناسى و مكاتب ادبى مى باشد.
شقايقى همه عشق
قصد حكمت كردم،
معيشت مانع مى تراشيد
و قصد معيشت به ناچار،
حكمت، دعوت پى در پى!
... تو گويى چه كنم؟
***
سخت به خزان نشسته ام،
به خزان دل و انديشه نشستم
و در اين خروش خموش،
صفحات خيال؟ خنده تو،
به خواب مى برد مرا،
... كه خاك غربت، دل از من ربوده است
من چشم به آسمان دوخته ام
و در پهنه شب سياه،
تو مى آيى يار؟...
***
...واى محمد
...با تو اى خورشيد دلدار آفرينش
بس چه ديدنى است، پيوند راز سپيد گل سرخ
اى ستاره مقصود واى سرير مسعود
چشم ازل تيغ رحمت تو سرمه كشد به صبحگاه
و اقليم همه سنگ و همه سخت، تار و پود آب عطش تو مى برد به پگاه؛
رويا زادگان افق الست
دل به زمزمه بارانى تو بسته اند...؛ به تماشا نشسته باغ سبز عشق را!
و تو،
و تو اى آفتاب سرمدى
و اى ناز بلند؛
كه مى كردى از آن كوچه گذر،
و پنجره ها لبخند سپيد تو مى ربودند، به آوازى بلند، سرشار از طراوت يك موج قشنگ،
... و درختان
و درختان سبز
سبزين نسيم تو را.
اى چهره تابان و اى ماه عيان:
... خاك بيكران نيز كيمياى تو مى نوشد.
به شيرينى و سرخوشى.
... و اى پنجره احساس ناگشوده،
خواب سياه مرا، تپش رنگين دشت فراخ تو، نيلوفرانه مى سازد: به سپيدى اما،
به غبار نوميدى ام، مستى تاب زيباى ترنم تو، شكوه شبنم گشوده، لبريز موج نگاه شقايق،
و اسير زورق اشراق سكوت يك دشت، عاشق،
... و اى باغ همه تماشا،
حسرت نى سوخته ام، به ناله فرسوده او فروگذار
پرده بگشاى،
بانگ بزن
خيمه برافكن
تهى رود مرا، به زلالى گواراى رود دوست؛ مى آتشين افشان.
كتاب «شقايقى، همه عشق» كه پاره هايى ادبى به قلم سيد حسين حسينى است توسط انتشارات خدمات فرهنگى كرمان با قيمت ۱۲۰۰ تومان، منتشر شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |