سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۱۳ مى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۸۷
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
اجتماعى
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلامت
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
۶۰ سال پس از تاسيس اسراييل
پوتينيسم به جاى كمونيسم
چهارشنبه ولاديمير پوتين پس از هشت سال در حالى كاخ رياست جمهورى روسيه را ترك كرد كه روسيه اى قدرتمند را براى جانشين اش به ميراث گذاشت روسيه اى كه در خانه اعتماد به نفس زايل شده خود را پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى در سال ۱۹۹۱ بازيافته و در حوزه خارجى با اتكا به ديپلماسى فعال به عنوان قدرتى مدعى در سطح جهانى باز مطرح شده است. اما رد سياست هايى كه از دوران كمونيستى در روسيه قدرتمند امروز باقى مانده اند و از مرد فولادينى چون پوتين به وارث مورد حمايت او يعنى ديميترى مدودف به ميراث رسيدند از قريب ۱۸ سال پيش كه بوريس يلتسين، رييس جمهور وقت روسيه پايان اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى را اعلام كرد برجسته تر و نمايان تر شده اند. زمانى كه پوتين در سال ۱۹۹۹ رياست جمهورى را در روسيه به دست گرفت، روسيه جز ويرانه اى نبود اقتصاد به سختى نفس مى كشيد و درآمد متوسط هر كارمند روس از ۸۰ دلار در ماه تجاوز نمى كرد، تماميت ارضى و هماهنگى درونى به واسطه فعاليت هاى رهبران محلى كه انديشه استقلال در سر داشتند از هميشه متزلزل تر شده بود و آثار روانى فروپاشى اتحاد جماهير شوروى به شكل خود باختگى در برابر غرب همچنان عيان ترين خصيصه فرهنگى مردم روسيه به شمار مى رفت. در اين ميان شورشيان تجزيه طلب چچن نيز موجى از حملات تروريستى در سراسر كشور راه انداخته بودند. اكنون با گذشت اندكى بيش از هشت سال از آن زمان روسيه به هر لحاظ متحول شده است و راى دهندگان روس نيز چنين تحولى را بيش از هر چيز به حساب فعاليت ها و سياست هاى پوتين مى گذارند. او در حالى پس از هشت سال از كاخ كرملين بيرون رفت كه نرخ محبوبيت او در بين مردم روسيه بيشتر از ۷۰ درصد است رقمى بى سابقه براى رهبرى كه از راس قدرت كناره مى گيرد. اما كناره گرفتن از صدر قدرت نكته اى است كه بسيارى از تحليل گران را درباره آينده روسيه، پوتين و جانشين او دچار ترديد مى كند. پوتين فرداى مراسم تحليف مدودف در دوما، در همين خانه ملت روسيه با اتكا به حزب روسيه متحد كه به تازگى رهبرى آن را به دست گرفته به نخست وزيرى روسيه برگزيده شد. هر چند بر اساس قانون اساسى روسيه مقام رياست جمهورى بالاتر از نخست وزيرى است و اختيار تعيين و انحلال دولت را دارد، اما نظام سياسى روسيه آنقدر انعطاف دارد كه نخست وزيرى قدرتمندتر از رييس جمهور را نيز بپذيرد به ويژه آن كه اين نخست وزير پوتين باشد. در واقع ابزار قدرتمندى كه پوتين براى تداوم حكومت تزارى اش بر روسيه در اختيار دارد علاوه بر حضور دوستى مطيع در كرملين، اكثريت دو سومى روسيه متحد در دوماست. اين حزب كه هياتى متشكل از تكنوكرات هاى فاقد هويت و استقلال سياسى است پيروزى چشم گير خود را در انتخابات دسامبر ۲۰۰۷ دوما مرهون هزينه كردن از محبوبيت پوتين است و اكنون كه او به طور رسمى در مقام رهبرى اين حزب قرار گرفته، راى و اراده روسيه متحد چيزى نيست جز راى و اراده پوتين. در واقع نگاه كردن به دوماى امروز روسيه با اندكى طبع طنز مانند ديدن صحنه اى از فيلم جان مالكوويچ بودن است: مثل اين است كه روى ۳۱۵ كرسى از ۴۵۰ كرسى دوما مردانى نشسته اند كه همه چهره سنگى پوتين را دارند. پوتين بزرگ با اتكا به حضور ۳۱۵ آقاى پوتين در دوما نه تنها قدرت استيضاح رياست جمهورى را دارد بلكه مى تواند قانون اساسى روسيه را نيز اصلاح كند قدرتى كه به پيش بينى موسسه تحقيقاتى آكسفورد آناليتيكا حتى ممكن است به تغيير نظام جمهورى روسيه به جمهورى پارلمانى منجر شود كه در آن نخست وزير مقام اول و مرجع قدرت سياسى محسوب مى شود و رييس جمهور تا حد مقامى تشريفاتى تنزل كرده است. در چنين شرايطى پوتين مى تواند تا روزى كه دوما از او حمايت مى كند بر سر كار بماند بى آنكه قانون اساسى قيد و بند و محدوديتى براى حكومت او پديد آورد.
به نظر مى رسد شخص پوتين نيز معتقد است با دست آوردهايى كه در هشت سال رياست جمهورى داشته استحقاق حكومتى طولانى تر را بر اين كشور غنى به لحاظ ذخاير انرژى دارد. او چندى پيش در گفتگويى درباره جمع بندى دست آوردهاى كليد هشت ساله خود گفت: ما [روسيه] را از نو خلق كرديم. او در اين اظهار نظر كه يكى از آخرين سخنان وى در مقام رييس جمهورى به شمار مى رفت در تشريح مختصر دست آوردهاى رياست جمهورى اش گفت: ما توانستيم تماميت ارضى كشور و اتحاد ملى را بار ديگر در شرايط ثبات قرار دهيم. . . قاعده و اساس نهاد اقتصاد روسيه را بار ديگر پى ريختيم و اكنون يكى از اقتصادهاى پيشرو [در جهان] محسوب مى شويم. در مقايسه با روزهاى اوليه حضور پوتين در كرملين، چچن به منطقه به نسبت آرام تبديل شده است، تقريبا تمامى رهبران شورشيان چچن كشته شده اند و جنبش هاى تندرو و تروريستى بى رمقى كه در اين ناحيه باقى مانده اند توان پا فراتر گذاشتن از حيطه مرزهاى چچن را ندارند. تجزيه طلبان چچنى از يك تهديد امنيت ملى و تماميت ارضى روسيه به جريان بى رمق محلى تبديل شده كه اندك اندك محو مى شود. علاوه بر اين، اقتصاد يك تريليون دلارى روسيه و نرخ رشد اقتصادى خيره كننده ۷ درصدى به لطف قيمت گزاف انرژى در سال هاى اخير و اصلاحات مربوط به اقتصاد بازار آزاد كه در سال هاى اوليه رياست جمهورى پوتين به مرحله اجرا گذاشته شده اند دست آوردهاى محسوس ترى از دوران پوتين براى مردم روسيه به شمار مى روند. اكنون درآمد ناخالص داخلى از زمانى كه پوتين به عنوان كفيل رياست جمهورى جانشين موقت يلتسين شد شش برابر شده است، متوسط درآمد ماهانه كارمندان و كارگران روس با افزايش ۸۰۰ درصدى به ۶۴۰ دلار در ماه رسيده است، روسيه ۱۱۰ ميلياردر (به واحد پول دلار) دارد، و شركت هاى عظيم روسى با اتكا به اين اقتصاد قدرتمند جاى خود را در بازارهاى اروپايى باز مى كنند. روسيه كه زمانى شاهد خروج بى رويه متخصصين خود بود و نيروهاى كار اين كشور در راس آمار مهاجران كشورهاى غربى قرار داشتند، اكنون در پايان دوران پوتين به تمهيداتى مى انديشد تا شهروندى مهاجرانى را كه شمارشان رو به افزايش است تسهيل كند. روسيه كه شاهد گسيل نيروى كار خارجى به ويژه از كشورهاى سابق اتحاد جماهير شوروى به اين كشور بوده است از سال ۲۰۰۵ روند اعطاى اقامت و شهروندى به اين افراد را تسهيل كرده است و شايد در آينده اى نه چندان دور ناچار شود براى تامين نيروى كار اقتصاد پوياى خود اين قانون را به اتباع ديگر كشورها كه به روسيه مهاجرت مى كنند نيز تعميم دهد.
الكسى كودرين، وزير اقتصادى روسيه در دولت پوتين با جمع بندى شرايط حاضر مى گويد: ما اكنون حس اعتماد به نفس بيشترى داريم. دولت ديگر تنها وظيفه اش پر كردن چاله هاى باقى مانده از دوران قبل نيست و ما اكنون مى توانيم براى اهداف دراز مدت ترى برنامه ريزى و به آينده اى دورتر فكر كنيم. اولگ گئورگيويچ، زندانى كه تازه آزاد شده و آمده است تا تمرينات رژه تانك ها و سكوهاى متحرك پرتاب موشك هاى بالستيك هسته اى را در ميدان سرخ مسكو تماشا كند به خبرگزارى رويترز مى گويد: دوباره خواندن روزنامه را شروع كرده ام چون در روزنامه ها اين روزها چيزهايى مى نويسند كه آدم احساس غرور مى كند. رژه روز پيروزى كه امسال در دنباله زنجيره مراسم تغيير و جابجايى ها قرار گرفت و جمعه (پس از اداى سوگند رياست جمهورى مدودف در چهارشنبه و تعيين پوتين به نخست وزيرى در روز پنجشنبه) در ميدان سرخ برگزار شد براى اولين بار از زمان فروپاشى اتحاد جماهير شوروى شاهد عبور تانك ها و سكوهاى متحرك پرتاب موشك هاى هسته اى بود اقدامى كه به زعم تحليل گران و رسانه هاى غربى نشانه اى از احياى نظام هژمونيكى است كه روسيه از سلف سياسى اش يعنى اتحاد جماهير شوروى به ارث برده است. اين مساله در كنار آغاز مجدد گشت هاى هوايى بمب افكن هاى دوربرد و استراتژيك روسيه در آسمان بين المللى كه از يك سو مرزهاى ژاپن و از سوى ديگر مرزهاى شمالى ناتو را در آسمان نروژ و اسكاتلند و دانمارك تهديد مى كند يكى از عوامل تنش زا بين غرب و روسيه به ويژه در ماه هاى آخر رياست جمهورى پوتين بوده است. به اين ترتيب به نظر مى رسد آن چه در پايان دوران رياست جمهورى پوتين به جانشين وى به ارث رسيد بيش از آن كه به روسيه اى شبيه باشد كه خود پوتين هشت سال پيش از يلتسين به ارث برد، به اتحاد جماهير شوروى شبيه است با مختصات قدرتى جهانى و بين المللى البته در اين بين قدرت اقتصادى و اقتصاد ليبرالى امروز روسيه را نبايد ناديده گرفت.
ميراثى كه ديگران را نگران مى كنند به رغم محبوبيت بى سابقه پوتين به عنوان رهبرى كه روزگار حكومت اش سپرى شده است (البته اگر چنين تصور شود) اقليتى از مردم روسيه در كنار شمار قابل توجهى از كشورهاى غربى و موسسات و نهادهاى ناظر حقوق بشر مدعى هستند كه روسيه امروز نشانه هاى نگران كننده اى از بازگشت به بسيارى از ارزش هاى دوران اتحاد جماهير شوروى را دارد كه با ارزش هاى دموكراتيك امروز مغايرت دارد. زاخار پريلپين، نويسنده و محقق روس كه در موضع مخالف دولت پوتين قرار دارد در اين باره مى گويد: دستاورد اصلى پوتين در اين هشت سال باز گشت همه جانبه و قابل توجهى به دوران اتحاد جماهير شوروى بوده است. به اعتقاد اين دسته از منتقدان پوتين وى در اين دوران تمام آزادى هايى را كه در دوران سلف سياسى اش يعنى يلتسين به مردم روسيه اعطا شده بود، باز پس گرفته است. براى مثال فرماندار مناطق مختلف روسيه پهناور كه در آن دوران با انتخابات محلى تعيين مى شدند اكنون به طور مستقيم از سوى كرملين عزل و نصب
مى شوند. پارلمان كه زمانى عرصه جدل ها و مناقشات سياسى از جناح هاى مختلف و آراى گوناگون بود اكنون به مجمعى تقريبا يك دست از افراد مطيع رييس جمهور تبديل شده است كه تنها وظيفه شان مهر تاييد زدن بر تمامى تصميمات كرملين است. احزاب مخالف پوتين معتقدند او با اتكا به فعاليت هاى فراقانونى گسترده اى كه پيش از انتخابات دوما ( به ويژه آخرين دوره اين انتخابات در دسامبر سال گذشته ميلادى ) انجام داده، مخالفان خودش را به حاشيه رانده است. اين فعاليت ها شامل آزار و اذيت و حتى تهديد مخالفان مى شود. به عقيده اين دسته پوتين در انتخابات رياست جمهورى نيز براى تضمين پيروزى نامزد مورد حمايت خود به اعمال مشابهى متوسل شد كه تهديد گرى كاسپاروف و ابطال اسناد ميخاييل كاسيانوف از آن جمله بود. اپوزيسيون امروز روسيه همچنين كرملين را به تقلب در شمارش آرا متهم مى كند. در مقابل كرملين مدعى است مخالفان پوتين تنها به اين خاطر در انتخابات چند سال اخير شكست خورده اند كه قادر به درك آن چه مردم روسيه مى خواهند، نيستند. اين ادعا شايد با توجه به حمايت گسترده مردم از پوتين چندان هم دور از ذهن نباشد. از ديگر مواردى كه بر نگرانى هاى مخالفان پوتين افزوده است رسانه هاى روسيه هستند كه قدرتمندترين هايشان در قبضه قدرت كرملين قرار دارند. اكنون تمامى شبكه هاى تلويزيونى اصلى روسيه و همه روزنامه هاى پر تيراژ اين كشور توسط بازرگانان موفقى اداره و منتشر مى شوند كه رابطه بسيار نزديكى با كرملين دارند و حتى موفقيت هاى تجارى خود را تا حد قابل توجهى مرهون الطاف كرملين و پوتين هستند. اين رسانه ها به تدريج در سال هاى اخير بيشتر و بيشتر موضعى مغرضانه اى به سود كرملين در پخش و نشر اخبار و اطلاعات گرفته اند. يك تاجر ۵۰ ساله شهرستانى اهل ياروسلاول مى گويد: بايد هر طور شده كارت عضويت حزب روسيه متحد حزب متبوع پوتين را به دست بياورم. اين روزها اين كارت به مثابه اجازه ورود و ارتباط با مقامات رسمى در حوزه بازرگانى و تمام حوزه هاست و شما را از شر مشكلات در امان نگه مى دارد، درست مثل وقتى كه در دوران اتحاد جماهير شوروى كارت عضويت حزب كمونيست را به دست مى آوردى. پوتين معتقد است كه براى تضمين تداوم رشد اقتصادى و اجتناب از فروپاشى مجدد كشور به اين ميزان از اوتوريته احتياج داشته است و مدافع افزايش دخالت مستقيم دولت در نظام اقتصادى است كه به عقيده او از عوامل رونق اقتصادى بوده است. اما چه درست و چه غلط آن چه پوتين با روسيه كرده تبديل آن به دولتى شبيه دولت اتحاد جماهير شوروى سابق بوده است البته با تغييراتى كه خاص حكومت پوتين است و در واقع اكنون ميراث پوتين را براى روسيه مى توان در يك واژه خلاصه كرد: پوتينيسم نظامى شبيه كمونيسم كه البته با اصلاحاتى جايگزين آن شده است.
منبع: ديپلماسى ايرانى
۶۰ سال پس از تاسيس اسراييل
اعراب از عرش به فرش رسيدند!
هم زمان با فرا رسيدن سالگرد تاسيس اسراييل وقتى نگاهى به ۶۰ سال گذشته
مى اندازيم عدم تلاش واقعى و مستمر اعراب و عدم وحدت موضع گيرى آنها را در قبال حمايت گسترده غرب از اين رژيم مى بينيم كه بسيار نااميد كننده است. محمود عوض، تحليل گر مصرى روزنامه لندنى الحيات در تحليلى تحت عنوان اعراب بعد از گذشت شصت از عرش به فرش سقوط كردند مى نويسد: مراسم شصتمين سال تاسيس اسراييل امسال شاهد يك تحول جديد است و آن حضور جورج بوش، رييس جمهور آمريكا، نيكولا ساركوزى، رييس جمهور فرانسه و آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان به عنوان ميهمانان ويژه اين مراسم است. اين تحليل گر با بيان اينكه حضور اين مقامات در اين مراسم به منزله اعلام علنى همبستگى غرب با دولت صهيونيسم است، مى نويسد: در واقع تشكيل كشور صهيونيستى اسراييل بدون حمايت و همدستى غرب ممكن نيست. نا گفته نماند كه اين دولت از آنجا كه مجرى اهداف معين غرب در منطقه است از حمايت بى دريغ غربى ها برخوردار است. نكته قابل توجه باز شدن درهاى كشورهاى عربى به روى اسراييل است. مصداق اين امر ديدار برخى از اعراب با مقامات اسراييل در برابر دوربين رسانه ها و ديدار برخى ديگر در خفاست. به هر حال زمانى كه اعراب طرح فراگير خود درباره صلح با اسراييل را در اجلاس سران عرب در بيروت در سال ۲۰۰۲ مطرح كردند، اعلام نمودند، درصورت عقب نشينى كامل اسراييل از تمام سرزمين هاى عربى اشغال شده و بازگشت آوارگان فلسطينى با آن روابط عادى برقرار خواهند كرد. اين تحليل گر مى نويسد: با اين وجود اسراييل به راحتى اين طرح را ناديده گرفت و حتى از اعراب خواست بدون اينكه بهايى را بپردازد يعنى بدون اينكه از سرزمين هاى عربى عقب نشينى كند و حق بازگشت آوارگان فلسطينى را به سرزمين هايشان به رسميت بشناسد به آن امتياز دهند. اسراييل با سياست خاص خود طى اين مدت همواره از حق بازگشت آوارگان فلسطينى طفره رفت و در حال حاضر نيز اعلام مى كند كه هرگز به آوارگان اجازه بازگشت به فلسطين را نمى دهد حال چه مذاكرات آغاز شود و چه نشود.
اين نويسنده مصرى مى افزايد: شصتمين سال تاسيس اسراييل نيز آمد و اسراييل با دستاوردهاى سياسى و منطقه اى اش اين مراسم را جشن مى گيرد. اما مسووليت اعراب ديروز، امروز و فردا اين است كه به خودشان مراجعه كنند و مرحله طولانى درگيرى هايشان را با طرح هاى صهيونيستى بازنگرى كنند و به واقعياتى كه وجود دارد نگاه كنند. نخستين واقعيت اين است كه اسراييل با هدف طرح ايجاد يك كشور در مقابل چشمان اعراب در طول نيم قرن به حضورش ادامه داد. زمانى كه اسراييل جنگ نخست خود را در سال ۱۹۴۸ آغاز كرد، اعلام كرد كه بر ارتش هفت كشور عربى پيروز شد در حاليكه واقعيت اين بود كه ارتش اسراييل در آن جنگ سه برابر ارتش هفت كشور عربى بود و از بهترين امكانات و تجهيزات و آموزش برخوردار بود در حاليكه اعراب هيچ يك از اين امكانات را نداشتند. زمانى كه اسراييل وارد جنگ دوم خود در سال ۱۹۵۶ شد اين بار اين جنگ را با مشاركت دو امپراتور بزرگ يعنى انگليس و فرانسه آغاز كرد. مشاركت انگليس در اين جنگ با هدف مجازات مصر بر سر يك اختلاف قديمى بود كه هيچ ارتباطى به اسراييل نداشت. مشاركت فرانسه نيز با هدف مجازات مصر به خاطر حمايتش از انقلاب الجزاير عليه اشغال فرانسه بود اما مقاومت مصر و موضع گيرى بين المللى منجر به شكست اسراييل در زمان جنگ دوم در سال ۱۹۵۶ شد. اسراييل به ناچار از صحراى سينا در ماه مارس ۱۹۵۷ عقب نشينى كرد اما اين بار به طور محرمانه خود را براى جنگ بزرگترى در ماه ژوئن ۱۹۶۷آماده كرد. اين بار آمريكا از جنگ سال ۱۹۵۶ درس گرفته و به طور موقت در پنهان كردن واقعيت حمايتش از اسراييل در جنگ ۱۹۶۷ موفق شد و توانست از اسراييل براى اجراى طرح هايش در منطقه استفاده كند.
در اين تحليل آمده است: در پى پيروزى نظامى آمريكا در سال ۱۹۶۷ و شكست اعراب، اعراب ۴۸ نااميد نشده و خواستار موضع گيرى مشترك اعراب شدند و در اجلاس سران عرب در خارطوم در ماه اوت ۱۹۶۷ خط قرمزهايى را با هدف تقويت مقاومت عربى در برابر اسراييل تعيين كردند. اما در سطح بين المللى تنها قطعنامه ۲۴۲ شوراى امنيت در نوامبر ۱۹۶۷ بر اساس عقب نشينى كامل اسراييل از تمام سرزمين هاى عربى در مقابل اعلام پايان جنگ از سوى كشورهاى مربوطه تصويب شد. در آن زمان هيچ صحبتى از روابط با اسراييل چه در سطح سفارتخانه ها و يا حتى مذاكرات مستقيم مصر، سوريه و اردن مطرح نبود. تمام مذاكرات از سوى سازمان ملل با هدف اجراى قطعنامه شوراى امنيت و اساس منشور سازمان ملل اداره مى شد. زمانى كه جنگ اكتبر در سال ۱۹۷۳ به وقوع پيوست احتمال مى رفت اعراب اين بار خيلى قوى تر از قبل ظاهر شوند اما عكس آن به وقوع پيوست. اهداف گسترده به اهداف جزيى تبديل شدند و توافق نامه صلح ميان مصر و اسراييل به در گيرى هاى دو طرف خاتمه داد و سپس در پى امضاى توافق نامه صلح ميان اسراييل و اردن تلاش جهت روشن شدن روابط ميان سوريه و اسراييل آغاز شد.
يعنى با سفر انور سادات، رييس جمهور سابق مصر به بيت المقدس و امضاى توافق نامه جداگانه با اسراييل در كمپ ديويد در سال ۱۹۷۸ مصر و در پى آن اردن از دايره درگيرى نظامى با اسراييل خارج شدند.
در پى اين مساله درگيرى ها به جبهه شرق يعنى عراق كشيده شد اما صدام جنگ عليه ايران را آغاز كرد كه بلافاصله مشخص شد اين جنگ تنها درجهت منافع اسراييل و آمريكا بود. اين جنگ يك ميليون كشته بر جاى گذاشت و دهها ميليارد دلار بدهى براى عراق به همراه داشت و صدام باز دچار اشتباه شد و با آغاز جنگ عليه كويت منجر شد موضع اعراب بيش از پيش از هم پاشيده شود. اين تحليل گر ادامه مى دهد: اما مرحله بعدى از هم پاشيدگى موضع گيرى اعراب عملا با امضاى غير منتظره توافق نامه اسلو ميان ياسر عرفات، رييس فقيد تشكيلات خودگردان فلسطين و اسراييل در سال ۱۹۹۳ آغاز شد. مسايل كلى به مسايل جزيى تبديل شدند و حتى بسيارى از اين مسايل جزيى به بخش هاى جزيى تر تبديل شده و ديگرسازمان ملل و قطعنامه ۲۴۲ شوراى امنيت يا حتى منشور سازمان ملل كارساز نبود و تنها دستورات و ديكته هاى گروه هاى قوى تر اجرا مى شد. اين توافق نامه نيز هيچ نتيجه اى در برنداشت و بعد از گذشت شش سال از امضاى آن آمريكا و اسراييل يك طرح جايگزين جديد را معرفى كردند. آنها در سال ۲۰۰۳ كميته كارى چهار جانبه را شكل دادند و طرح نقشه راه را كه در برگيرنده تعهدات متقابل و متوازن و مرحله اى بود، مطرح نمودند. اين تلاش نيز نتيجه اى در برنداشت.
خود رييس جمهور آمريكا هر بار از تاخيرى جديد در زمينه طرح نقشه راه خبر مى داد. بالاخره قرار شد تشكيل كشور مستقل فلسطين قبل از پايان سال ۲۰۰۸ باشد و در حال حاضر دولت آمريكا هدف جديدى را مطرح مى كند و آن را دستيابى به يك نگرش مشترك از تعريف كشور فلسطين قبل از پايان رياست جمهورى جورج بوش در ژانويه ۲۰۰۹ عنوان مى كند. اين نويسنده مصرى در بخش ديگرى از اين تحليل مى نويسد: بدتر از تقسيم سرزمين و هدف، تقسيم ملت است. اسراييل و آمريكا در برابر پيروزى حماس در انتخابات سال ۲۰۰۶ سكوت نكردند، بلكه تحريم عليه حماس و نوار غزه را در پيش گرفتند تا ملت فلسطين را به دو دسته تقسيم كنند، ملت تحريم شده در نوار غزه و ملت محاصره شده در كرانه باخترى. در اين ميان فساد در جنبش فتح و تسلط حماس بر نوار غزه نيز مانع از حل مشكلات فلسطين شد. همزمان با اين تحولات اسراييل همچنان اهدافش راعملى كرد. به شهرك سازى ها، نابودى اعضاى مقاومت و كوچ اجبارى فلسطينى ها ادامه داد. تشكيلات خودگردان فلسطين نيز همچنان به روابط مناسبش با اسراييل ادامه مى دهد و با آن همكارى دارد در حاليكه داشتن روابط مناسب ميان قدرت اشغالگر و ملت تحت اشغال بسيار بى سابقه است.
ما به جاى اينكه شاهد درگيرى ميان فلسطين و اشغالگران باشيم، شاهد درگيرى فلسطينى ها با يكديگر هستيم. حتى سازمان ملل نيز ديگر تجاوزات وحشيانه اسراييل عليه غير نظاميان را كمتر محكوم مى كند. ديگر سازمان ملل و شوراى امنيت نقش مناسبى ايفا نمى كنند. تزيپى ليونى، وزير امور خارجه اسراييل نيز علنا از اعراب دعوت مى كند با اسراييل عليه ايران متحد شوند و مساله فلسطين را به دست زمان و تشكيلات خودگردان فلسطين بسپارند. در پايان اين تحليل آمده است: شصت سال از تشكيل اسراييل مى گذرد. تقريبا نيمه نخست اين مدت به رغم تمام زخم هايى كه اعراب خوردند شاهد پايدارى و ايستادگى آنها بود اما نيمه دوم آن به رغم افزايش قدرت اعراب شاهد سرخوردگى و سقوط آنها. با اين وجود در خصوص مسايل سرنوشت ساز زمان همچنان عنصر بى طرف است و اين اراده و خواست ماست كه ما را به هدف مان مى رساند نه تن دادن به ذلت و سرفرود آوردن در برابر فشار قدرتهاى بزرگ.
منبع: ايسنا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |